چاپ این خبر
کد خبر : 72260
۱۰:۰۰ ق.ظ - یکشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۷
برای اولین بار در فضای مجازی/

نقد و تحلیل بر مواضع سیاسی «جنبش مسلمانان مبارز»؛ به قلم شهید علی اکبر اژه ای

این مواضع از قبیل همگامی طولانی با منافقین و سکوت طولانی در برابر توطئه های چپگراها و تایید ضمنی روزنامه صهیونیستی آیندگان و محکوم کردن مجلس خبرگان و رای ناقص به قانون اساسی دادن و… نمی تواند مواضعی در خط انقلاب و در خط امام باشد

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار به نقل از ندای اصفهان، شهید علی اکبر اژه ای در سال ۱۳۳۱ در خانواده ای روحانی در اصفهان به دنیا آمد. پدر او آیت الله علی محمد اژه ای از مجتهدین عالیقدر اصفهان بود.

مبارزات سیاسی مذهبی را در سال ۴۴ با ورود به کانون تربیتی جهان اسلام که یک پایگاه فعال و مرکز سیاسی ـ مذهبی بود شروع کرد. با مطالعات سیاسی عمیقی که داشت به روشنگری و افشاگری چهره های ضد انقلابی و ضد اسلام از جمله گروههای منافقین و توده ای، لیبرالها، و ملی گراها پرداخت. در زمینه فعالیت های فرهنگی و سازندگی نسل جوان با حضور خود در مدارس این رسالت را بدوش کشید و شاگردان پاک باخته ای را تقدیم اسلام کرد.

از خصوصیات اخلاقی و معنوی شهید اینکه روحانی پرشور، پرتلاش و عاشق بود و سرانجام با عشقی که داشت در هفتم تیر ۶۰ به همراه شهید بهشتی در انفجار حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.

متن زیر یکی از آثار ماندگار این متفکر شهید ۲۹ ساله است که توسط انتشارات مسجد امام علی(ع) اصفهان در اسفند ۵۹ منتشر شده است و اکنون برای اولین بار توسط پایگاه تحلیلی خبری ندای اصفهان در فضای مجازی منتشر می شود. در این جزوه به نقد مواضع «جنبش مسلمانان مبارز» به رهبری دکتر «حبیب الله پیمان» می پردازد و افکار آنها را التقاطی و غیر اصیل و با گرایش به شرق می داند. تسلط شهید اژه ای بر مسائل سیاسی و مواضع گروه ها و سازمان ها ستودنی است.

قسمتهایی از متن که برجسته (bold) شده است متعلق به اصل جزوه است و در آن تصرفی نشده است؛ اما در حد رسم الخط جدید در حد جدانویسی، نقطه، ویرگول و پاراگراف بندی کمی ویرایش انجام شده است.

به نام خدا. مقدمه

اصولا بررسی و تحلیل گروه های مختلف فکری سیاسی یکی از مبرم ترین نیازهای فعلی انقلاب اسلامی ایران است، بویژه آنکه نسل جوان و تشنه حقایق پس از انقلاب در برابر طرز تفکرهای گوناگون سیاسی قرار گرفته است و خود را گاهی در میان امواج این تفکرات حیران و سرگردان می یابد.

با توجه به زمینه های مطالعاتی که داشته ایم، روشهایی که معمولا جهت نقد و بررسی گروه های سیاسی پیش گرفته می شود، بیشتر شعاری است تا شعوری، بر پایه احساسات است تا بر پایه استدلال، بر پایه «می گویندها» است تا بر پایه «کاوشگری ها» و خلاصه روش منطقی که برخاسته از اصول تفکر اسلامی باشد کمتر مشاهده می شود.

این روشهای نادرست اغلب گریبانگیر سران این گروه ها هم شده و شاید اگر تحلیل دقیق تر کنیم سهم بیشتری را در بکارگیری روشهای مذکور به عهده گرفته اند و طبیعی است رهروان راهشان هم با زمینه های روانی که دارند پیرو این روشها خواهند بود. روشهای احساساتی از یک طرف و روش های تخریبی از قبیل انگ زدن، تهمت زدن و نسبت دادن و از ناآگاهی سوء استفاده کردن و از پیش محکوم کردن و امثال آن همگی مانع کشف حقیقت و درنتیجه انتخاب روش صحیح نقد و بررسی می گردد و درنتیجه یکی از مصادیق آیات فراوان قرآن در رابطه با افرادی می شوند که عقل و اندیشه و خرد خویش را به کار نمی گیرند.

به هر صورت کوششی که ما در این جزوه فشرده انجام می دهیم، نگرشی کوتاه به یکی از گروه های سیاسی مذهبی به نام جنبش مسلمانان مبارز است.

تجزیه و تحلیل این گروه از ماه ها پیش ضرورتش احساس می شد ولی حساسیت این تحلیل هنگامی بیشتر شد که رهبر و مرجع عالیقدر اسلام امام خمینی و نیز امید امام و امت حضرت آیت ا… منتظری در رابطه با سازمان مجاهدین خلق مطالبی را بیان فرمودند.

البته بارها بمناسبت های مختلف امام امت از جمله در طی یک ملاقات یک ساعته با کادر مرکزی سازمان مذکور به خود آنها هم در همان اوایل انقلاب متذکر شده بودند، که البته این جریان از طرف سازمان سانسور شد و حتی اعضای پایین سازمان ممکن است تا همین الآن ندانند و نیز در دو ملاقات با دو گروه از دانشجویان دانشگاه تهران موضع خود را ابراز داشته بودند که آنها چاپ و منتشر شد.

به هر شکل پس از این موضع گیری، گروهی از جوانان که طرفدار این سازمان بودند از سازمان جدا شدند، و برخی دنبال راه حل بودند. در این میان موضع گیری جنبش مسلمانان مبارز جلب توجه می کرد و این فکر در بین آنها تقویت شد که شاید راه حل طبیعی پیوستن به این گروه است؛ بمناسبت های مختلف در جلسات عمومی و خصوصی که در شهرهای مختلف ایران با جوانان پرشور و گرم و علاقمندی روبرو شده ایم پرسش اکثر آنها این است که نظرتان راجع به جنبش مسلمانان مبارز چیست؟ این امر در شهرهای شمال محسوس بود.

این شور و هیجان و پرسش و تحقیق ما را بر آن داشت که تحلیل بسیار فشرده ای را در رابطه با این گروه و نتایج دیدارهای خود را با آقای دکتر پیمان در اختیار علاقمندان قرار دهیم باشد که پاسخگوی بخشی از پرسش ها بوده و سهم کوچکی در روشنگری افکار عمومی داشته باشیم. طبیعی است انتظار داریم برادران ما در جنبش با توجه به آشنایی که با خود آقای دکتر داریم بمصداق آیه «فبشّر عباد الذین…» عمل نموده و در صورتی که پاسخهای منطقی و درستی در این رابطه ها داشتند به نشر آنها اقدام کنند.

در همین جا باید تذکر دهیم که علت دیگر انتشار این جزوه این است که در آغاز بر اساس شیوه ای که در اسلام آمده است ما کوشیده ایم که این مسائل را با خود مسئولان جنبش در میان گذاریم و در ملاقات با آنها بخش فراوانی از مسایل مطرح شده را در میان گذارده ایم اما وقتی درمی یابیم بار دیگر مطرح می شود و بارها و بارها در ارگان جنبش «امت» یا در کتابها و سخنرایها عین آن مطالب آورده می شود، چاره ای جز این نمی بینم آن مطالب را در اختیار همگان قرار دهیم تا خود با مقایسه با آنها به نتیجه گیری پردازند.

کوشش غیر مستقیم ما حتی به قبل از شروع نهضت باز می گردد که از طریق آقای دکتر شریعتمداری و دیگران انجام می گرفت و اینک در شرایطی قرار داریم که باید برخی از نتایج این کوششها و دیدارها و نیز تحلیل این گروه را در اختیار افکار عمومی قرار دهیم. البته طبیعی است در یک تحلیل فشرده نمی توان تمامی مسایل را مطرح کرد بلکه به اهم آنها اشاره کرده و تحلیل گسترده تر را در فرصت مناسب تر عرضه خواهیم کرد.

تاکید این نکته لازم است که این تحلیل بر اساس خط مشی فکری و سیاسی این گروه در رابطه با اسلام و انقلاب اسلامی است که خط امام یعنی تبلور راستین خط پیامبران بیانگر آنست و معیار و میزان سنجش ما همان مواضع اصیل اسلامی است که در خط امام تجلی یافته است.

(علی اکبر اژیه)

نقد و تحلیل بر «جنبش مسلمانان مبارز»

اصولا در تحلیل گروه های سیاسی، شیوه های مختلفی بکار گرفته می شود، شیوه ای که ما در این جزوه بکار می گیریم به بخشهای مختلف زیر تقسیم می شود:

۱- تاریخچه گروه

۲- مشخصات تفکرات گروه

۳- موضع گیری های سیاسی گروه

تاریخچه: در رابطه با بخش اول چنانچه می دانید رهبر جنبش مسلمانان مبارز آقای دکتر پیمان یکی از روشنفکران معروف ایران بوده که مخصوصا در سال های پس از شهادت دکتر شریعتی، سخنرانی های فلسفه تاریخ ایشان در کانون توحید، ایشان را یکی از چهره های مورد علاقه دانشجویان قرار داد.

ایشان سابقه مبارزاتی سیاسی شان به سالها پیش به زمان مرحوم نخشب و دیگران باز می گردد و در میان مبارزین سیاسی یکی از چهره های شناخته شده می باشند ولی چنانکه ذکر شد شهرت شان در میان قشر جوان بیشتر به همان سال های ۵۵ و ۵۶ برمی گردد.

ما برای بیان تاریخچه سیاسی ایشان نیاز بر بحث گسترده تر داریم و در این تحلیل فقط اشاره وار به گوشه هایی از آن توجه می کنیم.

کوشش های سیاسی ایشان در سال ۳۳ بویژه ۳۵ تا سال های ۴۱-۴۲ در گروه خداپرستان سوسیالیست و «حزب مردم ایران» که منشعب از حزب ایران بود متمرکز بوده و در سال ۴۱۱ انتشارات شیوه نو چند جلد از کتاب های این حزب از جمله دو جلد از کتاب های آقای دکتر پیمان (پایدار) را به نام های زیر منتشر کرده است:

۱- مردم ایران در آستانه یک تحول اجتماعی (ش۷)

۲- هدف ها و دو اصل از خصوصیات سوسیالیسم مردم ایران

در سال ۴۰-۴۱ حزب مردم ایران در رابطه با جبهه ملی دوم قرار می گیرد؛ ایشان با نهضت آزادی برهبری مرحوم آیت ا… طالقانی و آقای بازرگان – نیز در ارتباط بوده که جریانات آن مفصل است که امید است خود ایشان و یا دیگران در یک جزوه بیان کنند. ما سیر تحولات سیاسی ایشان را با سرعت طی کرده و بطور خلاصه می گوییم ایشان در بین روشنفکران و روحانیون مبارز یکی از چهره های آشنا بودند ولی شهرت ایشان در بین جوانان بعد از بسته شدن حسینیه ارشاد و تاسیس کانون توحید کم کم آغاز شد و در پی آن سخنرانی های ایشان در کانون توحید درباره فلسفه تاریخ تحت عنوان «برداشتهایی از فلسفه تاریخ از دیدگاه قرآن» منتشر گردیده و کتابهای دیگر ایشان از قبیل کار، مالکیت، سرمایه و نقدی بر انتقال از سرمایه داری به سوسیالیسم و چند جلد کتاب دیگر به ترتیب منتشر شد تا اینکه شهادت دکتر شریعتی و بویژه شهادت آیت ا… حاج مصطفی خمینی رحمه ا… علیهما طوفان خشم مردم را برانگیخته و انقلاب روز بروز اوج بیشتری پیدا کرد و در این میان طرز تفکرهای مختلف ماهیت خود را بیشتر نشان دادند.

آگاهان می دانند در آن زمان اکثریت قریب به اتفاق چهره سیاسی و روشنفکران در نهضت آزادی و جبهه ملی و دیگر گروه های سیاسی و دانشگاهی نفی رژیم سلطنتی را محال می دانستند و اکثرا خط فکری میانه روی را دنبال می کردند. ایده ال آنها انتخابات آزاد و مطبوعات آزاد و در این اواخر اینکه شاه سلطنت کند نه حکومت و بالاخره شاه جای خود را به ولیعهد داده و در این فاصله شورای سلطنتی اداره امور را بعهده گیرد بود.

و اکثرا نه تنها باورشان نمی شد که سلطنت واژگون شود بلکه این تز را در این مرحله از نهضت خطرناک دانسته و خیال بافی می دانستند، حتی در سفر به پاریس و ملاقات با امام با صراحت همین مسایل را اعلام می داشتند ولی امام امت خمینی کبیر از آغاز نهضت تکیه بر نفی سلطنت داشته می فرمودند شاه باید برود، ما سلطنت نمی خواهیم رژیم شاهنشاهی ضد اسلام است، ملت، اسلام را می خواهد و بر همین اساس روحانیت متعهد و مبارز به رهبری امام این شعار را با تمام جان و دل پذیرا بوده و بر اساس آن حرکت می کردند.

سفر امام به پاریس و موقعیت لرزان رژیم از یکطرف و فشار شدید افکار عمومی از طرف دیگر برخی از این روشنفکران و سیاسیون را به عقب نشینی واداشت گرچه بعدها عملا نشان دادند این کارشان هم از روی اخلاص نبوده است؛ مثلا دکتر سنجابی در پاریس در یک اعلامیه سه ماده ای نفی سلطنت را بیان داشت ولی همان شب در مصاحبه ای با بی بی سی با لحنی کاملا دوپهلو بینش میانه رو و لرزان خود را نشان داد و در ایران داریوش فروهر مضمون اعلامیه را تکذیب کرد و این امر نشان می داد حرکت آنها بیشتر تاکتیکی بوده تا از روی صمیم قلب و اعتقاد واقعی، و سه ماده مذکور بیانگر بینش اصلی آنها نبوده است. در این رابطه ها نکات بسیار نهفته است که بیان آنها ما را از بحث اصلی دور می کند.

در این میان به اعتراف افراد آگاه و بیدار آقای دکتر پیمان از این جریان مستثنی بود و خواهان نفی رژیم سلطنتی بود این امر را آیت ا… دکتر بهشتی هم در رابطه با تاریخچه شورای انقلاب اعلام کردند.

موضع انقلابی و مترقی ایشان در جمع یاران جبهه ملی و نهضت آزادی نشان می داد در عین همکاری و وابستگی با روشهای آنان، ایشان بینش سیاسی آنان را در رابطه با سلطنت قبول نداشته است.

بهر شکل انقلاب پیروز شد و سلطنت واژگون گردید. پس از انقلاب مدتی آقای دکتر پیمان با آقای دکتر شریعتمداری و آقای دکتر سامی که در سازمان سیاسی جاما «جنبش انقلابی مردم ایران» که ادامه همان حزب مردم ایران سال های ۴۰-۴۱۱ بود به همکاری پرداختند. این سازمان پس از مدتی کلمه مسلمان را هم به خود افزوده و جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران نام گرفت اما در طی یکی دو ماه همکاری با آنکه سالیان دراز این سه نفر با هم همکاری می کردند آقای دکتر پیمان از آنان جدا شده و خود به تاسیس گروه جدیدی به نام جنبش مسلمانان مبارز اقدام کردند.

خود آقای دکتر پیمان باید توضیح علل و عوامل این جدایی را بدهند، تا اینکه قبل از جریان دستگیری سعادتی، کوشش هایی از طرف نهضت آزادی بعمل آمد تا با وحدت با جاما و جنبش مسلمانان مبارز و مجاهدین خلق و یکی دو گروه دیگر به تشکیل یک جبهه سیاسی اقدام کنند که جاسوسی سعادتی و دستگیری او باعث تاخیر این امر شد و نهضت آزادی با مهارت با اینکه تقریبا بانی و پیشنهاد کننده این طرح شده بود آرام از کنارش گذشت.

البته جریان جاسوسی سعادتی هنوز فاش نشده و مخفی مانده بود و در همین بین مجاهدین خلق پیام تبریکی برای جنبش مسلمانان مبارز به مناسبت تشکیل این جنبش و پیشنهاد جبهه ضد استعماری، ضد استبدادی، ضد ارتجاعی فرستاده بودند(۱) و سپس اعلامیه مشترک جاما و مجاهدین خلق منتشر شد(۲) ولی هنوز اعلامیه مشترک با جنبش مسلمانان مبارز صادر نشده بود که به مناسبت انتخابات مجلس خبرگان آنها همراه با مجاهدین خلق و جاما و ساش اعلامیه مشترک جهت معرفی کاندیداهای مشترک صادر کردند(۳) و سپس در موارد دیگری همراه با مجاهدین خلق و جاما و ساش اعلامیه مشترک صادر نمود که از جمله موارد آن محکوم کردن جریان تعطیل روزنامه آیندگان بود (۴).

جریان گذشت تا رفراندوم قانون اساسی مطرح شد و آغاز جدایی از مجاهدین خلق پیش آمد. در این جریان مجاهدین خلق رفراندوم را طبق طرحی که از آغاز داشتند همراه با حزب دمکرات و کومله و شیخ عزالدین حسینی و امثالهم تحریم کردند(۵) ولی آقای دکتر پیمان در مصاحبه ای تلویزیونی شب انتخابات ضمن انتقاد به قانون اساسی بویژه بخش های اقتصادی آن گفتند چون امام رای داده اند در حقیقت ما هم به امام رای می دهیم؟! البته امام با کمال صراحت اعلام داشته بودند در این قانون یک حرف ضد اسلامی وجود ندارد و قبلا هم بارها تاکید فرموده بودند اگر یک کلمه ضد اسلام باشد من به آن رای نمی دهم و معلوم می شود موضع امام چه بوده است.

در پی آن، جریانِ انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد که مورد دیگر اختلافشان با مجاهدین خلق پیش آمد و بالاخره از جمله موارد دیگر اختلافشان با مجاهدین خلق انتخابات مجلس شورای اسلامی است تا اینکه در پی پیام تاریخی فروردین ماه امام است درباره التقاط، «امت» ارگان جنبش مسلمانان مبارز تحلیلی از آن داشته و تا حدودی اختلاف خود را با مجاهدین خلق مطرح ساخت. در این فاصله ها بویژه پس از جریان انتخابات ریاست جمهوری، دکتر پیمان در امت اعلام کرد تضاد اصلی «لیبرالیسم» است و دیگران «ارتجاع» را تضاد اصلی می دانند و پس از موضع گیری جدی امام امت و آیت ا… منتظری که درباره مجاهدین خلق نمودند جنبش مسلمانان مبارز به نقدی نسبتا گسترده از آنها پرداخته و موارد زیادی از انتقادات خود را به آنها اعلام کرد و در شرایط فعلی این جنبش مدعی است یاران سابقش یعنی مجاهدین خلق و دیگران به همزیستی یا لیبرالیسم دست زده و مورد تایید نیستند.

این بود نگرشی بسیار فشرده و سریع و کوتاه از تاریخچه جنبش مسلمانان مبارز.

در اینجا بخش دوم بحث را که عبارت است از «طرز تفکر گروه در رابطه با اسلام» به جزوه بعدی موکول نموده و بخش سوم را که تحلیل موضع گیری سیاسی ایشان است آغاز می کنیم؛ البته در آغاز در نظر داشتیم هر سه بخش را یکجا بیاوریم، بویژه به نظر ما بخش دوم حساس تر و ضروری تر است و می تواند راهگشای مواضع دیگر باشد اما ضرورت زمانی از یک طرف و گسترده تر و ظریف تر بودن بخش دوم از طرف دیگر ما را واداشت که در جزوه دوم این بخش را مطرح کنیم و نکته دیگر آنکه مواضع سیاسی می تواند عملا بیانگر ماهیت بافت فکری طرف در حد زیادی باشد(۶) و حتی نشان می دهد تا چه حد پای بند ادعاهای خود می باشند.

بودند کسانی که اقتصاد توحیدی هم نوشته بودند و سال ها مدعی بینش توحیدی و مبارزه با سانسور و عدم زور بودند اما در هنگام عمل مشاهده می شود طرفدار لیبرالیسم اقتصادی بوده و توحیدشان، توحید با سازشکاران و منافقین، شرق باوران و غرب زده ها شده و با اینکه هنوز شعارهای خویش را تکرار می کنند ولی عملا هم طرفدار سانسور هستند که موارد متعدد آن را می توان بر شمرد(۷) و هم طرفدار زور بطوری که کوچکترین انتقاد کوچک از خود را با جوسازی سرکوب می کنند.

آری به همین دلیل که مواضع سیاسی در شناخت افراد نقش اساسی تر دارد و نشان می دهد چه کس تا چه حد به ادعاهای خود پای بند است ضرورت بحث ما روشن می شود.

بخش سوم، تحلیل موضع گیری های سیاسی گروه

در رابطه با موضع گیری سیاسی جنبش مسلمانان مبارز مطالب بسیاری هست که ما به بخشی از آنها در این جزوه کوچک اشاره می کنیم.

۱- از جمله حساس ترین موضع این جنبش وحدت چندین ماهه آنان با مجاهدین خلق بود که این امر خود نشانگر مفاهیم بسیاری است درحالی که موضع مجاهدین در رابطه با خط امام کاملا مشهود بوده و می باشد و ما نمی توانیم این وحدت را حرکتی در خط امام بدانیم که از جمله موارد آن که اعلامیه های مشترک با مجاهدیم خلق صادر کردند مسئله لیست مشترک کاندیداهایشان در رابطه با مجلس خبرگان(۸) بود که در میان آنها دکتر لاهیجی می باشد که اسناد ارتباطش با لانه جاسوسی پخش شده و ایشان نزد جاسوسان امریکایی از امام و خط امام شکایت کرده اند؟! و گفته اند تا امام هست اصرار بر اسلامی شدن قوانین دارد و نمی شود کاری کرد؟!!

مورد دیگر مربوط به انتخابات مجلس خبرگان بود که در این رابطه همصدا با آنها به مخدوش جلوه دادن انتخابات اقدام کردند(۹) و بدینوسیله در زمینه سازی جهت مخدوش ساختن سیمای انتخابات شریک شدند در حالی که امام امت با قاطعیت به این توطئه ها و تحریکات پاسخ دادند و در صحبت مفصلی خطاب به شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی این گونه تبلیغات حساب شده را محکوم دانستند (۱۰).

جالب اینجاست با این تبلیغات حساب شده می خواستند اکثر پذیرفته شدگان در مجلس خبرگان را ارتجاعی جلوه دهند در صورتیکه اگر لاهیجی ها انتخاب می شدند معلوم نبود چه می گفتند.

در اینصورت محکوم کردن این نمایندگان که از طرف گروه های موتلفه از قبیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روحانیت مبارز، جامعه مدرسین، حزب جمهوری اسلامی، سازمان فجر اسلام، انجمن اسلامی معلمان ایران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و غیره معرفی شده بودند طبیعی است حرکت در خط امام نمی باشد و همگامی با نیروهای باصطلاح خلقی از جمله نقاط منفی سیاسی جنبش مسلمانان مبارز است.

در همین رابطه اعلامیه مصطفی به نام هواداران جنبش مسلمانان مبارز خطاب به پنج روحانی شورای انقلاب منتشر شد و در آن مطالب نادرست همراه با ناسزا فراوان مشاهده می شد.

با آقای دکتر پیمان تلفنی تماس گرفتم، وعده شد در محل جنبش مسلمانان مبارز همراه با چند تن با آقای پیمان ملاقات دو ساعته داشتیم و تمام نکات نامه سرگشاده بررسی شد. به اعتراف خود ایشان و حضار اکثر اطلاعات رسیده به ایشان غلط بوده!! و درنتیجه مواضع موجود در اعلامیه اکثرا یا دروغ و نادرست بود.

در همان جلسه ایشان با توجه به سابقه آشنایی با آقایان مذکور (آیت ا… بهشتی و دکتر باهنر) از هر دوی آنها تمجید و تعریف کردند ولی این امر در حضور ما بوده و تا کنون، اثری از این تعریف ها ندیده ایم!! سپس قول جدی دادند که این نامه سر گشاده را تصحیح کنند ولی تا کنون نکرده اند.

در همان جلسه اکثر مواضع گرفته شده سیاسی از طرف ایشان مطرح شد و ایشان یا به توجیه آنها می پرداختند و یا در برابر آنها سکوت کرده و یا می پذیرفتند اشتباه شده است. مثلا در رابطه با نپذیرفتن مسئولیت های مختلفی که به ایشان پیشنهاد شده مطرح شد که آیا شما توقع دارید تمام شرایط مساعد شود و سپس مسئولیتی نپذیرید، آیا در کجای جهان چنین امری رخ داده است، حتی در زمان شخص پیامبر هم چنین نشد.

مسایل فراوانی به اضافه نکات موجود در آن نامه که اهم آنها درباره کردستان، مسئله انتخابات، مسئله جاسوسی سعادتی، مسئله نپذیرفتن مسئولیت، مسئله ارتجاع، وحدت با مجاهدین خلق، ارتش، یاران امام، روحانیت مبارز و… مطرح شد.

تذکر این نکته جالب است که ماه ها پس از این جلسه حتی نکاتی که ایشان در آن اعتراف به نادرست بودن آنها کردند در امت (ارگان جنبش) منعکس نشد.

۲- دومین مسئله در رابطه با مواضع سیاسی جنبش مسلمانان مبارز دفاع از روزنامه صهیونیستی آیندگان بود که مع الاسف شب همان روز هم رادیو اسرائیل از آیندگان دفاع کرد. این دفاع در اعلامیه مشترک با مجاهدین خلق و جاما و… تحت عنوان هجوم به مراکز مطبوعات منتشر شد.

بد نیست چند جمله از این اعلامیه تاریخی آورده شود!!

«گروه های امضاء کننده اعلامیه حاضر در نهایت تاسف و تعجب خبر مهر و موم کردن چاپخانه یادگار (آیندگان) و بازداشت تعدادی از نویسندگان و کارکنان آنرا دریافت کردند……….. به اعتقاد ما این نشان دیگری است از لگام گسیختگی برخی مراکز قدرت که در مسیر انحصارطلبی خود هیچ حد و مرزی نمی شناسند» (۱۱).

در همین رابطه موضع امام را از آغاز انقلاب تا کنون در رابطه با مطبوعات دقت کنید و ببینید آیا این حرکت آن هم در این شکل در خط امام بوده؟

۳- سکوت و توجیه در برابر مسئله جاسوسی سعادتی، در همان ملاقات ایشان اولا این مسئله را جاسوسی نمی دانست و باید دید پس چیست، ارتباط با مامور اطلاعاتی شوروی و تقاضای ابزار دقیق جاسوسی و دادن اطلاعات به او معلوم نیست در عرف جنبش مسلمانان مبارز و هم پیمانان آنروزشان چه بوده است.

۴- سکوت در برابر توطئه های چپ های امریکایی و روسی که در کردستان و گنبد و دیگر نقاط هر روز پاسداران عزیز ما را به خاک و خون می کشیدند و انقلاب ما را به خطر می افکندند حتی در اعلامیه های مشترک با مجاهدین خلق وحدت همه نیروهای خلقی را مطرح می کنند(۱۲) و می دانید اصطلاح وحدت همه نیروهای خلقی بطور طبیعی شامل چپگراها هم خواهد شد.

و در تحلیل هایی که از کردستان منتشر می کردند گاهی آنقدر دو پهلو بود که نمی شد فهمید آیا بالاخره گروه های منحرف و مزدور مسئولیت دارند و خیانت می کنند یا کسانی که به دفاع از آرمان های انقلاب در برابر این توطئه ها ایستادگی می کنند.

ما از آنها می خواهیم به ما پاسخ دهند در مورد جنایات خلقی ها و چپ نماها در کردستان و گنبد چه افشاگری در آن روزها کردند، آیا این است حرکت در خط مکتب و امام؟

موضع رهبر کبیر انقلاب در رابطه با همکاری با مارکسیست ها از سال ۴۲ صریح و قاطع بود و حتی در نجف در مصاحبه با روزنامه لوموند(۱۳) صریحا هرگونه همکاری با آنها را رد فرمودند ولی باز هم می دیدیم که با همه تاکیدهای پیشوای عالیقدر اسلام امام امت و رهروان راهشان مسئله وحدت همه نیروهای خلقی مطرح شده و در برابر جنایات آنها سکوت می شود، آیا چه کسی پاسخگوی آن خواهد بود؟

۵- موضع گیری جدی در برابر چهره های معروف روحانیت مبارز و یاران بیست و چند ساله امام و در لفافه با عنوان ارتجاع آنها را کوبیدن، مع الاسف این موضعگیری هنوز از ترس آنکه مبادا مرتجع خوانده شوند ادامه دارد و در این رابطه حتی دست به دامن دروغ و تهمت زده اند. از جمله موارد آن همان نامه سرگشاده بود که اشاره شد(۱۴) در حالی که چنانچه ذکر شد در همان ملاقات که با ایشان داشتیم ایشان از این شخصیت ها دفاع می کردند اما معلوم نیست چرا منعکس نمی کنند، آیا این دوگانگی، نوعی سیاسی کاری نیست، کجایش با حرکت در خط مکتب سازش دارد؟

و خلاصه ارتجاع را به صورت گنگ و مبهم مطرح کردن و مدتها داد سخن دادن و سپس در همین زمینه با مجاهدین خلق به اختلاف کشانده شدن و تضاد اصلی را لیبرالیسم دانستن ولی در عین حال در اکثر موارد بصورت گنگ و مبهم ارتجاع باز هم مطرح می شود ولی اگر از ایشان بپرسید صریحا بگوئید آیت ا… منتظری، مشکینی، بهشتی بالاخره مترقی اند یا مرتجع؟ گاهی مترقی معرفی می شوند (در رابطه با لایحه اصلاحات ارضی) و گاهی نه(۱۵)، این روش مبهم نمی تواند بیانگر یک خط فکری مکتبی روشن باشد، باید تکلیف را روشن کنند، خصوصی یک طور، عمومی طور دیگر، گاهی یک روش و گاهی روش دیگر کار درستی نیست.

۶- در رابطه با قانون اساسی موضعی تقریبا مخالف موضع امام گرفتند و رای را نه به قانون بلکه به امام دادند(۱۶)، این روش دو پهلو گرفتن و در مجالس، قانون اساسی را ارتجاعی و طرفدار سرمایه داری خواندن بیانگر مسایل فراوانی است درحالی که می دانیم امام امت با قاطعیت فرمودند این قانون اساسی، مورد تایید است و انحراف اسلامی ندارد.

۷- پرهیز از هرگونه شرکت در بحث های آزاد و مناظره های علمی و مکتبی و در نتیجه تنها پیش قاضی رفتن، موارد متعدد این امر رخ داده از جمله یکبار در رابطه با قانون اساسی قول هم دادند شرکت کنند، تا ۵۵ دقیقه قبل از جلسه هم قول داده بودند و تاکید بر آمدن و ناگهان نیامدند!!

۸- به کار بردن شیوه های غیر اخلاقی و غیر اسلامی که با کار مکتبی سازگار نیست، تحریف و یا دروغ و تهمت چگونه با خط اسلام سازش دارد، اگر منظور کسب وجهه نیست پس چرا چنین کنند. از جمله موارد آن تحلیلی بود که امت ۵۷۷ در رابطه با استاد شهید مطهری داشت که با مهارت خواسته بود چهره اصیل این استاد بزرگ را مخدوش جلوه دهد، یا در رابطه با نایب رئیس مجلس خبرگان مطلب دروغی را بیان کردن و سپس هوچی بازی نمودن زیرا در آن زمان در خبرگان طرح شد بودجه ای که دولت تعیین کرده زیاد است و قبول نداریم، سپس یکی از نمایندگان گفته بود پول چای خود را هم خودمان می دهیم، نایب رئیس گفته بود دیگر پول چای مسئله ای نیست ممکن است اهانت به دولت تلقی شود ولیامت با کمال پرروئی بجای پول چای، چند میلیون تومان بودجه مجلس را مطرح کرده بود.

در مورد استاد شهید مطهری هم سابقه آشنایی ایشان با دکتر نصر را طرح کرده و بدون توجه به تاریخ آن به تفسیر دست زده بود در حالی که ماه ها پس از آن دکتر نصر همراه با دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد جلسه داشت و این امر می رساند نصر هنوز ماهیت مردمی از خود نشان می داده است و اینگونه تحلیل ها بیشتر ناشی از همان هدف وسیله را توجیه می کند می باشد تا ناشی از مکتب.

۹- نپذیرفتن هرگونه مسئولیت در امور کشور و همواره خارج از گود ایستادن و شعار دادن؛ ما در همان ملاقات شاهد بودیم دلیلی قانع کننده بر این امر نداشتند. از ایشان برای شورای انقلاب دعوت می شود می گویند یا این شرایط مرا بپذیرید یا نمی آیم، استانداری فارس پیشنهاد می شود مطرح می کنند به شرطی که فلان مقامات روحانی که در شیراز هستند در کار من دخالت نکنند، استانداری کرمان، ریاست دانشگاه اصفهان، مسئولیتی در وزارت کشاورزی، کاندیدای مجلس خبرگان از طرف گروه های موتلفه (روحانیت مبارز و جامعه مدرسین و مجاهدین انقلاب اسلامی و… ) برای شیراز معرفی شدند و ایشان نپذیرفته ولی کاندیدایی از طرف مجاهدین خلق و یارانشان را از تهران پذیرفتند؟!

خلاصه هر یک از مسئولیت ها که یا از طرف دوستان و اکثرا از طرف مسئولان به ایشان پیشنهاد می شد همگی رد شد، این یک طرف قضیه است و ممکن است اگر تا همین حد باشد کمی قابل توجیه باشد ولی می بینیم از طرف دیگر ایشان همان مسئولان را انحصارطلب می خوانند، این امر دیگر دور از انصاف است، اگر انحصارطلب بودند چرا شما را دعوت می کردند؟ از یکطرف شما نمی پذیرید و از طرف دیگر دعوت کننده و پیشنهادکننده ها را انحصارطلب و قدرت طلب می خوانید، این چه موضع گیری سیاسی است، آیا نباید گفت عافیت طلبی بیشتر بچشم می خورد تا تقوای سیاسی در عین حال فراموش نباید کرد که:

اگر روش نپذیرفتن هرگونه مسئولیت و خارج از گود ایستادن و نق زدن و انتقاد کردن و شعار دادن روش مکتبی و اسلامی است شما این روش را کجای تاریخ اسلام هنگامی که حکومت به دست پیامبر اکرم و یا حضرت علی بود سراغ دارید. بر اساس روش مذکور با توجه به اینکه شخص رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) نیز با صدها مشکل روبرو بوده اند یاران آنها باید از هرگونه پذیرش مسئولیت خودداری کنند و نتیجه سنگرها را خالی کنند

کجای تاریخ سراغ دارید که پس از انقلاب همه مشکلات حل و فصل شود و مسئولین صد در صد اصیل و خالص در همه امور گمارده شوند و همه ایده آل ها برآورده گردد و هیچ مانعی جهت اجرای اصول انقلابی در پیش نباشد که در انقلاب ما انتظار دارید که مثلا چون فلان مسئول و یا فلان مشکل در پیش است ما هم هیچ مسئولیتی را نمی پذیریم و اگر بنا باشد همه کارها روبراه و جاده ها صاف باشد تا انسان مسئولیتی را بپذیرد دیگر ادعای انقلابی بودن معنا ندارد، این کار از هر کسی ساخته است، و باید بدانیم این امر حتی در آخرین حلقه تکاملی تاریخ یعنی حکومت حضرت ولی عصر امام زمان هم رخ نخواهد داد زیرا پس از قیام حضرت سالها از میان خاک و خون و آتش عبور باید کرد تا استقرار کامل عدل و قسط اسلامی به رهبری حضرت پیش آید و این امر به جز شرکت فعال نیروها در کنار حضرت و پذیرش همه سختی ها و ناراحتی ها ممکن نخواهد شد.

و بالاخره نکته حساس تر اینکه افراد مکتبی مورد تایید شما که باید با آنها کار می کردید کیانند؟؟

جز اینکه در آن زمان رجوی ها، لاهیجی ها، و سایر هم پیمان های شما در جنبش و جاما و مجاهدین خلق و ساش و امثال آنها می بودند.

آیا آنها در خط مکتب و انقلاب و اسلام و امام بودند که ائتلاف با آنها حرکت مکتبی است؟

به نظر ما کسانی که از سالیان دراز پیش یعنی سالهای ۴۱، ۴۲ در کنار رهبری انقلاب بودند و به امر ایشان خطرناک ترین مسئولیت ها را می پذیرفتند از قبیل شورای فتوی هیئت های موتلفه که از جمله کارهای حیاتی اش اعدام انقلابی منصور نخست وزیر شاه بود و بالاخره پس از اوج گیری انقلاب خطیرترین مسئولیت از طرف شخص امام هنگام اقامت در پاریس به آنها واگذار شد؛ یعنی هسته مرکزی روحانی شورای انقلاب و در پی آن هدف تیرهای دشمن داخلی و خارجی شدن و بالاخره فرقان امریکایی تصمیم به ترور یک یک آنها گرفتن و در یک مورد عزیزترین ثمره وجود امام را به شهادت رساندن و از همه اطراف مورد هجوم تبلیغات سنگین لیبرال ها، فرصت طلب ها، خلقی نماها و گروهک های چپ و راست و نیز تمام دستگاه های امپریالیستی و صهیونیستی قرار گرفتن و با انگهای انحصار طلب، فرصت طلب، ارتجاعی، خودکامه و قدرت طلب هر روز و هر شب روبه رو شدن و با کمال ناجوانمردی هر عیب و اشکال و نقصی در کارهاست بر گردن آنها انداختن و هر خوبی و پیشرفتی را به خود نسبت دادن و باز هم به خاطر امام و به فرمان امام که اطاعتش اطاعت از رسول اکرم و خدای بزرگ است در برابر همه ناملایمات و رنجها و مشقتها و تهمتها و ناسزاها و نامردمی ها سکوت کردن و حتی از بعضی دوستان بیشتر از دشمنان باران تهمت و افترا به سوی آنها سرازیر شدن، این افراد و این کسان که به قول حضرت امام مظلوم واقع شده اند شهامت و شجاعت داشتند و دارند که با همه این گرفتاریها و طوفان ها و ناملایمات مسئولیت که در اسلام وظیفه است را پذیرفتند و به خاطر اسلام و قرآن و امام بار سنگین آنرا بدوش کشیده اند.

آاری آنها هم می توانستند کناری بایستند و شعار دهند و مغضوب هیچ کس نشوند و مورد هجوم هم قرار نگیرند و زندگی آرام و آسوده ای را در پیش گیرند و از هر خطری از جمله خطر هجوم تروریست های فرقان که سرنخ آنها به لانه جاسوسی می رسد مصون باشند ولی طبیعی است در پیشگاه خدا و امام هیچ جوابی نداشتند.

۱۰- موضع نه شرقی، نه غربی را با کمال روشنی و وضوح در تحلیل های سیاسی ایشان مشاهده نمی کنیم.

مثلا با اینکه تمام جنایتها و خیانتهای سران شوروی را از زمان رضاخان و نهضت جنگل و مصدق و قیام ۱۵ خرداد به رهبری امام و بالاخره جریان اریتره و افغانستان در یک مصاحبه ای با خبرگزاری تاس که در شماره ۶۴۴ امت منتشر شده بیان می دارند ولی باز هم در این مصاحبه و در کلیه تحلیل ها هرگز سیاست آنها را امپریالیستی نمی خوانند؟؟!

به گوشه ای از این اظهار نظرها دقت کنید:

«درست است که شوروی در ایران هیچ پایگاهی ندارد و ما هم معتقد هستیم منافع اقتصادی خاصی نیست که شوروی الآن از آن دفاع کند، بنابراین علیه ایران و انقلاب ایران عمل نخواهند کرد و منافعشان ایجاب نمی کند» (۱۷)

که در همین رابطه نکات ظریفی به چشم می خورد از قبیل اینکه:

الف- آیا حزب توده خائن و منافقین و فدائیان خلق و حزب دمکرات در رابطه با شوروی تکلیفشان چه می شود، آیا ابزار شوروی و پایگاه آن نیستند، البته به جهت همگامی دو ابرقدرت در سطح جهانی طبعا مورد تایید امپریالیسم غرب هم مخفیانه می باشند نمونه عینی آن در کردستان.

ب- گاز این منبع اقتصادی پر درآمد برای شوروی در زمان شاه را چه تعبیر می کنید که پس از انقلاب برای شوروی دردسر بزرگ به وجود آورده است.

ج- پس اگر منافعشان اقتضا کند علیه انقلاب ایران عمل خواهند کرد در اینصورت چه تفاوتی با امریکا دارند؟

به عبارات دیگری از ایشان دقت کنید:

«البته اینجا شوروی هست که باید با تجدیدنظر در سیاست کلیش اعتماد توده ها را جلب بکند» (۱۸)

«اگر همه الآن می گوئیم وضع یک خرده تغییر کرده و احساسات ضد شوروی بیشتر از قبل شده، علتش همان عامل است که گفتیم، مسلما مسئله افغانستان است که تاثیر زیادی روی مردم گذاشت و این را نباید شما فراموش کنید.» (۱۹)

«حتی در عریضه ای هم که برای امام خمینی نوشتیم، در آنجا هم راجع به شعار نه شرقی و نه غربی با تاکید بر اینکه این شعار کاملا صحیح است و نشانه عدم وابستگی است، گفتیم این شعار نباید باعث شود که دشمن اصلی، یعنی امریکا فراموش شود» (۲۰)

«به هر حال این دولت شوروی است که باید در درجه اول برای از میان بردن و پاک کردن این سوابق ذهنی ابتکار عمل را به دست گیرد و اقداماتی انجام دهد.» (۲۱)

اینگونه برخورد با شوروی نشان می دهد که، شوروی را امپریالیست ندانیم و در نتیجه برخوردی که بر اساس مکتب باید با امپریالیسم چه غربی و چه شرقی داشته باشیم با شوروی نداشته باشیم.

اینگونه برخورد شرق گرایانه کوچک ترین تفاوتی با برخورد [؟] نزیه ها که از امریکا خواهان آن هستند که اقداماتی کند تا سوابق ذهنی مردم نسبت به امریکا عوض شود نخواهد داشت، آنها از امپریالیسم خون آشام غرب این انتظار را دارند و این برادران از سوسیال امپریالیسم جنایتکار شرق، و طبیعی است هیچکدام با معیارهای اصیل اسلامی سازش ندارد.

کافی است به سازش های خیانتکارانه دو ابرقدرت شرق و غرب در طول تاریخ ننگین روابطشان از جمله هنگام تاسیس اسرائیل که بقول شهید شریعتی:

«مگر اسرائیل از زنای نامشروع کمونیسم و سرمایه داری به وجود نیامده»(۲۲) و نیز جریانات مختلف جهان و بالاخره جنگ تجاوزکارانه عراق علیه ایران همه و همه در نظر گیریم تا دریابیم چرا شعار شهیدان ما چنین بود:

«چین، شوروی، امریکا     دشمنان خلق ما»

از جمله کتاب های مفید در زمینه شناخت ماهیت یکسان ابرقدرت ها کتاب «پنتاگونیسم» نوشته خوان بوش ترجمه حسین مهری می باشد که نشان می دهد چگونه ابرقدرت ها با یک سیاست و با یک روش کلی با ملل محروم برخورد می کنند.

۱۱- بی اعتبار کردن مجلس شورای اسلامی که به فرموده امام امت اکثر نمایندگان آن در خط اسلام می باشند؛ در یکی از تحلیل هایشان درباره مجلس شورای اسلامی چنین می نویسند:

«کرسی های اولین مجلس بعد از انقلاب را جز اقلیت معدودی کسانی اشغال کردند که نقشی و سهمی در مبارزه علیه رژیم نداشته و به تعبیر مرحوم آیت ا… طالقانی انقلابیون بعد از انقلاب و مسلمین بعد از فتح می باشند.»(۲۳)

«با آنچه که درباره ترکیب نمایندگان می دانیم و نفوذ گسترده ای که عناصر سازشکار و مرتجع در مجلس به دست آورده اند، انتظار اقدامات و تصمیمات انقلابی و مکتبی از مجلس دور از واقع بینی است» (۲۴)

خوب دقت کنید تمام بلندگوهای استعمار و تمام بنگاه های سخن پراکنی امپریالیستی و صهیونیستی از رادیو اسرائیل و کلن و لندن و امریکا گرفته تا رادیو بختیار و رادیو بغداد هم با شدت هر چه تمام علیه این مجلس تبلیغ کرده و ناجوانمردانه ترین حملات را به آن می نمایند.

تمام گروهک های ضد انقلابی هم در ایران و هم در خارج کشور با تمام قدرت به مجلس حمله می کنند، جنبش مسلمانان مبارز هم با کمی لطافت همصدا با این محافل همین نغمه را ساز می کند، پس ما از کجا بفهمیم که حرکت آنها در خط انقلاب و اسلام است.

جالب این است در همان شماره جنبش در مقاله ای تحت عنوان برادرکشی در کردستان (که این امر هم خود جای تامل و دقت فراوان است) پیشنهاد می کند:

«به اعتقاد ما دولت باید برای اثبات حسن نیت خود و به منظور جلب اعتماد توده مردم کرد نمایندگان منتخب آنان در دوره اول انتخابات را به مجلس دعوت نموده و آنان را نمایندگان واقعی خلق کرد تلقی نماید»

آری کسانی که زیر فشار گروهک های وابسته به امپریالیسم و تحت زور سر نیزه آنها انتخاب شده اند محترم اند و باید برای حسن نیت آنها را نماینده واقعی مردم کرد شناخت ولی دیگر نمایندگان که اغلب آنها در خط اسلام و انقلاب اند قابل اعتماد نبوده و انتظار اقدامات انقلابی از آنان نیست؟؟!

به راستی چه شد که همین مجلس، دولتی را برگزید که خشم شدید تمام محافل ارتجاعی منطقه و تمامی محافل امپریالیستی و صهیونیستی را برانگیخت تا جائیکه ریگان آنرا ولت موقت نامیده و منتظر روی کار آمدن دولت میانه رو و عاقل است و تمام کوشش محافل سازشکار و محافل وابسته به امپریالیسم مبارزه با این دولت است.

برگزیدن چنین نخست وزیر قاطع، سازش ناپذیر انقلابی و کابینه در مجموع در همین خط که ناشی از رهنمودهای قاطع امام امت به مجلس بود که فرمودند مجلس اگر نخست وزیری غیرانقلابی به آن معرفی شد نپذیرد و همین امر هم شد و سازش ناپذیری مجلس با رهبری پیامبرگونه امام باعث روی کار آمدن چنین خطی شد چگونه با تحلیل جنبش مسلمانان مبارز جور در می آید؟

به هر صورت سایر اقدامات قاطع مجلس که مورد تایید امام و امت هم قرار گرفته نشانگر خط کلی حاکم بر آن است.

البته حضور عناصر ارتجاعی و سازشکار و متلون هم به صورت یک اقلیت امری انکار ناپذیر است.

۱۲- مطالب دیگری در رابطه با موضع گیری های جنبش قابل طرح است که با توجه به خط کلی که به دست آوردیم خواننده می تواند خود به تحلیل آنها بپردازد اما یک مطلب حساس هست که شاید بیان کردن آن در کنار مواضع سیاسی جنبش تا حدودی مشکل به نظر می رسد ولی در هر صورت قابل ذکر است.

آن مطلب مربوط به تناقض ادعای ضد استثماری و ضد امپریالیستی آقای دکتر پیمان که مسئول اصلی جنبش می باشد با رفتارشان است؛ اجاره دادن خانه خود آن هم در اوج پیکار سرنوشت ایران با امریکا پس از ۱۷۷ شهریور به یک شرکت امریکایی(۲۵) قابل تامل است. و گرانی ویزیت دندان پزشکی ایشان، که از جمله موارد آن مربوط به خانواده شهید اندرزگو می شد و تا این اواخر چند هزار تومان به ایشان بدهکار بودند و نیز در جریان چهلم مرحوم آیت ا… طالقانی همراه با سرمایه دارانی همچون احمد علی بابائی نامه ای را امضا کردن را نمی توان با ادعاهای قاطع و محکم ضد استثماری و ضد سرمایه داری هماهنگ دانست و…

به هر صورت آیا خط امام که خط صداقت، عدم سیاسی کاری، نه شرقی و نه غربی بودن است با عملکرد آقایان یکی است که حتی پس از ملاقات اخیر با امام در مصاحبه ای با ظرافت خاصی امثال خود را مصداق عینی خط امام دانستند. (۲۶)

خطوط کلی مواضع جنبش مسلمانان مبارز در رابطه با خط امام را تا آنجا که امکان داشت مورد بررسی قرار دادیم و چنانچه مشاهده شد این مواضع از قبیل همگامی طولانی با منافقین و سکوت طولانی در برابر توطئه های چپگراها و تایید ضمنی روزنامه صهیونیستی آیندگان و محکوم کردن مجلس خبرگان و رای ناقص به قانون اساسی دادن و… نمی تواند مواضعی در خط انقلاب و در خط امام باشد.

البته با تحلیلی که درباره مواضع ایدئولوژیک جنبش منتشر خواهد شد روشن می شود که برخی از موضع گیری ها نمی تواند جدای از موضع نسبتا التقاطی آنها در مسائل ایدئولوژیک باشد و می دانیم که خطر التقاط مسئله ای است که نمی شود به سادگی از آن گذشت.

البته در همین جا تذکر دهیم چنانچه در آغاز جزوه هم آمد ما مواضع مترقی و اصیلی که دکتر پیمان و در نتیجه جنبش مسلمانان مبارز گرفته و می گیرند از قبیل موضعی که در برابر رژیم سلطنتی در اوج انقلاب داشتند و نیز موضع جدی شان در برابر سازشکاران (لیبرالیست ها) و تحلیل های اخیرشان درباره منافقین و امثال آنها را فراموش نکرده و نمی کنیم.

ولی امیدواریم این مواضع اخیر صادقانه باشد نه از روی مصلحت گرایی و عافیت طلبی که شیوه سیاسی کاران است و متاسفانه موارد آن را در مواضع جنبش مشاهده کرده ایم؛ مثلا مطالبی که اخیرا جنبش پس از مواضع جدی امام و آیت ا… منتظری در مورد مجاهدین خلق گفته است به شدت قابل بررسی است زیرا در آنها گاهی اشاره شده «ما از آغاز به آنها می گفتیم که شما این اشتباهات را دارید».

ولی منصفانه بگوئید کدام آغاز، کی و کجا این نکات را متذکر می شده اید؟ در همان ملاقات با ما فقط انتقادی که به آنها داشتید مرکزیت شدید سازمانشان بود ولی اینک مدعی هستید که مجاهدین خلق بختیار را بر امام خمینی ترجیح می دادند(۲۷) و یا به شیوه های دروغ و تزویر متوسل می شدند.

یا برای تضعیف رهبری، رهبر تراشی می کردند و… پس چرا آنها را افشا نمی کردید و مدت ها با آنها وحدت داشتید و هرگز در آن زمان ها این نکات را متذکر نشدید، به راستی چه کسی مسئول نیروهایی است که در چتر همین وحدت منحرف شدند و چه کسی مسئول لطماتی است که این وحدت به آنها و به انقلاب وارد آورد. خلاصه از دیدگاه الهی نمی توان این مسائل را توجیه کرده و جای انتقاد جدی باقی است و اشکال ساده ای نیست که بتوان از آن گذشت.

اما راه اصلاح باز است، منتهی سیاسی کاری نباشد، صداقت و صراحت و قاطعیت و تقوی الهی لازم دارد. بیائید در یک سری نشست های جدی با یاران صدیق و مورد تایید جدی امام آن هم نه به صورت خدای نخواسته بهره گیری سیاسی که متاسفانه اخیرا یک نمونه آن رخ داد بدین صورت که در ملاقات طولانی خصوصی با یکی از همین شخصیت ها، اعتراف به اشتباهات خود در مورد ایشان می نمایند، ضمن آنکه نظرات خود را هم بیان می کنند ولی مدتی بعد بار دیگر با شدیدترین و بدترین لحن در ارگان جنبش به این شخصیت بزرگ و همفکرانش حمله کرده اند(۲۸)، چگونه این روش می تواند مکتبی باشد و ناشی از صداقت اسلامی و تقوی الهی و چگونه می توان آن را توجیه کرد؟

به هر شکل با نشست جدی و صمیمانه و خالصانه با آنها به تحلیل دقیق تمام مواضع اقتصادی، تاریخی، فلسفی، سیاسی اقدام کنید و چه بهتر که این نشست ها در حضور جمع یاران باشد و یا آنچه در جلسات مطرح می شود ضبط و ثبت شود تا مورد استناد پیروان هم قرار گرفته و مشکلات گوناگون بینشی و سیاسی حل و فصل گردد، نه اینکه در حضور طوری و در غیاب روش دیگری پیش گرفته شود.

در پایان تذکر مجدد این نکته ضروری است که نقد و تحلیل ما از مواضع فکری آقای پیمان که زیربنای مواضع سیاسی ایشان تا حدود زیادی هم هست از قبل از انقلاب شروع شده و چنانچه متذکر شدیم آقای دکتر شریعتمداری و آقای پرورش و دیگران در جریان بعضی از این تلاشها بوده اند و طبیعی است تحلیل مواضع فکری و مواضع سیاسی ایشان ربطی به سازمان و گروه خاصی ندارد.

و طبیعی است از پیش محکوم کردن و نخوانده قضاوت کردن و با انگ خاص مطلب را مخدوش جلوه دادن، این شیوه های ارتجاعی و مترقی نما که متاسفانه به قول دکتر سروش معمول شده است(۲۹) خود یک موضع ارتجاعی و فرصت طلبانه و فرار از کشف حقیقت است.

امید است خواننده عزیز با مطالعه این جزوه به شناخت بیشتر جنبش مسلمانان مبارز موفق شده و پاسخ سئوالات خویش را دریافت داشته باشد و هر گونه اشکال و یا پیشنهاد و انتقادی داشته باشد صمیمانه در اختیار آنها خواهیم بود و انتظار ما از جنبش مسلمانان مبارز هم این است که به دقت به محتوی مطلب نگریسته و اگر پاسخ مناسبی دارند به دور از هر گونه تعصب گروهی و شعارگونه مطرح نمایند.

من ا… التوفیق و علیه التکلان

چند تذکر:

۱- در ص ۱۳ درباره تاریخچه جنبش آمده که پس از انقلاب اعلام موجودیت کرد، باید تذکر دهیم فعالیت مجدد آن پس از انقلاب بوده و الا قبل از آن گهگاه اعلامیه می داده است.

۲- پیشنهادات و انتقادات را به آدرس – اصفهان خیابان هارونیه – مسجد امام علی ارسال دارید.

پی نوشت

۱- در تاریخ ۱۵ فروردین ۵۸

۲- در ۲۹ اردیبهشت ۵۸

۳- در ۲۷ تیرماه ۵۸

۴- در ۱۷ مرداد ۵۸

۵- به جزوه مجاهدین خلق و قانون اساسی مراجعه کنید که روشن شده آنها حتی قبل از تاسیس مجلس خبرگان قرار داشته بودند که قانون اساسی را رای ندهند؟؟! ولی بنده خدا پیروان بی خبر.

۶- با توجه به اینکه ایشان به این اصل انقلابی خود تکیه دارند که کار سیاسی باید برخاسته و براساس مکتب باشد از جمله به مصاحبه ایشان در مجله اندیشه اسلامی ۵۸٫۱۱٫۱۷۷ مراجعه کنید.

۷- روزنامه انقلاب اسلامی از انواع سانسورها استفاده می کند و هربار فرد یا موسسه ای به تکذیب آنها اقدام می نماید که جالب است تکذیب را هم گاهی سانسور می کنند، جریان کودتا و تحریف های آشکار مربوط به آن یک نمونه است که می بینیم از باقری ها دفاع می شود ولی کشف کنندگان کودتا خود کودتاچی معرفی می شوند «نامه سرگشاده مجاهدین انقلاب اسلامی».

۸- اطلاعیه ۲۷ تیرماه ۵۸

۹- ۱۳ مرداد ۵۸

۱۰- تاریخ اعلامیه ۱۷ مرداد ۵۸

۱۱- ۳۰ تیرماه ۵۸

۱۲- روزنامه لوموند ۶ مه ۱۹۷۸ مصاحبه امام

۱۳- شماره ۷۱ امت مورد دیگر این معنی است.

۱۴- امت شماره ۹۲

۱۵- در مصاحبه تلویزیونی شب انتخابات مربوط به قانون اساسی هم صریحا گفتند.

۱۶- مصاحبه خبرگزاری تاس با برادر پیمان، امت شماره ۶۴ ص ۶

۱۷- نقل از مصاحبه مذکوره امت شماره ۶۴ ص ۷

۱۸ و ۱۹ و ۲۰- نقل از امت شماره ۶۴، ص ۷ با خبرگزاری تاس

۲۱- بازگشت به خویشتن

۲۲- امت، شماره ۵۷، ص ۱

۲۳- امت، شماره ۵۷ ص ۲

۲۴- در جزوه «از سخن تا عملکرد» سند آن آمده است.

۲۵- مصاحبه دکتر پیمان با اطلاعات پس از ملاقات با امام.

۲۶- و طبیعی است که در تمامی توطئه ها علیه خط امام شرکت جویند.

۲۷- شماره ۹۲ امت ص ۱۰، بگذریم از تحلیلهای درون گروهی که حملات شدیدتر است.

۲۸- مطالعه کتابهای دگماتیسم نقابدار و ارتجاع مترقی از دکتر سروش در این مورد مفید به نظر می رسد.

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها