چاپ این خبر
کد خبر : 78710
۸:۵۹ ب.ظ - جمعه ۱۳۹۶/۰۶/۱۷
چرا باید ولایت پذیر بود؛

تبیین ریشه های ولایت و ولایت پذیری

ولایت محتاج تعیین دستور العمل و نسخه خاص است و تجویز این نسخه منوط به داشتن فقاهت است مانند طبابت و قضاوت که شخص نسخه دهنده و صادرکننده حکم خود باید طبیب و قاضی باشد.

چشمه سار– حجت الاسلام علی نوری/ ماه ذی الحجه به جهت اهمیتی که در مناسبت های آن وجود دارد به نام ماه ولایت نام گذاری کرده اند و اوج ارزش گذاری این ایام از عید قربان تا عید غدیر است. در ماه ذی الحجه نزدیک به ۲۵ مناسبت در خصوص شأن و منزلت امیرمومنان علیه السلام و اهل بیت وارد شده است و از این باب علما معتقد هستند که ماه ولایت است.

شأن نزول آیه هل اتی، آیه مباهله، آیه تطهیر، حدیث منزلت، آیه اکمال، جریان حدیث کسا، حدیث ثقلین، عید غدیر و از این باب اهمیت ویژه ای دارد.

آنچه که باید بر آن دقت داشته باشیم آن است که باید برای حفظ مکتب شور داشت، شور همراه با شعور و هر جا شور و شعور همراه هم بوده ارزش ها نیز احیاء شده اند، مانند محرم الحرام که شور و هیاهو آن را زنده نگه داشته و جا دارد که غدیرخم نیز که روز اتمام نعمت و اکمال دین است، مردم با هیاهو و به خصوص با برگزاری کاروان های شادی آن را احیاء کنند.

همان طور که امام (ره ) فرمودند مکتب باید هیاهو داشته باشد.
توجه به آداب و اموری که در عید غدیر وارد شده بالاخص اطعام دادن در این روز سفارش شده و پوشیدن لباس نو، زیارت مشاهد مشرفه و سنت بازدید از سادات و اطعام کردن در این روز به مثابه اطعام همه انبیاء، شهدا و صلحا است و صدقه دادن.

انسان یک موجود کمال طلب است و در بدو تولد بسیار ناقص بوده، همانگونه که قرآن کریم نیز بر این امر صحه گداشته است، میل باطنی برای رفع نواقص خود دارد، اعم از نواقص جسمی و روحی و برای رسیدن به این کمال نیاز به یک ظرف مکانی و زمانی دارد، اسم این ظرف مکانی جامعه است. انسان از آنجایی که قادر نیست نیاز خود را به تنهایی رفع کند نیاز به جامعه دارد و جامعه نیز یعنی روابط متقابل و هدف مشترک و کوچک ترین واحد جامعه را خانواده شکل می دهد و روابط متقابل در جامعه نیز فرهنگ را شکل می دهد، که عناصر آن ارزش ها، هنجارها و نمادها است.

ارزش ها هدایت گر رفتار اجتماعی انسان است تا کمال انسانی شکل گیرد و اگر نباشد انسان به کمال نمی رسد.

ارزش ها چه چیزی هستند؟ ارزش ها بایدها و نبایدهایی است که این بایدها و نبایدها را در اجتماع مدنی مجری قانون تبیین می کند. چون علی القاعده می خواهیم به کمال برسیم مجری قانون کسی جز خدا نیست و نماد ان انبیا، امامان معصوم و ولی فقیه زمان است.

برای درک قانون و کشف حقیقت نیاز به عقل و نقل داریم، در این بین نقل مبنی بر سخنان پیامبر و ائمه اطهار است و وقتی عقل و نقل در رفتار به کار گرفته شود و بتواند در جامعه کار کند اختلاف ارزشی ایجاد نمی شود.

ما در جایی اختلاف ارزش ها داریم که یا به دلیل عدم درک درست از کمال مطلوب است و یا به دلیل عدم درک درست از رابطه بین افعال اختیاری و کمال مطلوب بوده است.

هر یک اگر یک طرفه باشد می بینیم که سازگار نیست انسان را به مطلوب نمی رساند.
ارزش ها واقعیت نفس الامری دارند.

از نظر جامعه شناسان و هم چنین از نگاه دین به خود دین، دین دارای کارکرد در جامعه است. از نظر جامعه شناسان کمک به اشخاص در پیدا کردن هویت اخلاقی، فراهم کردن تفسیر محیط های اجتماعی و طبیعی، تقویت روحیه اجتماعی و انسجام و همبستگی گروهی، تقویت و تحکیم مبانی ارزش های زندگی اجتماعی و برآوردن نیازهای عاطفی از جمله کارکردهای دین است.

از نگاه دین به خود دین؛ دین پاسخ به احساس تنهایی می دهد چه تنهایی فیزیکی، روحی، معاشرتی و عاطفی. پاسخ دهنده ترس از مرگ، کاهش رنج و تعب، معنا دادن به زندگی، حل تنازع و تعارض و کنترل درونی است که امنیت اجتماعی را در پی دارد.

دین از بحران های روانی جلوگیری می کند، دین انسان را از اسارت های ظاهری و باطنی دور می کند، عقاید باطل و خرافی را از جوامع می زداید و از بین برنده شهوات و موجب تقویم منافع دیگران بر منافع فردی است.

از جمله دلایل این که چرا انسان ها رنج می برند؛ شتابزده عمل کردن، عدم توجه به مصالح و مفاسد کار، خودپرستی و خودبینی و یا آن که رنج انسان ها ممکن است مربوط به والدینشان باشد، ممکن است اقتضاء تکوینی جهان باشد، آزمایش خداوند و یا پیامد گناهان انسان و کفاره گناهان باشد.

مجری قانون باید فقیه باشد چرا فقیه باشد چون اداره جامعه محتاج علمی است که تنها در اختیار فقها است. رهبری محتاج قاطعیت، جزمیت و سرعت در تصمیم گیری است.
ولایت محتاج تعیین دستور العمل و نسخه خاص است و تجویز این نسخه منوط به داشتن فقاهت است مانند طبابت و قضاوت که شخص نسخه دهنده و صادرکننده حکم خود باید طبیب و قاضی باشد.

در نظام سیاسی ما یک حکومت انسان بر انسان داریم که سلطتنی است که نتیجه آن استبداد و دیکتاتوری می شود و یا اقلیت بر اکثریت که نتیجه آن افراطی گری خواهد شد.

نوع دیگر حکومت، حکومت خدا بر انسان است که نظام ولایی می گویند. ولایت به معنای سرپرستی و حق تصرف است. حق تصمیم گیری بر دیگران بالذاته یا بالعرض.
بالذات یعنی به طور مستقیم که ولایت مستقیما در مولی الیه اعمال ولایت می کند و یابالعرض که مانند پیامبر ولایت را از خدا می گیرد.

خداوند ولایتش بالذات است چون خدا خالق، مالک، رازق و رب است و مابقی ولایت ها از جمله ولایت النبی، ولایت الامام، ولایت الفقیه و ولایت المومن بالعرض هستند.
ولایت المومن در جایی است که دسترسی به قانون و یا رهبری خاصی وجود ندارد، آنجا نیز ولایت تعطیل نمی شود.

ولایت بر اساس متعلق آن برتکوین یعنی آنچه لباس آفرینش پوشیده باشد، مثلا تا خدا نخواهد باران نمی آید خورشید نور ندارد، انسان نطق ندارد، درخت رشد ندارد.

یا ولایت بر تشریع که قانون گذاری و باید و نباید بشر است یعنی ولایت انسان بر انسان است مانند ارث ، امر به معروف و نهی از منکر. درحکومت ما که حکومت توسط جانشین جانشین نبی اداره می شود .همانطور که معصوم فرمودند واما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات حدیثنا ….البته فقیهی که صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه و مطیعا لامر مولاه باشد اداره می کند که تو سط خبرگان رهبری کشف واعلام می شود .واختیاراتی دارد که شامل ولایت فقیه مطلقه است یعنی هم اطلاق زمانی و مکانی و ….که امروزه نظام کفرجهانی مانع از سیطره حکومت ولایی در سرتاسرعالم شده است.

اختیارات ولی فقیه؛ به دست آوردن احکام اسلام بدون دخل و تصرف، شأن قضا چه مستقیم و غیرمستقیم، سرپرستی شئونات اجتماعی اعم از فرهنگی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی، سیاست داخلی و خارجی، بین الملل و منابع طبیعی، جنگل و دریا، امور حسبه و غیرحسبه، مجانین بی سرپرست، ارث بی وارث، معادن زیرزمینی و روزمینی، انفال و غنائم، حفظ سرحدات، تعیین نظم عمومی، تامین امنیت. در احکام اولیه و ثانویه با حکومتی بنا بر مصالح عمومی.

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها