چاپ این خبر
کد خبر : 75461
۱۱:۰۸ ب.ظ - چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۳/۲۴
چرایی یک حضور؛

در مسیر سالن های ورزشی، گام به گام به سوی ناتوی فرهنگی

آیا کامله زنانی که قرار است طرح یک جامعه اسلامی متمدن را برای آینده این کشور ترسیم کنند خروجی حضور در سالن های ورزشی هستند یا حاصل و نتیجه حضور در محیط های فرهنگی، معنوی و اجتماعی متناسب با شئونات یک زن مسلمان، آن هم زن مسلمانی که الگوی آن ذوات مقدسی چون حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) است.

چشمه سار-سردبیر/ ملی‌پوشان فوتبال ایران با حضور در نهاد ریاست جمهوری با حسن روحانی دیدار کردند و در این دیدار مسعود شجاعی کاپیتان تیم ملی از رئیس جمهور ایران درخواست کرد تا شرایطی فراهم شود که براساس آن بانوان نیز بتوانند از نزدیک فوتبال را تماشا کنند.

سال گذشته نیز معاون زنان و خانواده دولت یازدهم در گفت وگو با رسانه ها حضور زنان در سالن های ورزشی را مطالبه اصلی آنها بیان کرده و حتی تلاش های زیادی برای تحقق این امر انجام داد!

«محمدامین قانعی راد» رییس انجمن جامعه شناسی ایران و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی از ضرورت حضور زنان در سالن های ورزشی این گونه داد سخن می راند و می گوید؛

زنانی که در آن جا حضور پیدا می کنند مادران کنونی و آینده کشور ما هستند و بدون شک حضور آن ها در این عرصه می تواند در انتقال فرهنگ ورزشکاری و ورزش دوستی به فرزندان و اعضای خانواده آن ها موثر باشد.

باید گفت علی رغم این که رسانه های بیگانه ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه ها و مسابقات ورزشی را همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی اعلام می کنند، اما ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه ها اولین بار در تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۷۳ مطرح شد. در سال ۱۳۷۹ نخستین نشست تبیین تبعات ورود زنان به ورزشگاها و میادین ورزشی برگزار شد که در آن حضور زنان در ورزشگاه ها منوط به پوشش ورزشکاران شد. اما نماینده ستاد امر به معروف و نهی از منکر در آن نشست اعلام کرد که علی رغم آن که از نظر فقهی ورود زنان به محل انجام ورزش هایی که پوشش ورزشکاران پوشیده است، بلامانع می باشد اما زمینه این کار در جامعه فراهم نیست.

تحولات پیش آمده در سبک زندگی و گذر از جامعۀ سنتی به جامعۀ مدرن شئون مختلف اجتماعی را دستخوش تغییر کرده است که بخشی از این تغییرها در حوزۀ خانواده و بحث حضور زنان در جامعه نیز دیده می شود.

اما آیا با بروز این تغییرات، تغییری نیز در فطرت انسان ها ایجاد کرده است و آیا نقش های مادری و همسری به ویژه برای زنان نیز تغییر یافته است.

این پرسش بسیار ساده ای است، اما برخی عامدانه درصدد پاسخی پیچیده به آن هستند.
افشای انگیزه هایی که در پس طرح موضوعاتی چون دوچرخه سواری زنان در ملاء عام و حضور این قشر در سالن های ورزشی وجود دارد و طرح مسائلی که برخواسته از انگیزه های فمنیستی است، اجرای گام به گام قبح زدایی و عادی سازی حضور بانوان در مجامع و مکان هایی است که سنخیتی با شأن زنانه یک بانوی مسلمان ندارد.

می گویند طبق قانون های جهانی جلوگیری از ورود خانم ها به ورزشگاه ها ممنوع است. این که بانوی مسلمان ایرانی باید در ابتدا متعهد به کدام قانون یا عرف باشد، قانون و عرف جامعه اسلامی یا قانون و عرف بین المللی؟ این خود سوالی بس اساسی و در خور اندیشه است.

ماهیت طراحان موضوعات هنجارشکن به ویژه در ماجرای فرستادن زنان مطلقه جوان به دیگر کشورها جهت کار کردن بیش از پیش افشا می شود.

این امور مصداق همان چیزی است که امروز در برخورد با مسائل اصلی و فرعی کشور می بینیم، تغافل عمدی نسبت به امور مهم بانوان و پرداختن به مسائلی که در منظومه مسائل زنان حتی در پایین ترین ردیف نیز قرار ندارد.

بالا رفتن سن ازدواج، یکی از صدها معضلات و مشکلات بانوان است که ما را با جمعیت چهارده‌ میلیونی‌ مواجه کرده است که به رغم دارا بودن سن ازدواج و نیاز به آن همچنان مجرد مانده اند و همین نکته تأثیر گسترده ای در رشد آمار روابط نامشروع داشته است؛ ضمن آن که آسیب های روحی فراوانی، به خصوص برای دختران ایجاد کرده است از جمله آنکه نگرانی از تجرد قطعی به اموری نظیر جلوه گری در خیابان ها منتهی شده و تن دادن به دوستی های نامشروع را موجه کرده است.

فرشته روح افزا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه هر کسی پیگیر این مسائل است باید اول مشکلات زنان را حل کند، اذعان کرد: در کشوری که زنان تا گلو غرق در مشکلات هستند نظیر بیکاری، تورم، مشکلات ازدواج، بالارفتن سن ازدواج، افزایش طلاق، بحث مرخصی زایمان، خانم های خانه داری که بیمه نیستند، مشکلات خانواده هایی که مردان معتاد دارند، خانواده هایی که زیر خط فقر زندگی می کنند و هزاران مشکلی که در حوزه زنان و خانواده وجود دارد که بسیار هم مهم هستند نباید فقط به فکر سوت و کف زدن زنان باشیم.

می گویند سواد ورزشی می تواند از طریق ورزشکار بودن و ورزش دوست بودن به فرزندان انتقال پیدا کند و حضور زنان در ورزشگاه ها یکی از اصلی ترین راه های انتقال ورزش دوستی به نسل آینده است.

بر اساس این استدلال الکن و لنگ باید مادران تمام مدال آوران و قهرمانان ورزشی تاکنون صدها بار در ورزشگاه های مختلف حضور یافته باشند که اکنون فرزندان آنها توانسته اند به قهرمانی دست یابند.

جا زدن یک امر ساده و پیش پاافتاده به عنوان یک مطالبه و خواست فراگیر و مردمی و عدم هوشیاری، ساده لوحی و غفلت در طرح چنین مسائلی بیان گر آن است که اراده، افکار و قلم هایی خواسته و در برخی موارد نیز ناخواسته و از سر ناآگاهی و جهل چینش پازلی را به عهده گرفته اند که نتیجه نهایی آن به هم ریختگی بیشتر وضعیت بانوان در جامعه و به فراموشی سپردن حل مشکلات عمده زنان و تحقق یکی از گام های ناتوی فرهنگی در کشور است.

در جامعه ای که زنان آن در ورزشگاه ها با آن مشخصات و ویژگی هایی که از چنین محیط هایی سراغ داریم حضور می یابند آیا دیگرحال معنوی برای تربیت صحیح اسلامی فرزندان برای چنین زنانی باقی خواهد ماند.

آیا کامله زنانی که قرار است طرح یک جامعه اسلامی متمدن را برای آینده این کشور ترسیم کنند خروجی حضور در سالن های ورزشی هستند یا حاصل و نتیجه حضور در محیط های فرهنگی، معنوی و اجتماعی متناسب با شئونات یک زن مسلمان، آن هم زن مسلمانی که الگوی آن ذوات مقدسی چون حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) است.

آری، نباید انتظار داشت زنانی که در بین جیغ و صوت و کف و هزاران هیجانی که در محیط های ورزشی مردانه با اشکال مختلف آن بروز و ظهور می کند، همان سکینه معنوی و وقار و آرامش روحی که در وجود بانوانی که محیط های در خور شأن خود را انتخاب کرده اند و فضایل انسانی آنها و گوهر نجیب درونی شان در این محیط ها بالنده و پرورش یافته است را دارا باشند و همینانند که جواهرات درونی خود را برای خانواده و فرزندان خویش به ارث می گذارند.

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها