چاپ این خبر
کد خبر : 29773
۱۰:۳۰ ق.ظ - دوشنبه ۱۳۹۵/۱۲/۲
به بهانه روز گویش خوانساری:

گویش خوانساری میراث ناملموس فرهنگی این خطه است

تدابیر فرهنگی مناسب می تواند در زنده نگه داشتن این گویش قدیمی موثر و مفید باشد و باید متولیان فرهنگی شهرستان با کار کاشناسی شده و علمی نسبت به حفظ این میراث ناملموس فرهنگی شهرستان اهتمام بیشتری داشته باشند.

چشمه سار– سردبیر/ روز گویش خوانساری و حساسیت هایی که خوانساری ها نسبت به این گویش دارند موجب شد تا طی یادداشتی به برخی از جوانب و ابعاد آن هر چند کوتاه بپردازیم.

از این رو آنچه که در ذیل می آید در تشریح و توضیح پیرامون این گویش اصیل است که برخی قدمت آن را تا ۳۵۰۰ سال نیز بیان داشته اند.

بنا به نوشته احسان یار شاطرگویش خوانساری یکی از لهجه های حدفاصل بین لهجه های شمالی، لهجه های جنوبی دسته غربی است و این گویش هر چند بخش بیشتر واژه های آن با فارسی یکسان است به لحاظ برخی واژه های خاص و تعریف افعال با فارسی تفاوت دارد.

ویژگی خاص تعریف افعال سبب ماندگاری این گویش به خصوص اصالت آن شده است. گویش خوانساری به رغم فاصله زیاد جغرافیایی با گویش های مختلف ایران زمین اعم از شمال، جنوب، شرق و غرب در واژه های بسیاری اشتراک دارد به خصوص با زرتشتی، کردی، سمنانی، نائینی، گیلانی و مازندرانی که به طور روزمره در این گویش استفاد می شود و از واژه های مشخص پهلوی میانه و نشانه دیگری از باستانی بودن این گویش است.

از آنجایی که خوانسار در پناه کوهستان، راه های دشوار، کمتر در معرض تطاول مهاجمین اجنبی قرار گرفته و در حقیقت از مسیر فتوحات خارجی به دور بوده، تا این اواخر موجودیت فرهنگی خود را تقریبا دست نخورده نگهداری کرده است.

خوانساری ها برای آسان کردن گفتگو و برای این که مقاصد خود را با کمترین زحمت و کوتاه ترین مدت ادا نمایند کوشش نموده اند که خود واژه و ترکیبات آنها را هر چه ممکن است نرم و کوتاه سازند تا با کمترین مدت و کوتاه و نرم ترین واژه ها مطالب خود را بیان نمایند.

در انجام این مقصود برخی واژه ها را از بنیاد دگرگون ساخته اند. در برخی واژه ها به مناسبت هایی افزایش هایی در کلام مقایسه با فارسی کنونی به چشم می خورد و به طور کلی در نام ها و واژه ها از معادل آنها در فارسی کنونی، کوتاه ترو آسان تر است.

کارهایی که تاکنون در زمینه گویش خوانساری انجام گرفته است عبارتند از: ترانه خوانسار، سروده بخشی شاعر فقید خوانساری که در سال ۳۴ بدون برگردان و آوانگاری چاپ و منتشر شده است.

کتاب گویش خوانسار نگارش دکتر محمد حسین تسبیحی چاپ پاکستان در سال ۱۳۵۴ که به لحاظ محتوا با کتاب حاضر تفاوت دارد. گلستان خوانسارنگارش فضل اله زهرایی خوانساری که بخشی از آن اختصاص به پاره ای از موضوعات گویش خوانساری دارد.

کتاب شعر دیگری شامل ۲۰۰۰ بیت به گویش خوانساری از بخشی خوانساری چاپ شده که در آن شاعر با بهره گیری از مضامین متنوع سعی در حفظ واژگان نموده است.

کتابی نیز با عنوان گویش خوانساری diemundart von chuncar  نوشته زملونگ ویلهم در ۱۹۶۷ در آلمان به چاپ رسیده که تحقیقی است درباره گویش خوانساری به عنوان یکی از گویش های ایرانی و حاکی از اهمیت این گویش.

در پایان این یادداشت ذکر چند نکته خالی از لطف نیست، در ابتدا اینکه نقش هنرمندان خوانساری در پرداختن و حفظ این میراث فرهنگی شهرستان بسیار موثر و تعیین کننده است.

هنرمندان بزرگی همچون بخشی خوانساری، ادیب خوانساری و نویسندگان و هنرمندان بسیاری در گذشته رسالت هنری خود را درباره این گویش به حد اعلا به جا آورده اند و می طلبد سایر هنرمندان شهرستان در رشته های هنری مختلف نیز نسبت به پاسداشت این گویش اصیل اهتمام ورزند.

نکته دوم که باید به آن پرداخته شود توجه به این مطلب است که بسیاری از کودکان و نوجوانان خوانساری که به دلایل مختلف به همراه خانواده های خود مجبور به مهاجرت از شهرستان شده اند متاسفانه هیچ انس و ارتباطی با این گویش ندارند.

این موضوع بعضا حتی در بین برخی از خانواده های مقیم خوانسار نیز به چشم می خورد که تمایلی به استفاده و کاربرد این گویش در محاورات خود نداشته و همین امر به مرور موجب بی اعتنایی و فراموشی این گویش توسط نسل های آینده خواهد شد.

مسلما تدابیر فرهنگی مناسب می تواند در زنده نگه داشتن این گویش قدیمی موثر و مفید باشد. امیدواریم متولیان فرهنگی شهرستان با کار کاشناسی شده و علمی نسبت به حفظ این میراث ناملموس فرهنگی شهرستان خوانسار اهتمام و تلاش ورزند.

در ذیل جهت حلاوت بخشیدن به این نوشتار کوتاه تعداد بسیار محدودی از اشعار و ضرب المثل ها که به این گویش می باشد آورده شده است تا شاید شیرینی و حلاوت این گویش بر کام خوانندگان این مختصر نیز اثر گذارد.

ضرب المثل ها:
کا خوشو و اگه دل خوشو (کجا خوش است آنجا که دل خوش است)
امونت مردم پس ده خاک به مالژ خیانت نکرو(امانت مردم را پس بده خاک به خاک خیانت نمی کند)
دیدا انگس خدا برابرژ خلق نکرت(ده انگشت را خدا برابر خلق نکرده)
درد خلوار اچو مثخال اشو(درد خروار می آید و مثال می رود)

خوشا انرو که در گلزار شیدان
بگلزار خوش خوسار شیدان
شی و رو در رزا ور گا بورگا
یک ر سایه پی دلدار شیدان
خوشا روزی که بگلزار با صفای خوانسار می رفتم شب و روز در میان باغ ها جدول به جدول هم چون سایه به دنبال دلدار می رفتم.

منابع:
–    گویش خوانساری مولف مرتضی اشرفی خوانساری، چاپ ۸۳ ناشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
–    فضل اله زهرایی خوانساری ، گلستان خوانسار
–     هوشنگ امیری خوانساری، پندا ضرب المثل ها یه لهجه خوانساری نشر سال ۸۱

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها