چاپ این خبر
کد خبر : 63456
۸:۰۰ ق.ظ - یکشنبه ۱۳۹۵/۰۸/۲۳
photo_2016-11-12_04-23-30

از حس زیبای یک «اربعین اولی» تا روایت دلدادگی عراقی ها به زائران امام حسین(ع)

از مرز می گذریم، بخشی از این تاریخ را در مسیر می توانی ببینی و موکب هایی که از خود بصره و العماره شروع می شوند و نمادی از عشق و علاقه به اهلبیت را به وضوح می بینی. مردمی که از مال دنیا چیز خاصی ندارند اما همان را هم در راه حسین داده اند…

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار به نقل از صاحب نیوز، قدم به سرزمین عراق که می گذاری گویا یک تاریخ را پیش روی خود داری…

از مرز می گذریم، بخشی از این تاریخ را در مسیر می توانی ببینی و موکب هایی که از خود بصره و العماره شروع می شوند و نمادی از عشق و علاقه به اهلبیت را به وضوح می بینی. مردمی که از مال دنیا چیز خاصی ندارند اما همان را هم در راه حسین داده اند…

نیمه های شب است که به نجف می رسیم. شهری که بخشی از هویت شیعه در آن نهفته است. اینجا همه چیز بوی علی می دهد. ابویوسف منتظرمان است و مارا به خانه اش می برد. تدارک همه چیز را هم دیده است. صبح بعد از صبحانه ما را به سمت حرم می برد..

کمی زودتر پیاده می شویم می خواهیم همراه جمعیت برویم. در راه مردمی را می بینیم که عشق و علاقه شان زبانزد است. ابراهیم احمد زاده کردونی از اهواز، که از سامرا آمده است می گوید شیعه به سان شیشه است هر چه بشکند برنده تر می شود.همین چند روز پیش بود که سامرا انفجاری داشت ولی ما دیشب نماز مغرب و دعای کمیل را در حرم امامین عسگریین خواندیم. و ایرانی هایی با شوق و شور می آمدند.

یاسر عسگری از تهران می گوید من الان در لشگری هستم که توانستم لبیک به ندای حسین بدهم و یک نفر از همین چند میلیون نفر هستم. الان در همه تورها آفر های شدید دارد چرا که کسی نمی رود و همه کربلا را انتخاب می کنند.
ولی اینکه ادم میخواد در لشگر امام حسین باشد. حس خیلی خوبی دارم.

photo_2016-11-12_04-23-30

مهرنوش افشار از مشهد آمده است و علاقمندی خودش به این برنامه را اعلام می کند. می گوید سفر اربعین اولی هست که می آید و  از اولین زیارت امیرالمومنین حس جالبی دارد.

وی سختی ها را عنوان می کند و می گوید برای این سفر تمام سختی ها را به جان خریدیم به این دلیل که حس شیعه واقعی بودن و همبستگی را در ما ایجاد می کند.

یکی از هموطنانمان می گوید هیچ ذهن فعالی نمی تواند این حس را ترسیم کند؛ پویا ترین ذهن ها نمی تواند یک صد هزارم این صحنه را ترسیم کند. در حقیقت وارد مسیر سختی می شوند تا به مسیر بزندگی برسند. این یک فلسفه زندگی و نگاه جدیدی به دنیا است و نوع دیگر نگاه کردن و حس جدیدی است که بشر به واسطه آن گمشده اش را پیدا می کند.این مسیری است که امام حسین باعث می شود بشر به زندگی خودش برگردد.

وی نزدیک شدن قلوب شیعیان به هم و اینکه در همه قومیت ها امام حسین این وفاق را به وجود آورده است و زمینه ساز این نگاه یعنی طهور از این مسیر ساخته می شود.

photo_2016-11-12_04-23-27

علیرضا محمدی از قم می گوید اولین باری است که امده ام کربلا وحس عجیب و فوق العاده ای دارم. بیایید اینجا را ببینید و درس را بگیرید.

رضا لطفی از قم هم که دومین بارش هست امده است می گوید بینش من برای بار دوم خیلی بالاتر رفته است . بار اول لذتی دارد که ادم را هر ساله می کشاند حسین حسین گفته ایم تا بیاییم کربلا را ببینیم.

محمد رضا محمدی از اصفهان که می گوید حضرت آقا نظر خاصی روی اربعین دارند که اتحاد بین شیعیان و مسلمانان است. خدا را شکر آمدیم و در زیارت شرکت کنم.ولی متاسفانه اولین باری است که توفیق پیدا کردم در اربعین شرکت کردم ومطمئن بودم نزدیک ضریح نمی توانم بشوم اما همین شور حسینی که مردم انجام می دهند خودش آدم را با خود می برد. اما همین که از لحاظ سمعی و بصری دیدم قابل وصف نیست و دریای عشق است. ما از رژیم صدا لطمه دیده ایم ولی الان همه انها کنار می رود ما با مردم عراق برادر هستیم چون نیاز هست که ملت ها به هم نزدیک شوند. برای ضیافت اربعین به برکت امام حسین دلها به هم نزدیک دارد می شود. شما جباران را ببینید جایگاهشان کجاست و ائمه ما کجا … خونشان دارد غلیان می کند.

روحانی شیعه ای از اهالی خورزستان را در ورودی حرم می بینیم. وی روایتی از امام صادق برایمان می گوید که : امام حسین به ارض خدا نگاه می کند و می گوید اگر زائر من بداند پاداشی را که خدا برایش در نظر گرفته است شادیش اش از رنج و سختی که در طول سفر شاملش می شود از آن بیشتر است. وی می گوید باید این را به عنوان یک توشه برای طول سالمان استفاده کنیم.

photo_2016-11-12_04-22-54

کم کم وارد صحن و سرای امیر مومنان می شویم. دوربین ها را به گیت بازرسی می بریم و سر بازرس آنها تا می بیند خبرنگاریم با بی سیم هماهنگ می کند و یکی از ماموران می آید تا ما را همراهی کند. قدم به قدم با ما می آید و ما در صحن و سرای حضرت مولا مشغول عکسبرداری می شویم. عکس ها را میگیریم و او دوربین ها را خارج می کند … و ما برای زیارت می رویم.

عطر قالب اینجا لیموست. چه عطر لیمویی. هر کسی هم به زبان خود مناجات می کند یکی فارسی و دیگری عربی، یکی افغانی و دیگری پاکستانی، لر و ترک و عرب و فارس اینجا همه یکرنگند.

ام زهرا را می بینم که کنار دختر ویلچر نشینش نشسته و این دختر معلول ذهنی و حرکتی انگار می فهمد که مولا چه می گوید .. به حالش حسادت می کنم. من کجا و این دختر معلول کجا…

گزارش از سید رسول زهرائی خبرنگار اعزامی صاحب نیوز— نجف اشرف

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها