چاپ این خبر
کد خبر : 78182
۹:۰۰ ق.ظ - جمعه ۱۳۹۶/۰۵/۲۷

چگونه مادران برای خودشان نیز مادری کنند؟

زنان باید بدین حقیقت پی ببرند که الگوی عملی و عینی فرزندانشان هستند؛ زمانی که نوجوان خود را به مطالعه کتاب یا فعالیتی تشویق می کنند، فرزند به تناقض میان حرف و عمل مادر پی خواهد برد، زیرا مادری را در واقعیت مشاهده می کند که خود نه کتابی دارد و نه فعالیتی

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار به نقل از ندای اصفهان، از درد به خود می پیچید؛ این لحظات را که از قبل پیش بینی کرده بود، سبب شده بود تا ساک دستی اش را که شامل مدارک پزشکی و اثاث نوزاد نظیر لباس می شد، از چندین روز پیش در گوشه اتاق قرار دهد. خود را به گوشی تلفن رساند و با همسرش تماس گرفت. پس از آن دیگر چیزی نفهمید تا با صدای گریه آشنا و غریب یک نوزاد روی دستان پرستار به هوش آمد.

***
زنان بسیاری تجربه اصیل و زیبای مادر شدن را پشت سر گذاشته اند و به جرات می توان گفت اکثر به قریب تمامی دختران در دوران کودکی شان، یک عروسک داشته اند که به چشم فرزند خود بدان نگاه می کردند.
تقریبا همه مردم معتقد به این نکته هستند که محبت مادری، بی قید و شرط ترین نوع عشق در روابط انسانی است، به گونه ای که مادر، تمام رنج ها و مصایب بزرگ کردن فرزند را به جان می خرد. او حاضر است نیمه شب از خواب ناز خود برخیزد، به فرزندش شیر دهد و بدون ذره ای احساس تعفن، پوشک او را تعویض کند، سپس او را روی پایش بخواباند و بارها و بارها برایش لالایی بخواند تا خوابش ببرد. بزرگ که می شود او را در انجام تکالیف مدرسه راهنمایی می کند و با جدیتی مثال زدنی، به ملاقات معلم می رود تا وضعیت تحصیلی فرزندش را زیر نظر داشته باشد.

به دلیل تعدد بی شمار، شمردن این دست خدمات مادرانه کار ساده ای نیست، به گونه ای که می گویند بهشت زیر پای مادران است، اما در این میان زنانی دیده می شوند که خسته و ناتوان، کماکان خود را روی زمین می کشانند تا به وظایف مادری عمل کرده و آن را به نحو احسن به انجام برسانند. اما سوالی که پیش می آید، این است: این لَختی و بی رخوتی از کجا آغاز می گردد؟ چطور ممکن است آن عشق آرام و در عین حال آتشین مادرانه، کسالت و یا بددلی حتی نسبت فرزند را در پی داشته باشد؟
بعضی دیگر از مادران نیز هستند که حتی متوجه این مساله نمی شوند که خستگی بر روحشان سایه افکنده و همچنان پر تب و تاب در خدمت به فرزند، در تکاپو و تلاش، حرکت می کنند.

فراموشی خودِ شخصی
اگر موشکافانه تر به زندگی شخصی هر دسته از زنان بالا، نگاهی بیندازیم، آنچه که مشترک است و خواهیم فهمید، این است که گویا دیگر چیزی برای خویشتن باقی نمانده است. چه بسیار اند مادرانی که به خاطر فراموشی «خودِ شخصی» شان، دچار خستگی و افسردگی و یا تنزل و رکود در رشد فردی و اجتماعی می گردند.

فی الواقع تعداد مادرانی که در مقابل فرزندانشان به یک خدمتگزار «بله قربان گو» بدل می گردند، کم نیست. زنانی که از خاطرشان می رود تا پیش از به دنیا آوردن فرزندشان، نام دوستان صمیمی شان چه بود؟ یا برای تناسب اندام و نشاط شان به کدام باشگاه ورزشی می رفتند؟ آنها روزها را با یکنواختی پشت سر می گذارند و با این تصور که «من مادرِ عاشقی هستم»، خود را با تمام علایق، استعدادها، و ویژگی ها، بدست طوفان فراموشی می سپارند.
آری؛ زنانی که باور ندارند و یا نمی دانند آنان نیز انسان های مستقلی از فرزندان شان بوده و همانند همان فرزندان، نیازمند رشد فردی و اجتماعی، رسیدگی، تفریح و روابط خوب و دوستانه می باشند.
زنان بایستی بدین حقیقت پی ببرند و واقف گردند که الگوی عملی و عینی فرزندان شان، خودشان اند؛ بطوری که، زمانی که نوجوان خود را به مطالعه کتاب یا فعالیتی تشویق می کنند، فرزند به تناقض میان حرف و عمل مادر پی خواهد برد، زیرا مادری را در واقعیت مشاهده می کند که خود نه کتابی دارد و نه فعالیتی.

قدر مسلم آن است، زنانی که در عین مادری برای فرزند، برای خود نیز مادری می کنند، قطعا افراد سالم تر و مفیدتری را تربیت خواهند کرد. مادران باید بدانند که پیش از بدنیا آوردن یک انسان دیگر به نام فرزند، خود انسان مستقلی بودند و پس از مادر شدن نیز کماکان باید بتوانند تا میان عشق به فرزند و عشق به خود، تعادل و توازن معقولانه ای ایجاد کنند؛بطوری که وقتی فرزندشان بالغ شد و خانواده ای مجزا تشکیل داد، خود را در آیینه نگاه کنند و بگویند «احسنت بر تو زن! برای خودت نیز چیزی کم نگذاشتی».

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها