چاپ این خبر
کد خبر : 13635
۹:۳۰ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۳/۰۲/۲۳

بسته فرهنگی ویژه ولادت امیر مومنان علی علیه السلام /ببنید، بشنوید و فرا بگیرید

علی مع الحق و الحق مع علی، همزمان با سیزدهم رجب سالروز میلاد با سرسعادت مولی الموحدین یعسوب الدین امیرمومنین علی علیه السلام پایگاه اطلاع رسانی چشمه سار بسته ویژه فرهنگی شامل متن، صوت و پوستر جهت مطالعه و استفاده شما خوانندگان عزیز تدارک دیده است.

به گزارش واحد رصد فضای مجازی پایگاه اطلاع رسانی شهرستان خوانسار چشمه سار، همزمان با سیزدهم رجب سالروز میلاد با سرسعادت مولی الموحدین یعسوب الدین امیرمومنین علی علیه السلام پایگاه اطلاع رسانی چشمه سار بسته ویژه فرهنگی شامل متن، صوت و پوستر جهت مطالعه و استفاده شما خوانندگان عزیز تدارک دیده است.

اعمال مستحب در روز سیزدهم ماه رجب

اگر کسى نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه بگوید: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّهَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ.
ماه رجب و ماه‌هاى شعبان و رمضان، از ماه‌هاى بسیار پرفضیلت هستند و از تعبیرات بعضى از روایات این‌گونه برمى‌آید که ماه رجب در میان این سه ماه، امتیاز خاصى دارد؛ تا آنجا که ماه رجب «ماه خدا» نامیده شده و ماه شعبان «ماه پیامبر» و ماه مبارک رمضان «ماه امت»، بنابراین در ماه خدا باید برای دو ماه دیگر ره توشه برداشت.

روزه ماه رجب از اعمال موکد این ماه است تا جایی که رسول خوبی ها درباره عظمت روزه این ماه فرمودند: هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودى عظیم خدا را به دست آورده است، خشم الهى از او دور مى‌شود و درهاى جهنم به روى او بسته خواهد شد، البته در روایات نیز آمده است که هر کس سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماه‌هاى حرام.

البته در روایات دیگر تاکید شده است اگر کسى نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّهَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ .

رسول خدا (ص) درباره استغفار در این ماه فرمود: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقه‌اى بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را داردو اگرکسى که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند براى او حسنات فراوانى مى‌نویسد.

«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت فراوانى براى خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده است که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالى که از گناه پاک باشد مانند روزى که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او مى‌آیند و به وى بشارت بهشت را مى‌دهند.

اعمال روز سیزدهم ماه رجب
روز سیزدهم ماه رجب متقارن با ولادت امیرالمؤمنین على (ع) و اولین روز از ایام البیض است. در این روز بنا بر مشهور بعد از سى سال از عام الفیل ولادت با سعادت حضرت امیر المؤ منین(ع) در میان کعبه مُعَظَّمه واقع شده است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانى دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این سه روز را روزه بگیرد.

امام علی(علیه السلام) کیست؟(نگاهی به گوشه ای از فضایل مولا به مناسبت میلاد پر خیر و برکتش)

علی (علیه السلام) مولود کعبه است.
مردی که به اجماع علمای شیعه در اجدادش حتی یک نفر مشرک نبوده است.
مردی که برای یک چشم بر هم زدن به خدا کافر نشد.
اوست که در رحم مادر با مادرش سخن می گفت.
همو که آیه جلال و عظمت حضرت حق بود.
اوست که در خانه خدا متولد شد و سه روز در خانه خدا میهمان خدا بود.
اوست که در گهواره، شش لایه چرم و حریر قماط را پاره کرد تا با انگشتانش خدا را به تسبیح بنشیند.
اوست که در دنیا از میوه های بهشتی تناول می کرد.
اوست که بواسطه حملش، مادرش بر زنان پیش از خود فضیلت یافت.
اوست که خداوند نامش را از نام خویش مشتق نمود.
اوست که به هنگام تولدش دست بر گوش نهاد و اذان و اقامه گفت و به وحدانیت خدا و رسالت شهادت داد و به امر رسول کتب آسمانی را به تلاوت نشست.
مردی که خداوند از قدرت و عزت و جلال و عدالت خویش به او بهره ها داده است. او را بر علوم پنهانی خویش مطلع نموده. و او را به آداب خجسته خویش تادیب نموده و امور عالم را واسطه، اوست.
علی(علیه السلام)! اول کسی که بر بام کعبه اذان گفت، بتها را شکست و خدا را به عظمت و مجد و یگانگی یاد نمود.
او امام بعد از رسول و وصی محمد(صل الله علیه و آله) است
خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و یاری نماید و وای به حال کسی که فرمان او نبرد و حقش را انکار کند.
اوست که فضائلش قابل احصاء نیست
همو که جبرئیل در غزوه احد در باره اش ندای لاسیف الا ذوالفقار لافتی الا علی را سر داد.
اوست که پیامبر خدا در غزوه خندق، یک ضربه او را از عبادت جن و انس بهتر دانست.
اوست که درب خیبر را از جا کند و چهل گام به دور افکند؛ دربی که چهل مرد قادر به حرکتش نبودند.
او درب شهر علم نبی است.
همو که فرمود سلونی قبل ان تفقدونی
مردی که می شود از او در مورد آسمان ها پرسید.
او که راه های آسمان را بهتر از راه های زمین می شناسد.
اوست که خداوند در آیه مباهله او را جان پیامبر خوانده است تا از تمامی پیامبران افضل باشد.
اوست که کثرت جود و سخاوتش را آیه الذین ینفقون اموالهم بالیل و النهار سرا و علانیه می ستاید.
و دنیا و مافیها را با بیان یا بیضاء و یا صفرا غرّی غیری تحقیر می کند.
اوست که با کدّ یمین و رشح جبین هزار برده خرید و آزاد کرد.
هزار چاه کند و مردم را رزاق شد ولی جز چاه صدای او را نشنید.
امپراطوری که نان ریزه های خشک جوین را می خورد تا فقرا فراموش نشوند.
خلیفه ای که هیچگاه سفره اش دو خورشت به خود ندید و از بین شیر و نمک، نمک را برگزید.
خلیفه ای که کفشش دیگر جایی برای پینه نداشت.
همو که تیر از پای مبارکش بیرون نیاوردند مگر به هنگام غرق در خدا شدنش در نماز
او که شبی هزار رکعت نماز می خواند و زین العابدین(علیه السلام) در برابر عبادت های او سر تعظیم فرود می آورد.
اوست که آب نبست بر دشمنی که بر او آب بست.
علی مردی است که دایره حلم و عفوش، دشمنان قسم خورده اش را نیز در بر می گیرد.
در میان اصحاب مثل یکی از آنان بود؛ به هر جانب که او را می خواندند می آمد. هر چه می گفتند می شنید و هر جا می گفتند می نشست با این حال از هیبت تقوایش اسیر دست بسته او بودند.
اوست که راه فصاحت و بلاغت را بر قریش گشود و قانون سخن را غیر او تعلیم ننمود.
همو که کلامش فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است.
اول وارد بر حوض، اول مسلم و اول مومن.
اوست که با انگشت وسط و سبابه گردن فرماندهان جنگ را می شکست، طوق آهن را مثل خمیر قطعه قطعه می کرد و یک ضریت او کافی بود تا مردی رابا دو زره به دو نیم کند.
او که حیوانات وحشی و ذرات عالم مطیع فرمانش بودند..
او که سنگ خارا در دستش طلای احمر می شد.
اوست که بیماری ها از او فرمان می برند و درمان هر دردی است.
او که نابینا را بینا کند چنان که در شب تاریک شتر رمیده را از مسافت بعید رویت کند.
اوست مولا در من کنت مولاه
اوست که پیامبر دو بازویش را گرفت و بر همگان زیادتی داد.
اوست که از جانب خداوند امیر مومنان است.
اوست که اگر سائل در خانه اش نباشی به عذابی گرفتار آیی که لیس له دافع.
اوست که نفرینش مستجاب است.
او که به هنگام شهادتش، ندای بسم الله و بالله و علی مله رسول الله فزت و رب الکعبه سر داد پس زمین بلرزید لرزیدنی سخت، دریاها مواج شد و آسمان ها متزلزل گشت، بادهای سیاه و سرخ وزیدن گرفت و جهان تیره و تار شد، ملائک به خروش آمدند و جبرئل فریاد زد: تهدمت والله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقی و انقصمت العروه قتل الوصی المجتبی قتل علی المرتضی قتله اشقی الاشقیاء
اوست که گریه فرزندانش ملائک را به گریه درآورد.
اوست که زیر تابوتش را جبرئیل می گیرد و مقبره اش را نوح نبی حفر می کند.
اوست که در تشیع پیکر مقدسش از آدم تا خاتم حضور می یابند.
اوست که در محشر کبری منبرش از منبر شهیدان و پیامبران بلندتر است و پای منبرش ملائک حاضرند.
اوست که ملک بهشت و جهنم کلیدهای سعادت و شقاوت را بدو می سپارند.
اوست که گرفتن پایین دامنش تو را به بالای بهشت می رساند.
اوست که گوینده و شنونده فضائلش آمرزیده اند اگر چه گناهانشان سنگین تر از آسمان ها و زمین باشد.
اوست که کتابت فضائلش استغفار ملائکه را برای کاتبش به دنبال دارد.
گناهان شنیده را شنیدن فضائلش و گناهان دیده را دیدن فضائلش پاک می کند.
او که منظره اش عبادت و ذاکرش عابد است.
لاتقبل ایمان عبد الا بولایته و البرائه من اعدائه
او که هفتاد هزار فرشته ی هر رکنِ عرش، برای شیعیانش دعا می کنند همانگونه که بر دشمنانش نفرین.
او که اگر نبود حق از باطل و مومن از کافر بازشناخته نمی شد.
او که اگر نبود هیچکس خدا را بنده نبود.
آنکه رووس مشرکان را پرّاند حتی اسلموا و اعبدو الله. فمن احبه کان مومنا و من ابغضه کان کافرا
هر کس ولایتش را ترک کند مضل و گمراه است. و در یوم محشر کور و کر و لال محشور می شود.
بر منکرین ولایتش طوقی در گردن نهند، سیصد شعبهکه بر هر شعبه شیطانی است که یتفل فی وجهه(تف می کند بر صورتش)
آنکه فرشتگان هفت آسمان به او سلام می رسانند و هر گاه مشتاق دیدار او می شوند به ملکی که شبیه مولا است نظر می کنند.
آن که پیامبر در موردش فرمود: انت صراط مستقیم
انت بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی
آن که رسول خدا در سختی ها ندایش می داد: یا ابا الغیث ادرکنی
آن که شمس السماء او را اول و آخر و الظاهر و باطن نامید.
اول کسی که به پیامبر ایمان آورد و آخرین کسی که از قبر رسول خدا بیرون آمد.
آن که علم پیامبر را ظاهر کرد و آن که اسرار رسول خدا را پنهان داشت.
آن که به حلال و حرام خدا آشنا بود و سنن و فرائض را می شناخت.
اوست که از حلال دنیا دست برداشت، بعد از این که آدم و حوا از میوه ممنوعه تناول نمودند.
اوست که قومش را نفرین نکرد بعد از این که نوح نفرین کرد.
اوست که فرزندانش سرور جوانان اهل بهشتند اگر چه پسر نوح کافر شد.
اوست که با کثرت قتل قریش در موسم حج سوره برائت می خواند و ترس به دل راه نمی دهد بعد از این که ارسل موسی الی فرعون فقال انی اخاف
اوست که دیوار کعبه برای مادرش شکافت بعد از این که به مادر عیسی گفتند بیت المقدس جای عبادت است نه ولادت و این فضیلتی است که نه قبلی دارد و نه بعدی.
اوست که هفتاد و دو حرف اسم اعظم نزد اوست قبل از آنکه یک حرف آن نزد عاصف ابن برخیا باشد.
او چشم خدا در زمین و زبان خدا در میان خلق است.
او نور خدا است که هرگز خاموش نخواهد شد.
او مجرای فیض و نعم الهی بسوی مخلوقات و حجت خدا بر عبادست.
اوست که پیراهن یوسف بر تن می کند، عصای موسی به دست می گیرد، انگشتر سلیمان به دست می کند در حالی که بر آن نوشته شده یا محمد و یا علی
اوست که اعمال بندگان بر او عرضه می شود.
اوست که فرشتگان در شب قدر بر او نازل می شدند.
اوست که ابر و باد و مه و خورشید و فلک را امر دارد و از هر چه بپرسی تو را خبر می دهد.
اوست که نام همه ملائک را می داند و بدون اذن او هیچ فعلی را اراده نمی کنند.
او اسم اعظم خدا و مالک آسمان ها و زمین است.
او صاحب علم غیب و واسطه بین خدا و پیامبران است.
اوست که غم دوریش پیامبران را مضطرب می کند.
او صدیق اکبر و فاروق اعظم است.
تمسّک به او فلاح و تخلّف از او خسران مبین است.
اوست که ذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا
شناخت او به ماوراء کوه قاف همچون شناخت ما از دنیاست.
اوست اسم مخزون خدا، اسم مکنون خدا، اسماء حسنای خدا.
همان اسمایی که دعا به آن مستجاب است
همو که بخاطر او خداوند آسمان و زمین را خلق کرد.
به فرموده خودش عرش و کرسی از ماست. بهشت و جهنم از ماست.
مائیم که به ملائک تسبیح و تقدیس، توحید و تهلیل و تکبیر را آموختیم.
مائیم کلماتی که فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم
او صاحب معجزات باهره و آیت الله العظمی است.
او سزاوارترین مردم به فرمانبرداری است.
اوست که در کتب مقدس گذشتگان از او بارها یاد شده است.
اوست که طایفه جن و ملائک برای داوری و قضاوت به حقش فرا می خواندنش.
اوست که هزاران از اجنه کفر را به اسفل السافلین فرستاد.
اوست که به یک نگاهش دریاهای خروشان ساکن می شوند.
اوست که بر آب راه می رفت بدون این که قدم هایش خیس شوند.
اوست که معجزات انبیاء را تکرار می کرد.
او عالم ربانی، صادق مصدّق و مطلع بر غیب است.
اوست صاحب علم الکتاب.
اوست که خداوند در جای جای کتابش ولایتش را واجب نموده است.
اوست تنها ضامن تعهدات پیامبر
اوست صاحب الوجه الاقمر و الجبین الازهر و الحوض و الشفاعه و القرآن و القبله و التواضع و السکینه و المساله و الاجابه و السّیف و القضیب و التکبیر و التهلیل و الاحکام الخفیّه و النور و الشرف و العلو و الرفعه و السّخاء و الشجاعه و النجده و المقام المحمود و الحوض المورود و الشفاعه الکبری ذالک سیدنا و مولانا علی ابن ابیطالب.
اگر او نبود کِی از آسمان باران می بارید؟
کی زمین به دور خورشید می چرخید؟
کی درختان میوه می دادند و کی سبزه می رویاند؟
اوست که از رحم ها خبر دارد.
علی خیر البشر فمن رضی فقد شکر و من ابی فقد کفر.
آیه الباقیه و کلمه التامه و الحجه البالغه اوست.
او سید الوصیین، امام المتقین، غیاث المستغیثین و کنز المساکین و معدن الراغبین است.
اوست که بسم الله اش مجریها و مرسیهاست.
اوست که بر همه زبان ها و لهجه ها مسلط است.
او انتخاب خدا و صراط مستقیمم حضرت حق است.
اوست درهم شکننده قاسطین و مارقین و ناکثین.
اوست که تا مافوق عرش و تا قعر طبقات زمین و تا اقصی نقاط شرق و غرب عالم برایش هیچ حجابی متصور نیست.
اوست که محبتش فریضه الهی است
او بدر تمام، مصباح الظلام و الملک و العلّام است.
اوست که هر صفتش از دنیا و مافیهایش بهتر است.
اوست که حب به او حب به محمد و بغض به او بغض به محمد است.
اوست که ترم محبتش به احدی رخصت داده نشده و بر اهل آسمان ها و زمین محبتش فریضه است.
او سید الاوصیاست.
حب علی ابن ابیطالب شجره اصلها فی الجنه و بغض علی ابن ابیطالب شجره اصلها فی النار
حب علی ابن ابیطالب حق فاحبه
اوست که بارها برایش رد الشمس شد.
اوست که حیوانات برای دیدنش فرسنگ ها راه می پیمودند تا جمال مبارکش را زیارت کنند.
اوست که خداوند در شب معراج با صدای او با رسولش سخن گفت.
همو که دقّ الباب بهشت، طنینش یا علی است.
اوست که هر کس فضیلتی از او بنویسد تا رسم الخطش باقی است ملائک برایش استغفار می کنند.
لا یقبل الله ایمان عبد الا بولایه علی و البرائه من اعدائه
همو که خداوند عبادت کسی را قبول نمی کند الا این که اول از حب او می پرسد.
همو که مجلس ذکرش لبریز از حضور ملائکه الله است.
همو که شدیدترین بخش آتش برای مبغضین اوست.
همو که اگر خوف خدا خواندنش نمی رفت رسول می فرمود آنچه را که بواسطه اش، قطرات وضویش را به استشفاء می طلبیدند و خاک قدومش را طوطیای چشم می کردند.
آن که دستش با دست رسول خدا در عدالت مساوی بود.
آن که نظیر بی نظیرترین مرد نظام هستی است.
مردی که بر صراط می ایستد و به جهنم دستور می دهد هذا لی و هذا لک.
آن که تا جواز او نباشد احدی از صراط جواز عبور ندارد.
ولیّ علیّ ولیّ الله و عدوّ علیّ عدوّ الله
حبّ علیّ ایمان و بغضه کفر
علیّ مع الحق و الحق معه لا یفترقان
شیعه علیّ هم الفائزون
علیّ خیر البشر من شکّ فیه فقد کفر
همو که اگر ایمانش را در یک کفه و هفت آسمان و هفت زمین را در کفه دیگر بگذارند کفه اوست که سنگینی می کند.
عروه الوثقی، سید الوصیین، مولی المسلمین، امام العارفین، اخ الرّسول علی ابن ابیطالب.
آن که بدون ولایتش بهشت رفتنش دروغی است آشکار.
آن که از هدایت خارج نمی کند و در ضلالت وارد نمی کند.
آن که هیبت اسرافیل و رتبه میکائیل و جلالت جبرئیل و علم آدم و خشیت نوح و خلّت ابراهیم و حزن یعقوب و جمال یوسف و مناجات موسی و صبر ایوب و زهد یحیی و عبادت عیسی و ورع یونس و خلقت محمد(علیهم السلام) را داشت.
همو که خصلت های انبیاء را یکجا دارد و لم یجمعها فی احد غیره
یا علی لایحبّک الا مومن و لا یبغضک الا منافق
او که معیار ایمان و نفاق است.
آن که برای اهل بهشت همچون کوکب درّی می درخشد.
همو که اگر اهل زمین دوستش می داشتند آن چنان که اهل آسمان دوستش دارند نه آتشی بود و نه جهنمی.
همو که در بال جبرئیل نامش را حک کرده اند؛ لا اله الا الله علی الوصی
آن که بی ولای او نصیبی از اسلام ندارد.
همو که به منزله راس رسول خدا بود.
او که دیدن ملکوت آسمان ها و زمین از سوی ابراهیم و تکلم موسی با خدا و معجزات عیسی، نبود مگر به برکت اقرارشان به ولایت مولا.
او که نامش بر سر در بهشت به چهارده هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمین نگاشته شد.
او که عمل هفتاد پیامبر بدون محبتش در جهنم است.
او که ترک ولایتش، باطنا خروج از اسلام است.
همو که کرسی و عرش، کهکشان ها و آسمان ها و زمین با نام او آرام گرفتند بعد از این که به خود می لرزیدند.
همو که نامش بر تمام نظام هستی نقش بسته است.
ان السعید کل السعید حق السعید من احبّ علیا فی حیاته و بعد مماته.
آن که مقیم محبت خداست.
آن که بر دشمنانش از سوی خدا رحمی نیست.
همو که شمشیر تیز و برّانش در جهاد و قدم های استوار و شدت عملش در برابر احکام الهی و یورش های عبرت آموزش به جان دشمنان و صلابت و بی پروائیش در راه خدا موجب شد تا جمعیت به اصطلاح مسلمان او را برای رهبری برنتابند.
همو که وقتی از دنیا رفت هزار جراحت در بدن مبارکش بود.
همو که پیامبر در موردش فرمود: انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم.
همو که پانصد هزار سال قبل از آفرینش عالم خداوند نورش را خلق کرد.
همو که هنگام تولدش حوّا، مریم، آسیه و یوخالد حاضر شدند.
او که مرده زنده می کرد و اگر آن چه را که می دانست آشکار می کرد خلق به ضلالت می افتاد.
او که از گذشته و آینده خبر می داد.
همو که شیطان در نطفه دشمنانش و پدرانشان شریک بوده است.
صاحب ۹۹۹ اسم
آن که جبرئیل و میکائیل در غزوات، سمت راست و چپ اش می ایستادند و ملک الموت پیشاپیش او حرکت می نمود.
او که مستقیم از رسول خدا شیر نوشید.
صاحب زمین او که علم موسی و خضر در برابر علم او قطره در برابر دریاست.
او که کشتی نوح را از غرق شدن حفظ نمود.
همو که در شب معراج با رسول خدا بود
خلیفه ای که وقت از دنیا رفتن جیبش خالی بود.
همو که همگان هنگام مرگشان او را ملاقات خواهند نمود؛ چه مومن و چه کافر
همو که “ب” بسم الله است و “سین” ناس
همو که اگر نباشد زمین اهلش را فرو می برد.
همو که هنگام شهادتش زیر هر سنگ خون نقش بسته بود.
او که ملائک از نور او خلق شدند.
او که جان و روح و حقیقت نظام هستی است.
همو که پدر امت است؛ انا و علی ابوا هذه الامه.
همو که مثلش در میان مخلوقات مثل عقل در میان محسوسات است.
همو که فرمود: من آسمانم، من دریا، من لوح و من ریزش بارانم.
او که پیامبر بعد از وضو دست بر چهره اش می کشید و سپس دستش را بر چهره خویش می کشید.
او که خدا را به خاطر شایستگی اش عبادت می کرد و نه بخاطر شوق بهشت و یا خوف از جهنم .
او که نگهبان راه های حق بود.
او که اگر پرده ها کنار رود بر ایمانش اضافه نمی گشت.
اوست که اگر کره زمین را با آنچه زیر افلاک است به او بدهند تا خدا را به گرفتن پوست جوی از دهان مورچه ای معصیت کند چنین کاری نخواهد کرد.
اوست که می تواند انسان را زنده نگه بدارد چون خودش زنده است.
همو که زجرها کشید و هرگز سربلند نکرد تا شکایت کند.
او که مالک خویش بود لذا قدرتمندترین مرد تاریخ است.
از پیرامونش دانش می جوشید. از دنیا و زرق و برقش بیم داشت و به شب مانوس بود.
اشک چشمش جاری و فکرش دائم بود.
از پوشاک، لباس خشن و از خوراک غذای ساده و مختصر را دوست داشت.
دینداران را بزرگ می شمرد و مساکین را به خود نزدیک می داشت.
قوی در باطلش به او طمع نداشت و ضعیف از عدلش مایوس نبود.
حکومت کرد بدون این که دروغ بگوید
قدیس بود بدون این که از جامعه کناره بگیرد.
شمشیر می زد بدون این که قسی القلب شود.
حاکم یک سلطنت بزرگ بود ولی کفشش را وصله می زد.
او بزرگ مرد جمع اضداد بود.
زندگیش کلید هر خیری و قفل هر شری و مرگش کلید هر شری و قفل هر خیری بود.

امیرالمؤمنین و الگوی حکومت اسلامی

امیرالمؤمنین در همین چند سال؛ یعنی از ذی حجّه ی سال ۳۵ تا ماه رمضان سال ۴۰ – چهار سال و نُه ماه یا ده ماه – کارهای بزرگی انجام داد. کارهایی را پایه گذاری کرد که اگر شمشیر غدر و خیانت نمی بود و این جنایت بزرگ به وسیله ی ابن ملجم و عناصر پشت پرده ی این جنایت صورت نمی گرفت، امیرالمؤمنین این راه را ادامه می داد و باز دنیای اسلام شاید تا قرنها بیمه و تأمین می شد.

لذا مصیبتی که آن روز وارد شد، برای دنیای اسلام و تاریخ اسلام پُرخسارت بود. باز هم این منهل رَوی صافی زلالی را که می توانست دنیای اسلام را سیراب کند، از دسترس دنیای اسلام دور کردند؛ لذا مصیبتِ همیشه است.

کار مهمی که امیرالمؤمنین در این مدت انجام داد، می توان در یک جمله ی کوتاه گفت و من مختصری امروز اطراف آن توضیح می دهم. امیرالمؤمنین در این مدت نشان داد که اصول اسلامی و ارزشهای اسلامی یی که در دوران انزوای اسلام و در دوران کوچکی جامعه ی اسلامی به وجود آمده بود، در دوران رفاه و گسترش و اقتدار و پیشرفت و توسعه ی مادی جامعه ی اسلامی هم قابل پیاده شدن است.

اگر به این نکته توجه کنیم، خیلی مهم است. مسأله ی امروز ما هم همینهاست. اصول اسلامی، عدالت اسلامی، تکریم انسان، روحیه ی جهاد، سازندگی اسلامی، مبانی اخلاقی و ارزشی اسلام در دوران پیغمبر با وحی الهی نازل شد و تا آن حدی که ممکن بود، به وسیله ی پیغمبر در جامعه ی اسلامی اعمال شد. اما جامعه ی اسلامی زمان پیغمبر مگر چه بود؟ تا ده سال فقط یک مدینه بود؛ یک شهر کوچک چند هزار نفری. بعد هم که مکه و طائف را فتح کردند؛ یک منطقه ی محدود با یک ثروت بسیار محدود، با فقر همه گیر و امکاناتِ بسیار کم در اختیارشان بود. ارزشهای اسلامی در چنین محیطی پایه گذاری شد. از آن روزی که پیغمبر از دنیا رفت، بیست وپنج سال گذشته است.

در این بیست وپنج سال، وسعت کشور اسلامی صدها برابر شده؛ نه دو برابر و سه برابر و ده برابر. یعنی آن روزی که امیرالمؤمنین به حکومت رسید، از آسیای میانه تا شمال آفریقا – یعنی مصر – در حیطه ی قدرت حکومت اسلام بود. از دو دولت بزرگِ همسایه ی دولت اسلامی اولِ کار – یعنی ایران و روم – یکی بکلی منهدم شده بود، که حکومت ایران بود، و تمام سرزمین ایرانِ آن روز در اختیار اسلام قرار گرفته بود. بخش عمده یی از سرزمین روم هم – که شامات و فلسطین و موصل و بقیه ی جاها بود – در اختیار اسلام قرار گرفته بود. چنین رُقعه ی وسیعی در اختیار اسلام بود؛ بنابراین ثروت زیادی به وجود آمده بود؛ دیگر فقر و کمبود و کم غذایی وجود نداشت؛ طلا رایج شده بود، پول زیاد شده بود،ثروتهای فراوان به وجود آمده بود؛ لذا کشور اسلامی ثروتمند شده بود. خیلی ها از رفاهِ بیش از اندازه ی لازم برخوردار شده بودند.

اگر علی را از این وسط حذف می کردیم، ممکن بود تاریخ این طور قضاوت کند که اصول اسلامی و ارزشهای نبوی خوب بود؛ اما در همان دوره ی مدینهالنبی؛ همان دوره ی کوچکی و فقر جامعه ی اسلامی؛ اما بعد از آن که جامعه ی اسلامی بزرگ شد و با تمدنهای گوناگون آمیخته شد؛ از ایران و روم فرهنگها و تمدنهای مختلف وارد زندگی مردم شدند و ملتهای گوناگون همه زیر چتر جامعه ی اسلامی قرار گرفتند، دیگر آن اصول کافی نیست و نمی تواند کشور را اداره کند. امیرالمؤمنین در این پنج سال با عمل و سیره و شیوه ی حکومت خود نشان داد که نه، همان اصولِ درخشان صدر نبوت – همان توحید، همان عدل، همان انصاف و مساوات، همان برابری بین انسانها – با خلیفه ی مقتدری مثل امیرالمؤمنین قابل اجراست.

این، چیزی است که در تاریخ مانده است. هرچند بعد از امیرالمؤمنین این روش ادامه داده نشد، اما ایشان نشان داد که اگر حاکم اسلامی و مدیران جامعه و مدیران مسلمان تصمیم داشته باشند؛ بنا داشته باشند و اعتقاد راسخ داشته باشند، می توانند همان اصول را در دوران گسترش منطقه ی حکومت اسلامی و پدید آمدن شرایط گوناگون و جدید زندگی، باز هم اجرا کنند و مردم را از آن بهره مند نمایند.

چهار ویژگی یاری‌دهندگان امیرالمؤمنین علیه‌السلام

رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با جمعی از مداحان، جمعیت جوان حاضر را مخاطب قرار دادند و به بیان روایتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام پرداختند که حضرت در آن اشاراتی به سبک زندگی خود دارند و به مخاطب خود می‌گویند که شما نمی‌توانید این‌طور زندگی کنید، اما می‌توانید من را با چهار ویژگی «ورع»، «اجتهاد»، «عفت» و «سداد» کمک کنید؛ اما این کمک به چه معناست و جوانان نسل حاضر چگونه می‌توانند با تمسک به این چهار ویژگی به یاری حضرت امیر علیه‌السلام بپردازند؟ این پرسشی بود که با حجت‌الاسلام والمسلمین مسعود عالی، استاد حوزه‌ی علمیه‌ی قم مطرح کردیم.
گزیده‌ای از صوت این گفتار را از این‌جا بشنوید:

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «ولایتی لعلی بن ابی‌طالب خیر من ولادتی منه»۱ ولایت علی برای من بهتر از این است که من فرزند او و منتسب به او هستم. به تعبیر دیگر انتساب ولایی مهم‌تر از انتساب نَسَبی است. پسر نوح که در ماجرای طوفان نجات نیافت، فرزند حضرت نوح بود ولی به تعبیر قرآن کریم «انه لیس من اهلک»۲، او از اهل نوح نبود. سلمان از نظر نسبی، فرزند اهل‌بیت علیهم‌السلام نبود، ولی در عین حال «منا اهل‌ البیت»۳ شد. چون بدون اجازه‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السلام کاری نمی‌کرد و ولایت ایشان در سراسر زندگی او حضور داشت. آن‌چه که برای همه‌ی ما مهم است، همین نکته است که ما پای خود را از محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام بالاتر بگذاریم و به ولایت ایشان برسیم. این چگونه ممکن است؟ فرد ولایی کسی است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در سراسر زندگی او حضور داشته باشد و جامعه‌ی ولایی هم جامعه‌ای است که شئون خود را با رضایت و ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام داشته باشد و سبک زندگی خود را با آن حضرت همراه و هماهنگ و نزدیک کند. درست است که کسی به ایشان نمی‌رسد، ولی به هر حال مهم این است که آن قله برای حرکت ما مد نظر باشد. حالا ممکن است کسی در دامنه باشد و کسی دیگر بالاتر یا پایین‌تر؛ اما دقت کنیم که پشت به قله حرکت نکنیم.

یاری امیرالمؤمنین به چه معناست؟
رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان، تعبیر بلندی را از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل کردند و همین مسأله را ترسیم کردند که چطور ولایت حضرت در زندگی شما جاری شود. حضرت امیر علیه‌السلام فرمودند شما نمی‌توانید مثل من زندگی کنید. کسی نمی‌تواند مانند ایشان زاهد باشد. باید توجه کنیم که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فقیر نبود، بلکه زاهد بود. شاید تولید ثروتی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌کرد، احدی از ما نداشته باشد. در جامعه‌ی اسلامی هر چه تولید بالاتر باشد، بهتر است. خود ایشان در تولید ثروت کم نمی‌گذاشت، اما در مصرف، مصادف با پایین‌ترین افراد جامعه عمل می‌کرد. این خصلت یک مسئول در جامعه‌ی اسلامی است که باید زاهدانه و با قناعت زندگی کند. حضرت می‌دانست که دیگران نمی‌توانند مانند ایشان باشند، بنابراین فرمودند: شما نمی‌توانید زندگی این‌چنینی داشته باشید، ولی می‌توانید با یک خصلت‌هایی در رفتار و زندگی خود، به من کمک کنید: «وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سُدادٍ»۴

امام، ولیِّ جامعه است و بار رشد و ارشاد جامعه را به دوش دارد و مثل یک پدر که می‌خواهد خانواده‌ای را رشد بدهد، سنگینی مسئولیت جامعه روی دوش او است. اگر فرزندان آن خانواده با پدر همراهی کنند، در واقع یک کمک به پدر کرده‌اند و در کار تربیت و رشد دادن، هزینه را از آن مسئول و فشار را از روی دوش او کم کرده‌اند. مثلاً فرض کنید پدری با فرزند خود از یک گردنه‌ی خطرناک عبور می‌کند. اگر کودک او چموشی کند، پدر باید مدام او را نگه دارد و دست او را بگیرد و او را بغل کند. پدر در این‌جا می‌گوید، بچه‌جان به من کمک بده در درست راه رفتن و اگر تو درست راه بیایی، ما این راه و گردنه‌ی خطرناک را می‌گذرانیم و هم تو سالم می‌مانی و هم هزینه‌ی من کمتر است. ولیِّ یک جامعه بار مسئولیت آن جامعه را نزد خدای متعال بر دوش دارد. از این جهت است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند با ورع و تقوای خود و اجتهاد و سعی و تلاشی که می‌کنید و سداد به من کمک کنید. این چهار ویژگی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفته است هم صبغه‌ی فردی دارد و هم صبغه‌ی اجتماعی؛ هم تقوای فردی لازم است و هم آن‌جایی که فردی در ارتباط با جامعه هست، تقوای اجتماعی لازم است. از جهت عفت ورزیدن هم همین‌طور است. در روابط اجتماعی، باید عفت اجتماعی وجود داشته باشد و در مسائل فردی هم باید سداد و استحکام و استقامتی که لازمه‌ی یک مؤمن است.

سداد، محکم بودن همچون سد
«سداد» به معنای استقامت، محکم بودن مثل سد و پولادین بودن است. در راه خدا سختی‌هایی هست، جهنم رفتن خیلی سخت نیست؛ هرزگی می‌خواهد و رها بودن؛ زبان هر چه می‌خواهد بگوید و چشم هر چه می‌خواهد ببیند و شکم هر چه می‌خواهد واردش شود. اما بهشت رفتن که در روایت داریم «الجنه محفوفه من مکاره»۵ بهشت با سختی‌ها پوشیده شده است. شما باید پا روی نفس بگذارید و ترمز کنید و این کار سخت است و استقامت می‌خواهد. دو بار انسان این کار را می‌کند، دفعه‌ی سوم شاید خیلی تحریک شود و سختش باشد.

عفت جنسی و عفت مالی
الآن متأسفانه یک فرهنگ مادی و شرک‌آلود که از ابزارهای قوی هم برخوردار است به گونه‌ای وارد میدان شده که بی‌عفتی و بی‌حیایی و حرص به دنیا و بی‌غیرتی را ترویج می‌کند و از جذاب‌ترین ابزارها برای این کار که ابزارهای هنری هستند استفاده می‌کند. الآن نوک تیز حمله‌ی این فرهنگ به سمت خانواده و محور خانواده یعنی زن است. این همان مصداقی است که ما باید به اهل‌بیت علیهم‌السلام کمک کنیم و در مقابل آن فرهنگ شیطانی، فرهنگ اهل‌بیت علیهم‌السلام را ترویج کنیم.

«سداد» به معنای استقامت، محکم بودن مثل سد و پولادین بودن است. در راه خدا سختی‌هایی هست، جهنم رفتن خیلی سخت نیست؛ هرزگی می‌خواهد و رها بودن؛ زبان هر چه می‌خواهد بگوید و چشم هر چه می‌خواهد ببیند و شکم هر چه می‌خواهد واردش شود. اما بهشت با سختی‌ها پوشیده شده است. باید پا روی نفس بگذارید و ترمز کنید و این کار استقامت می‌خواهد.

عفت و حیا اقسامی دارد، اما دو قسم عفت است که ما خیلی به آن‌ دو محتاج هستیم و در روایات ما هم خیلی روی آن‌ها تأکید شده است. یکی «عفت جنسی» و عفت دامن و روابط سالم جنسی در جامعه و دوم «عفت شکم» یعنی درآمدهای مالی افراد باید حلال باشد. در روایات ما، چشم باید عفت داشته باشد، کلام و پوشش هم باید عفیف باشد. این‌ها اقسام عفت است. اما این دو قسم عفت یعنی عفت جنسی و عفت مالی بیشتر مورد تأکید است. در روایت است که امام باقر علیه‌السلام فرمود که رعایت این دو نوع عفت، بالاتر از عبادت است.۶

چگونه عفیف بمانیم؟
در عفت جنسی آن چیزی که خیلی می‌تواند به جوانان کمک کند و من به صورت کاربردی آن را عرض می‌کنم این است که اگر جوان بخواهد خود را در این جامعه‌ی بازی که متأسفانه به خاطر هجوم فرهنگ بیگانه شاهد یک جنگ تمام‌عیار است حفظ کند و از آسیب‌ها مصون بماند و دچار لغزش نشود، باید اولاً مراقب چشم خود باشد. چشم دریچه‌ی ورود به روح اوست. ثانیاً باید علاوه بر چشم، مراقب افکار و خیالات خود باشد و افکار خود را مدیریت کند. ما اگر نفس خود را مدیریت نکنیم، به تعبیر امام صادق علیه‌السلام، این نفس ما را می‌بلعد و به هرجایی که می‌خواهد می‌برد. ما باید برای افکار و خیالات خود خوراک تهیه کنیم و نگذاریم این خیالات آزاد باشد و ما را به هر راهی ببرد.

پوستر: چهار ویژگی یاری‌دهندگان امیرالمؤمنین علیه‌السلام
در مرحله‌ی سوم که من بسیار به دوستان جوان توصیه می‌کنم به مراقبت بر آن، این است جوانان به محیط‌های تحریک‌آمیز وارد نشوند؛ چه محیط‌های تحریک‌کننده‌ی حقیقی و چه محیط‌های تحریک‌کننده‌ی مجازی. من وقتی می‌بینیم این قدرت را ندارم که خودم را حفظ کنم و در سایت‌هایی وارد می‌شوم که به گناه آلوده می‌شوم نباید از ابتدا این زمینه را فراهم کنم. همین‌طور متأسفانه در محیط‌های حقیقی هم در خیلی از موارد اختلاط‌های محرم و نامحرم بدون رعایت حریم‌ها وجود دارد. در بسیاری از محیط‌های کاری که مراجعان زیادی هم ندارند، دختر و پسر جوان در کنار هم حضور دارند و طبیعتاً طوری هم نیست که با هم صحبت نکنند و به مرور روابط آن‌ها با هم عادی‌تر و صمیمی‌تر می‌شود و زمینه‌ی خاطره‌گویی و لطیفه‌گویی و شوخی کردن فراهم می‌شود. کم‌کم به خاطرات و زندگی خصوصی یکدیگر وارد می‌شوند و بعد از مدتی خدای‌ناکرده دلدادگی پیش می‌آید. البته نمی‌خواهم بگویم این موارد زیاد است، ولی برای جامعه‌ی علوی، یک مورد آن هم زیاد است.

در عفت جنسی آن چیزی که خیلی می‌تواند جوان را حفظ کند، باید اولاً مراقب چشم خود باشد. چشم دریچه‌ی ورود به روح اوست. ثانیاً باید علاوه بر چشم، مراقب افکار و خیالات خود باشد و افکار خود را مدیریت کند. در مرحله‌ی سوم که من بسیار به دوستان جوان توصیه می‌کنم، این است جوانان به محیط‌های تحریک‌آمیز وارد نشوند؛ چه محیط‌های حقیقی و چه محیط‌های مجازی.

بنابراین حریم‌ها را حفظ کردن و وارد نشدن به محل‌های تحریک‌آمیز بسیار مسأله‌ی مهمی است. ما نگوییم که می‌توانیم جلوی خود را بگیریم. امیرالمؤمنینی که مظهر تقوا و پاکی و عصمت است فرمودند: من به دختران جوان سلام نمی‌کنم، مبادا که جواب سلام آن‌ها طوری باشد که دل من بلرزد. این موضوع برای ما درس است. این که اهل‌بیت علیهم‌السلام فرمودند: اگر در محیط خلوتی دو نفر نامحرم باشند، نفر سوم آن‌ها شیطان است. بنابراین ما خیلی باید مراقب این مسأله باشیم و این‌جا جای تعارف نیست.

مال حرام، ولایت ابلیس را محقق می‌کند
در مورد بحث عفت مالی و حقوق و درآمدهای افراد هم مواظبت‌هایی وجود دارد. مثلاً افرادی که مسئولیت‌هایی دارند و به این واسطه با مسئولین دیگر آشنا هستند، باید مراقب باشند که از رانت برای درآمد استفاده نکنند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام یکی از مواردی که به شدت مراعات می‌کردند همین عدالت و مراقبت مالی بود. در روایات داریم که دختر امیرالمؤمنین علیه‌السلام زمانی گردنبندی را از مسئول خزانه‌ی بیت‌المال قرض گرفت، حضرت وقتی متوجه شدند، فرمودند که اگر دانسته این کار را می‌کردی، اولین کسی از دختران خلیفه بودی که دستش قطع می‌شد؛ چون گردنبند را قرض گرفتی و با اجازه‌ی صاحب آن بود، این کار را به حساب ندانسته کار کردن تو می‌گذارم.۷

بنابراین ما باید مراقب باشیم درآمدهایی که خدای ناکرده حرام و شبهه‌ناک است وارد زندگی‌مان نشود. این درآمدها از دست پیامبر اکرم و اهل‌بیت ایشان علیهم‌السلام به ما نمی‌رسد و از دست شیطان به ما می‌رسد. یعنی اهل‌بیت در رسیدن این درآمدها به ما واسطه‌ی فیض نیستند؛ چون فیضی در کار نیست و حرام است. اگر چنین مالی وارد زندگی شود، طبیعتاً ولایت ابلیس همان‌‌طور که در آیهالکرسی آمده است اتفاق می‌افتد: «یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ»۸ این اموال تاریکی و بی‌حالی و بی‌رمقی نسبت به عبادات می‌آورد و کم‌کم اثر آن در نسل انسان ظاهر می‌شود. امام صادق علیه‌السلام فرمود: «کَسْبُ الحَرامِ یُبینُ فی الذّرّیه»۹ کسب حرام، خود را در فرزندان و ذریه نشان می‌دهد.

مسلمانی به چیست؟
درست است که تقوا شعبه‌های زیادی، اما یک جهت آن تقوا داشتن در رعایت حقوق دیگران است. اصلاً در فرهنگ و توصیه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام، یک مسلمان واقعی آن کسی است که به دیگران توجه دارد. اهل تقوا بودن مسلمان فقط در فشار دادن سر بر مهر و ازدحام کردن در صف جماعت نیست. بلکه تقوای یک مسلمان در فرهنگ اهل‌بیت علیهم‌السلام از خوش اخلاقی او در منزل، رعایت حقوق دیگران، انصاف ورزیدن در کسب و کار نسبت به دیگران، کم نگذاشتن از کار و به تعبیری کم‌فروشی نکردن مشخص می‌شود. بنابراین اگر می‌خواهید تقوا و پاکی و پاکدامنی و دین‌داری کسی را محک بزنید «انظُروا إِلى صِدقِ الحَدیثِ و أَداءِ الامانَهِ»۱۰ ببینید که چقدر راستگو و امانت‌دار است و چقدر در حقوق دیگران اهل مراعات است.

دنیایی که عین آخرت است!
شخصی نزد پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و حضرت از او پرسید: این شخص چکار می‌کند؟ گفتند: بیکار است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: از چشم من افتاد.۱۱ اصلاً کسی که بیکار است، از چشم اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌افتد. به امام صادق علیه‌السلام گفتند که فلانی خیلی مشغول دنیا شده است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: مگر چکار می‌کند؟ گفتند: دنبال کار و کاسبی است. امام فرمود: اگر کاری که از صبح مشغول آن می‌شود، برای این است که عزتمند زندگی کند و پیش دیگران سر خم نکند و روزیِ حلال برای خانواده‌ی خود یا پدر و مادرش کسب کند، این کار، عین آخرت است. این کار، دنیا و دنیایی بودن نیست. کسی که تلاش می‌کند و در کشور تولید ثروت می‌کند، کار او عین عبادت است. کسی که در دانشگاه، در محیط‌های علمی، در حوزه‌ی علمیه تلاش می‌کند، اما تلاش او فقط با نگاه فردی نیست، یعنی به دنبال یک ابداع و ابتکار و خدمتی به جامعه است، این کار او عین عبادت است.

در فرهنگ اهل‌بیت، اهل تقوا بودن مسلمان فقط در فشار دادن سر بر مهر و ازدحام کردن در صف جماعت نیست، بلکه تقوای یک مسلمان از خوش اخلاقی او در منزل، رعایت حقوق دیگران، انصاف ورزیدن در کسب و کار نسبت به دیگران، کم نگذاشتن از کار و به تعبیری کم‌فروشی نکردن مشخص می‌شود. اگر می‌خواهید دین‌داری کسی را محک بزنید «اُنظُروا إِلى صِدقِ الحَدیثِ و أَداءِ الامانَهِ»

بنابراین یک جامعه‌ی تنبل، مثل یک فرد تنبل از چشم اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌افتد. یک جامعه پرکار که کم‌فروشی نمی‌کند و وجدان کاری دارد، مورد توجه ایشان است. معروف است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله قبری را درست می‌کردند، لحد را گذاشتند و محکم کردند، کسی گفت که این چند روز دیگر خراب می‌شود و این بدن می‌پوسد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: من هم می‌دانم ولی خداوند متعال دوست دارد آن کاری که انجام می‌دهیم، محکم انجام بدهیم. بنابراین نمود اصلی پرتلاش‌ بودن و اجتهاد، در جامعه است.

شیطان در کمین مؤمنان است
شیطان سراغ مؤمنین می‌رود. شخصی که می‌خواهد راه عفت و تلاش و تقوا را بپوید، شیطان دائم دور و بر اوست. اما شخصی که پرت است شیطان با او کاری ندارد. تعبیر خود شیطان است که من در صراط نشسته‌ام: «لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ»۱۲ روی صراط مستقیم تو می‌نشینم و برای بندگان تو تور پهن می‌کنم. پس شخصی که در صراط مستقیم نیست، شیطان با او کاری ندارد. جامعه‌ی علوی که می‌خواهد به سمت قله‌ها برود، شیطان دور و بر او می‌آید. روایتی است که من نقل آن را شنیده‌ام و الآن سند آن را در ذهن ندارم که از امام صادق علیه‌السلام پرسیدند: «چرا شیطان زیاد سراغ شیعیان شما می‌رود؟» امام صادق علیه‌السلام فرمود: دزد سراغ خانه‌ای می‌رود که آن خانه پر است. خانه‌ای که خالی است دزد به چه دلیلی آن جا برود؟ مگر این که ناشی باشد و به کاهدان بزند. کسی که اهل ولایت است، دست او پر است؛ از این جهت شیطان مدام سراغ او می‌رود و می‌خواهد او را از صراط پرت کند. لذا این شخص احتیاج به استقامت و اراده‌‌ی پولادین و ایمان قوی دارد.

پیامک‌های تبریک میلاد امیرالمومنین و روز پدر
در ادامه می‌توانید پیامک‌های میلاد حضرت علی (ع) و روز پدر را دریافت کنید.
پیامک های تبریک میلاد امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام) و روز پدر در ادامه آماده شده است.

شما کاربران گرامی می‌توانید پیامک‌های خود را در قسمت نظرات با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.

********************************

بابا جون ، میدونم خیلی عذابت میدم ولی جوونیه و هزار جور شیطنت ، شما به بزرگیه خودت ببخش و بدون که از تموم وجودم دوستت دارم .

********************************

پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد .

********************************

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون

********************************

میلاد با سعادت
مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع)
محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی
فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

********************************

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

********************************

میدونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟ روز مادر طلافروشی ها شلوغ میشه اما روز پدر جوراب فروشی ها . . . میدونی شباهتشون چیه ؟ پول هر دو از جیب بابا میره .

********************************

پدرم با صمیم قلب از تو تشکر میکنم ، نه به خاطر اینکه به من محبت کردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینکه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینکه با آن سیلی که به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارک .

********************************

پدر ، نام تو تکیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریک عرض میکنم .

********************************

بابا دوست دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .

********************************

پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .

********************************

بابای عزیزم ، روز پدر رو بهت تبریک میگم و صمیمانه بر دستای پینه بسته‌ات بوسه می‌زنم .

********************************

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت
اسد الله الغالب ، علی بن ابیطالب (ع) مبارک باد

********************************

سرچشمه ی عشق با علی آمده است
گل کرده بهشت تا علی آمده است
شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)
کز کعبه صدای یا علی آمده است

********************************

هر کس که شود داخل حصن حیدر
ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود
سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر
میلاد امام علی(ع) مبارک باد

********************************

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی لست
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است
میلاد امام علی(ع) مبارک باد

********************************

از « عین » علی عیون ما بینا شد
وز « لام » علی لسان ما گویا شد
در « یای » علی نور خدا را دیدیم
زان نور محمد و علی پیدا شد
ولادت حضرت علی (ع) بر شما مبارک

********************************

زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
میلاد امام علی(ع) مبارک باد

********************************

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد

********************************

زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
چون که صد آمد نود هم پیش ماست

********************************

سیزده ماه رجب آمد به دنیا مرتضی / مژده ای اهل ولا ، او هست وصی مصطفی
بهر زهرا همسر و باب حسین و حسن است / فاتح خیبر، شفیع مومنین روز جزا

********************************

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین
کن نظر از روی لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

********************************

آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .

********************************

حق بشارت داده امشب ، زاده بنت الاسد را / خوانده اشهد ، رانده بر لب ، قل هو الله احد را
گل بیارید و بریزید بر قدوم عشق حیدر / آورده آیات ناب و نیک الله الصمد را

********************************

نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی
از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی
تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند
پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی
ولادت حضرت علی (ع)

********************************

تاراج دل به تیـــــغ دو ابروی دلبر است
مستی قلب عاشقم از جام کوثر است
بر سر در بهشت خدا حک شده چنین
بختش بلند هر که گرفتار حیدر است

********************************

میدان بلاغت است دیوان علی
کس چون بنهد قدم به میدان علی
هر نکته که بوی عشق می آید از آن
یا زان محمد است یا زان علی

لینک دانلود مداحی

– ولادت حضرت علی (۱۳ رجب) – (عبدالرضا هلالی) – پیچیده تو آسمونا کهکشونا شیر حق از راه اومده

-ولادت حضرت علی (۱۳ رجب) – (محمود کریمی) – رو گلها شبنم بارونه بارونه،رو چشمها نم نم بارونه بارونه

-ولادت حضرت علی (۱۳ رجب) – (محمود کریمی) – خدای عشق و رب دلبری بود ، مسیحیان عیسی حیدری بود

پوسترها و تصاویر ویژه میلاد امیرمونان علیه السلام

46bdb5d8-66f1-4227-a9ea-7ccff9bcc4b3

76125-226775-1399960554

76125-226777-1399960554

76125-226778-1399960554

76125-226780-1399960554

76125-226783-1399960554

76125-226784-1399960554

76125-226787-1399960554

76125-226789-1399960554

1369395001333034_large

siwKRPyX_535

siVwlMTR_346

siDrmmdX_535

حب علی ایمان

منبع : باشگاه خبرنگاران، شبکه اجتماعی افسران جنگ نرم، صاحب نی.ز، اصفهان شرق، فرهنگ نیوز، تسنیم ، بچه های قلم، سایت خامنه ای دات آی را

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها