چاپ این خبر
کد خبر : 52474
۹:۰۰ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۵/۰۲/۷
با ستارگان شهر؛

یوسف بخشی شاعر دردآشنای خوانساری

در آستانه روز خوانسار برآن شدیم تا به رسم ادای وظیفه به بیان بخشی از شرح احوال مشاهیر و ستارگان خطه علم و عسل، دیار دین و هنر، خوانسار بپردازیم، در این گفتار به بخش هایی کوتاه و مختصر از شرح زندگی استاد شعر خوانساری، یوسف بخشی خوانساری خواهیم پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار، زنده یاد یوسف بخشی خوانساری در تابستان ۱۲۹۸ شمسی در خوانسار به دنیا آمد و تحصیلات خود در علوم قدیمه و دروس جدیده را تا آنجا که میسر بود از محضر اساتید و فضلای خوانسار فرا گرفت.

وی از کودکی به شعر و ادبیات علاقه داشت و از همان تاریخ شعر می گفت. پدرش شادروان محمود بخشی از تجار معروف و درستکار خوانسار بود. خود نیز مدتی به تجا رت اشتغال داشت ولی از این راه موفقیتی نصیبش نشد علاوه بر این که سرمایه خود را از دست داد، مقداری نیز متضرر و مقروض شد و پس از چندی مهاجرت نمود.

در سال ۱۳۲۲شمسی، از خوانسار به اراک و از آنجا به الیگودرز رفت و به‌ سال ۱۳۳۰شمسی به ‌تهران مهاجرت کرد.

این جریانات نامطلوب و تلخ کامی ها که توام با مرگ پدر و مادر گردید او را به کلی درهم شکست و آنچه وی را بیش از همه متاثر ساخت مرگ جوان ناکامش محمدرضا بود که در سن ۱۹ سالگی در تهران پس از یک عمل جراحی درگذشت.

KhinPix-940524-28_Prise03-1024x588

آثار چاپ شده بخشی بدین قرار است:
ترانه خوانسار به لهجه محلی که در سال ۱۳۳۴ به چاپ رسیده است.
تذکره شعرای خوانسار که در سال ۱۳۳۶ به چاپ رسیده است.
مشاعره دو شاعر (مکاتبات منظوم لاهوتی گلپایگانی و بخشی خوانسار) (خرس و خر) در دو جلد که جلد اول در سال ۱۳۳۷ و جلد دوم در سال ۱۳۳۸ به چاپ رسیده است.

1
در مقدمه کتاب ترانه خوانسار فضل اله زهرایی چنین نگاشته است؛ از آنجا که در همه حال جریان حوادث بر خلاف محور فکر و آرزوی او دور میزد دیری نپایید که دچار خسارت های پی در پی گردید ضربات شدید و سنگینی به روح حساس شاعر آزاده ما وارد ساخت و چنان او را در هم شکست که آثار آن هنوز هم از خلال اشعار پرسوز و گدازش تجلی می کند. شداید گوناگون، تلخ کامی های زندگی، خیانت دوستان به اصطلاح صمیمی این عنصرفعال و شاداب را به صورت یک فرد بدبین، عصبی و زودرنج درآورده بود.

او معتقد بود که از مشخصات یوسف بودن تنها چیزی که به او رسیده در چاه افتادن است.

سرانجام این شاعر توانا پس از ۶۰ سال زندگی پرمشقت در اوایل پاییز سال ۱۳۵۸ چشم از جهان فانی فروبست و به دیار باقی شتافت.
عمده شهرت بخشی به خاطر سرودن اشعاری به گویش محلی خوانساری است وی همچنین دارای اشعاری به زبان فارسی نیز می باشد.

از اشعار وی این چند بیت از کتاب جغرافیای خوانسار انتخاب شده است:
چون مرغ آشیان گم کرده سر در زیر پر دارم
به بخت خود فغان و ناله هر شب تا سحر دارم
وفا کردم جفا دیدم محبت سد راهم شد
از این سودا به جای منفعت بردن ضرر دارم
نشاید راز خود را فاش کردن بیش از این ورنه
بدل اندوه و محنت ز آنکه گفتم بیشتر دارم

 

منبع:

– میرمحمدی حمیدرضا،جغرافیای خوانسار، صفحه ۱۳۵ – ۱۳۶

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها