چاپ این خبر
کد خبر : 63870
۱۱:۰۰ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۵/۰۹/۲
تعلیم و تربیت از منظر اسلام

روش های تعلیم و تربیت نوجوانان

دوران نوجوانی فصلی مهم در زندگی انسان است و از آنجا که آغاز شکوفایی فکری اوست، نیاز به مراقبت و پرورش مناسب دارد. به همین منظور اصول و روش های خاص برای این سن باید لحاظ شود.

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار به نقل از صاحب نیوز، دوران نوجوانی فصلی مهم در زندگی انسان است و از آنجا که آغاز شکوفایی فکری  اوست، نیاز به مراقبت و پرورش مناسب دارد. به همین منظور اصول و روش های خاص برای این سن باید لحاظ شود. در این نوشتار سعی شده پس از بررسی تعریف تعلیم و تربیت به بخشی از روش های تعلیم و تربیت اسلامی نوجوانان اشاره شود.

تعلیم و تربیت: تعریف

تعلیم و تربیت در کاربردی عام، به معنای فرایند لنتقال و تعمیق دانش ها و بینش ها، هدایت و تقویت گرایش ها و شکوفاسازی هماهنگ استعدادها و توانایی های انسان در ابعاد روحی و بدنی برای رسیدن به کمال مطلوب است . [۱]

شهید مطهری رحمت الله علیه در باره تعلیم و تربیت و هدف والای آن می فرماید: در تعلیم و تربیت، هدفِ تعلیمات؛ تقویت دستگاه فکر و ادراک و بالا بردن‏ سطح افکار است و هدف تربیت؛ تقویت نیروى اراده است.[۲]

تعلیم و تربیت اسلامی

تعلیم و تربیت اسلامی به معنای تعلیم و تربیتی است که بر مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی، الهیاتی، انسان شناختی و ارزش شناختی اسلامی مبتنی است.  [۳]

حضرت امام خمینی (ره) در باب تعلیم و تربیت اسلامی می فرماید: عالم، مدرسه است و معلّمان این مدرسه، انبیا و اولیاء هستند و مربى این معلّمان، خداى تبارک و تعالى است. خداى تبارک و تعالى، انبیاء را تعلیم و تربیت کرده و آنها را براى تربیت و تعلیم کافه ی ناس فرستاده است. انبیاى بزرگ اولو العزم مبعوث‏ اند بر تمام‏ بشر و نسبت به تمام بشر سمت معلّمى و مربى دارند، معلّم و مربى آنها نیز حق تعالى است، آنها هم بعد از اینکه به تعلیمات الهى تعلیم شده و تربیت پیدا کردند مأمورند که بشر را تربیت و تعلیم کنند.

راجع به رسول خدا – صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- در قرآن کریم آمده است: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ»؛ انگیزه بعث را در این آیه شریفه ذکر مى‏ فرماید که خداى تبارک و تعالى است که در بین این امیین و بی سوادها و کسانى که تربیت و تعلیم الهى نداشته ‏اند رسول فرستاده است، تا اینکه آیات خدا را بر آنها قرائت کند و آنها را با قرائت آیات قرآن آشنا سازد و آن تعلیمات الهی که خود آموخته است را به مردم عرضه و آن ها را تزکیه و کتاب و حکمت را به آن ها بیاموزد.

در این آیه نکات زیادى راجع به اهمیت تربیت معلم و اهمیت تعلیم و تعلم. با تعبیر «هُوَ الَّذِی»، اوست که این کار را کرده است. کانّه یک مطلب با اهمیتى است که مى‏ فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ این است که فرستاده است بین مردم و همه عالم امى هستند. حتى آنهایى که بر حسب ظاهر درس هایى خوانده‏ اند و بر حسب ظاهر صنایعى را مى‏ دانند و از مسائلى اطلاع دارند اما همه آنها نسبت به آن تربیتى که از جانب خدا به وسیله انبیا به آنها مى‏ شود امى و همه در ضلال مبین هستند.

تنها راه تربیت و تعلیم راهى است که از ناحیه  وحى و مربى همه عالم رب العالمین و از ناحیه حق‏  تعالى ارائه مى ‏شود و آن تهذیبى است که مردم به وسیله انبیاء مورد تربیت الهی قرار می گیرند و آن علمى است که به وسیله انبیا بر بشر عرضه مى‏ شود و انسان را به کمال مطلوب خودش مى‏ رساند. همان که در آیه  دیگر مى ‏فرماید: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ».؛ مردم دو گروه‏ اند: یک گروه مؤمن که تحت تربیت انبیاء الهی واقع شده ‏اند و به واسطه تربیت انبیاء از همه ظلمت ها و گرفتاری ها و تاریکی ها خارج شدند آنها. [۴]

روش های تعلیم و تربیت اسلامی

تعریف تفصیلی روش های تعلیم و تربیت اسلامی

روش های تعلیم و تربیت اسلامی که با عناوین کلی بیان می شوند، ناظر به انواعی از فعالیت های اختیاری در حوزه ی تعلیم و تربیت اسلامی هستند که می توانند ما را هر چند در شرایطی به اهداف مطلوب در این حوزه برسانند.

این روش ها که با همه ی مولفه های تعلیم و تربیت اسلامی به نوعی ارتباط دارند و از تاثیر این فعالیت ها بر تعلیم و تربیت انتزاع می شوند، خود دارای مراتب طولی هستند و برخی از آنها برای اهداف  مختلف به کار می روند. از سوی دیگر برای رسیدن به یک هدف نیز ممکن است روش های متنوع  و احیانا متزاحم وجود داشته باشد. [۵]

دسته بندی روش ها

بر اساس تعریف ارائه شده، می توان روش ها را از فعالیت ها ی خاص، اصول، عوامل، روندها و فنون تفکیک کرد اما با دقت می توان دریافت که با این حال روش ها طیفی وسیع را شامل می شوند و تنوع بسیار دارند. این تنوع از یک سو بر اساس تنوع فعالیت هایی است که  در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی صورت می گیرد؛ از سوی دیگر ناشی از تنوع اهدافی است که روش ها با آنها رابطه دارند و به تبع آن، با تنوع ساحت ها و مراحل مختلف تعلیم و تربیت نیز تنوع می یابد. از جهت سوم، مربوط  به تنوع عوامل و موانعی است که روش ها با آن ارتباط برقرار می کنند و از جهت چهارم، به اختلاف مراتب طولی خود روش ها مربوط است که برخی از آنها مصادیق برخی دیگر به شمار می روند؛ درنتیجه، روش ها را می توان به صورت های مختلفی دسته بندی کرد.

برای نمونه، در روش های برنامه ریزی آموزشی، تدریس و سنجش و ارزیابی تحصیلی سه نوع از روش ها بر اساس انواع فعالیت ها در حوزه ی تعلیم و تربیت است. در روش های تعلیم و تربیت در ساحت های شخصی، اجتماعی و الهی سه نوع از روش ها بر اساس انواع اهداف و ساحت ها و در روش های تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان، سه نوع از روش ها بر اساس تنوع اهداف و مراحل تعلیم و تربیت است. [۶]

در این زمینه استاد بزرگ اخلاق و تربیت، آیه الله مظاهری حفظه الله می فرماید: شرط مهم دیگرى که یک مربى و از جمله پدر و مادر باید به آن توجه کنند، آگاهى و علم به تربیت است و اینکه راه و روش تربیت در سنین مختلف چیست، مورد تشویق کجاست، تنبیه در چه موقعى بکار مى ‏آید و زبان تهدید براى چه زمانى است، تا مبادا که استفاده ‏ى نابجا از این موارد، باعث بروز یک سرى اختلالات و بدآموزى در امر مهم تربیت گردد و در نتیجه باعث تحویل دادن افرادى لوس، عقده ‏اى و یا فرارى به جامعه باشد؛ در این بین، مادر به جهت انس مادرى، نقش بیشترى دارد.

در زمینه علم تربیت روایتى داریم از پیامبر اکرم (ص) که خطوط کلى تربیت را بیان مى‏ دارد و می فرماید: فرزند تا هفت ‏سالگى آقا و فرمانرواست و هفت سال بعد تا چهارده ‏سالگى عبد و بنده و پس از آن همراه و مورد مشورت است.

در روایت دیگرى از امام صادق (ع) آمده است که: فرزند را تا هفت ‏سالگى رها کن که به بازى و تفریح و سرگرمى مشغول باشد، از هفت ‏سالگى تا چهارده ‏سالگى به او ادب و تربیت بیاموزد و از چهارده‏ سالگى به بعد، او را ملازم و همراه با خود کن. [۷] و به قول استاد گرانقدر آیه الله شهید مطهری رحمه الله علیه، روش تربیت در مکاتب مختلف هم متفاوت است.

حال با توجه به مکاتب مذکور، اگر ما بخواهیم افراد و اجتماع را تربیت صحیح اخلاقى بکنیم، بنا بر بعضى مکاتب، باید کوشش کنیم که احساسات نوع‏ دوستانه تقویت شود. این مکاتب قهرا مى‏ گویند چون ریشه اخلاق احساسات نوع‏ دوستانه است، باید این احساسات را تقویت کرد و موجبات بغض و دشمنى را از میان برد.

آن که معتقد است که اخلاق از مقوله زیبایى است، مى‏ گوید باید حس زیبایى را در بشر تقویت کرد و از جمله زیبایی هاى اخلاقى تناسب روحى است. آن قولى که عقیده داشت که ریشه اخلاق یک وجدان مستقل است معتقد است که باید خود وجدان را تربیت کرد، راهش هم این است که هر غریزه ‏اى وقتى که کار آن را زیاد انجام دهیم رشد مى‏ کند، پس باید کارهاى خیرخواهانه زیاد انجام داد تا آن وجدان تربیت شود.

آن کسى که معتقد به روح مجرّد است مى‏ گوید اگر شما بخواهید پایه صحیحى براى اخلاق به وجود آورید این تعلیم را به بشر یاد دهید که تو روحى دارى و بدنى و کمال روح تو غیر از کمال بدن توست، تو مى ‏میرى و بعد از آنکه مردى روحت باقى مى ماند، پس اساس تربیت باید از روح باقى و روح مستقل از بدن آغاز شود.

آن کسى هم که معتقد است که اخلاق همان هوشیارى است مى‏ گوید باید تعلیم داد، باید به مردم یاد داد که منافعشان در این است که مصالح اجتماع را رعایت کنند.

پس راه تربیت بنا بر هریک از این مکتب ها متفاوت است.[۸]

[۱] فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی  ص۳۰

[۲] مجموعه آثار  استاد شهید مطهرى، ج‏۲۲، ص: ۳۹۸

[۳] فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی ص۳۵

[۴] تهذیب نفس و سیر و سلوک از دیدگاه امام خمینى ره، ‏ج‏۱، ص: ۳۶

[۵] فلسفه تعلیم وتربیت اسلامی ص۴۵۰

[۶] همان ۴۵۲

[۷] اخلاق و جوان ج۱ ص ۷۳

[۸] مجموعه آثار  استاد شهید مطهرى، ج‏۲۲، ص: ۷

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها