چشمه سار

در ستایش جواد اردکانی و نوشدارویش!

کدخبر: 1066
مهر ۳, ۱۳۹۲ در ساعت ۱۰:۵۶ ب.ظ

00635_PhotoL5

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار به نقل از صاحب نیوز ، پس از موفقیت سریال هایی همچون «شوق پرواز»، «راستش را بگو» و مستند داستانی «آخرین روزهای زمستان»، شبکه یک سیما پخش سریال جدیدی با مضمون دفاع مقدس را در دستور کار خود قرارداده است. نام این سریال «نوشدارو» است و به کارگردانی «جواد اردکانی» و تهیه کنندگی «علی لدنی» شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۲:۱۵ پخش می شود. اردکانی پس از “شور شیرین” باز هم سراغ سوژه ای دفاع مقدسی رفته است و این بار سوژه اش از دهه شصت حرکت می کند و همچنان داستان جهاد است اما این بار روایتی است جاری از دفاع مقدس تا جهاد علمی و اقتصادی. داستان این سریال پیرامون رزمنده هایی است که این روزها هم با توجه به اوضاع کشور جهاد علمی و اقتصادی را انتخاب می کنند و در صنعت نفت مشغول کار بر پروژه ای هستند که تحریم ها بر آن اثر گذاشته اند. این سریال با استقبال بسیار خوبی همراه بوده و با توجه به ایده و داستان پردازی و بازی خیره کننده بازیگرانی چون هدایت هاشمی توانسته مخاطبان را با خود همراه کند. عامل مهم دیگر که در موفقیت این سریال نقش دارد پرداخت ویژه آن به مسائلی چون تحریم و جهاد اقتصادی است که پیش تر از این در قالب سریال کمتر مورد ایده پردازی قرار گرفته اند.

سریال نوشدارو

پیوند میان دفاع مقدس و زندگی امروز و بویژه جنگ علمی و اقتصادی در این سریال بخوبی به تصویر کشیده شده و ایده سریال هم نمایش همین پیوند است. پیوند میان دفاع مقدس و جهاد علمی- اقتصادی از یک سو با نشان دادن دشمنی ها و عزم دشمن برای از کار انداختن موتور پیشرفت کشور و از سوی دیگر با به تصویر کشیدن اراده ای در کسانی که طعم مبارزه با تحریم ها را در زمان دفاع مقدس چشیده اند بخوبی عینیت می یابد. در این سریال محمد (با بازی هدایت هاشمی) در شرایطی قرار می گیرد که حضور یا عدم حضورش در پروژه با ساختن یا نساختن سنگر مقایسه می شود و حضور او در عسلویه یادآور حضورش در جنگ است. این مقایسه و به عبارت بهتر تطابق باعث می شود او به یک خودآگاهی برسد و حضور در پروژه ای که مخالفان سرسختی در داخل و خارج دارد را انتخاب کند. همین مخالفان داخل و خارج هم شرایط را بسیار شبیه به زمان جنگ می کنند.

ملاقات محمد با مهندس پژمان از بهترین سکانس های سریال است. مهندس پژمان مشاور وزیر و مخالف سرسخت پروژه ای است که محمد و دوستانش قصد شروع آن را دارند. او معتقد است باید بطریقی این قطعه را از خارج وارد کرد و ساخت آن در داخل غیر ممکن است. او محمد و هم نسل هایش را به آزمون و خطا در جنگ و تلف کردن سرمایه مملکت متهم می کند و محمد هم از غیر ممکن هایی می گوید که در میدان جنگ و در تحریم ممکن شد و همه دنیا را متعجب کرد. پژمان نماد مسئولانی است که هیچ گاه نخواسته اند توانستن را صرف کنند و همیشه تکیه بر زرق و برق غرب کرده اند. مدیرانی که اهل ریسک نیستند و آینده نگری شان هم در همین یکی دو روز آینده خلاصه می شود. محمد در این سکانس نماد همه مسئولانی است که با تکیه بر ظرفیت های داخلی از تحریم ها به عنوان فرصتی برای خودباوری و توانستن استفاده کرده اند و مهم ترین دارایی شان روحیه جهادی است. این تقابل که در این سکانس بخوبی به تصویر کشیده شده مساله ای است که در سطوح بالای مدیریتی کشور وجود دارد:

«مدیرانی چون مهندس پژمان در کشور کم نیستند. در زمانی که همه دنیا یک طرف دیگر بود و مردم ما و امام شان یک طرف دیگر برخی از این مهندس پژمان ها رفتند آن طرف شدند دکتر و مهندس و بعد برگشتند و شدند متخصص و وکیل و وزیر و حالا با تجربه شدن و علاوه بر تخصص باید چوب تجربه شان را هم بخوریم! این مدیران بر خلاف طبلی که بر آن می کوبند به شدت محافظه کار به معنای واقعی کلمه هستند! اگر سهمیه بندی بنزین منافع ملی را تامین کند اما دردسر داشته باشد آن را اجرا نمی کنند! در کوتاه مدت چنین مدیرانی همه را راضی نگه می دارند اما منافع بلندمدت یک کشور اصلا مهم نیست!»

این سریال خواسته یا ناخواسته دارد پنبه این دار و دسته را می زند!

موفقیت این سریال در جذب مخاطب بخوبی نشان می دهد که اگر سریال ها در ایده پردازی و داستان گویی خود را به مسائل مردم نزدیک کنند مردم هم با آنها ارتباط برقرار می کنند. برای داستان سرایی لازم نیست علایق خود را جایگزین علایق مردم کرد! داستانی چون این سریال آنقدرها حرف برای گفتن دارد که بر گرده عشوه های پسرانه و دخترانه سوار نشود و نشان می دهد حتی یک موضوع خشک مثل تحریم ها هم می تواند دست مایه ایده پردازی و داستان گویی قرار بگیرد.