چاپ این خبر
کد خبر : 80755
۲:۰۵ ب.ظ - دوشنبه ۱۳۹۶/۰۸/۲۲
نوشتۀ آقای حسین نجفی زاده،

معرّفی کتاب مطالعاتی دربارۀ خوانسار: عمارت میرمحمّدصادق

عمارت میرمحمّدصادق را شاید بتوان همسنگ و همتراز عمارت های صفوی مانند عالی قاپو یا چهل ستون دانست که دیوارهایی بلند، با رخ هایی کنگره دار بر بلندای آن و درهای متعدّد و بی شباهت به یکدیگر دورتادور آن را فراگرفته است.

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار، سخنی کوتاه دربارۀ مؤلف کتاب:

استاد حسین‌ نجفی زاده در دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۷ در خوانسار به دنیا آمد. وی از خاندان های سادات موسوی و از احفاد سیّد ابوالقاسم جعفر موسوی خوانساری (۱۱۵۸–۱۰۹۰ه.ق)، مشهور به میرکبیر، از علمای بزرگ اواخر عهد صفویه و مدفون در قودجان است. پدران نجفی زاده همه از علمای دین زمان خود بودند، که از آنها هم تألیفاتی برجای مانده است.

 

وی در کودکی در محلۀ رئیسان و در «عمارت میرمحمّدصادق» می زیست. تحصیلات ابتدایی و بخشی از متوسّطۀ خود را در خوانسار (سال ۱۳۴۱) و سپس تا سال ۱۳۴۵ در اصفهان گذراند.

آن گاه وارد دانشگاه تهران شد و ابتدا در رشتۀ فیزیک و سپس در ریاضی تا سال ۱۳۴۹ مشغول به تحصیل شد. در سال ۱۳۵۱ به فرانسه و به شهر استراسبورگ عزیمت کرد و دانشجوی فیزیک نظری در مقطع دیپلم در مطالعات پژوهشی شد.

همین‌ جا بود که با پروفسور ژرژ مونسونگو، استاد کرسی فیزیک نظری در مرکز پژوهش های علمی و نیز پروفسور ژان لازابتی، استاد کرسی فلسفه در دانشگاه استراسبورگ آشنا، و به گذراندن رساله ای با راهنمایی ایشان علاقمند شد؛ لیکن با ناتمام گذاشتن تحصیل در فیزیک نظری، به شهر نیس فرانسه رفت و به کسب دانش در رشتۀ ریاضی و انفورماتیک تا سال ۱۹۷۵م. مشغول شد، اما هیچ گاه از شوق او به معرفت شناسی کاسته نشد، تا دوباره به آن رساله بازگردد.

در همین سال به برلین غربی رفت، و ضمن آموختن زبان آلمانی، وارد دانشگاه فنّی برلین شد، و باز هم به رشتۀ فلسفه روی آورد. او کارش را با رساله ای دربارۀ اختلافات مکتب کپنهاگ و پاریس دربارۀ علّیّت پی می گیرد. وی همچنین به تدریس زبان فرانسوی به عنوان زبان خارجی در انجمن فرانسۀ برلین پرداخت.

پس از بازگشت به ایران، به تدریس ریاضی به زبان فرانسوی در مدرسۀ رازیِ آن زمان، و نیز تدریس زبان آلمانی در دانشگاه علم و صنعت و انجمن فرهنگی آلمان می پردازد، چنان که سبب آشنایی او با هانس کونگ و یوزف فن اس نیز همان انجمن بود.

در دانشگاه های تهران و تربیت مدرّس نیز به عنوان مدرّس چندین سال به کار مشغول شد. از وی چندین کتاب درسی دانشگاهی به زبان آلمانی و نیز نوشته هایی در دستور تطبیقی و همچنین ترجمه هایی از او چاپ و منتشر شده است.

در سال های اخیر هم بیشترین کارش انتشار آثاری چون تاریخ و فلسفۀ علم بوده که برخی از آنها با استقبال فارسی زبانان در سراسر دنیا روبرو شده است.

 

دربارۀ کتاب:

کتاب مطالعاتی دربارۀ خوانسار: عمارت میرمحمّدصادق، به بررسی و تبیین چگونگی بنیان «محلۀ رئیسان» و عمارت میرمحمّدصادق و ویژگی معماری آنها اشاره دارد.

کتاب هرچند تنها ۴۰ صفحه را شامل می شود، اما از حیث آشنایی با موضوعاتی چون مراحل و چگونگی ساخت محلۀ رئیسان و عمارت معروف میرمحمّدصادق در خوانسار، نوع معماری و ویژگی های منحصر به فرد امکنۀ فوق، معرّفی شخصیّت های علمی و مذهبی، و به طور کلّی، واکاوی بخشی از تاریخ معاصر و نیز معماری ابنیۀ خوانسار در دورۀ قاجاریه، بسیار مفید و حائز اهمیّت است.

با مطالعۀ این کتاب می توان دریافت که بنیان کوی رئیسان و عمارت میرمحمّدصادق در زمانی رخ داد که هنوز خانه های خوانسار حالتی کاملاً سنّتی و بی پیرایه داشتند، امّا اقدامات عمرانی میرمحمّدصادق و ساخت ابنیۀ جدید، نوید معماری نوین و پیچیده تری را نسبت به گذشته به اهالی خوانسار می داد و حضور معماران و استادکاران برجستۀ اصفهانی در ساخت این ابنیه نیز، شاید تجربۀ گرانمایه ای بود که در اختیار معماران محلّی خوانسار قرار گرفت و ایشان را به سبک و اصول معماری عهد قاجاریه بیشتر آشنا ساخت.

همچنین تصاویر و عکس هایی هم که نویسنده در اختیار گذاشته است، کمک فراوانی می تواند به پژوهشگران و محققان محلّی در باب مطالعه و شناساییِ معماری خانه های قدیمی و تاریخی عصر قاجاریه در خوانسار بکند.

کتاب حاضر به تازگی (در سال ۲۰۱۷ میلادی) در سانفرانسیسکو واقع در ایالات متحده چاپ شده و انتشارات آمازون نیز آن را منتشر و توزیع کرده است.

محتوای کتاب:

نویسنده پس از بازگشت به زادگاه خود (که پس از نیم قرن دوری و هجران اتفاق افتاد) و در مدّت هفت ماهی که در خوانسار اقامت داشت (به سال ۱۳۹۱)، به شناسایی و مطالعۀ آثار و ابنیۀ برجای مانده از نیاکان خود همّت فراوان گماشت، و دستاوردهای خود را در همان سفر، ذیل: «مطالعاتی دربارۀ خوانسار» منتشر کرد.

در کتابش ابتدا به معرّفی میرمحمّدصادق و تبار او می پردازد. میرمحمّدصادق در سال ۱۲۰۸ه.ق/ ۱۱۷۳ه.ش در خوانسار به دنیا آمد. او یکی از فرزندان سیّد مهدی کبیر صاحب رسالۀ ابوبصیر و از شاگردان میرزای قمی است.

سیّد مهدی در علم رجال، فقه و اصول و حدیث تبحّر داشت. وی به سال ۱۱۸۲ه.ق در خوانسار به دنیا آمد و در ۱۲۴۶ه.ق در کربلا در گذشته است. سیّد مهدی خود فرزند آقا سیّد حسن از علمای بزرگ و از فرزندان آقا سیّد حسین (م. ۱۱۹۱ه.ق و مدفون در خوانسار) است، و نکتۀ جالب این که، میرزای قمی (که استاد همین سیّد مهدی کبیر است)، شاگرد و شوهرخواهر مرحوم آقا سیّد حسین» می باشد. سیّد حسین نیز پسر سیّد ابوالقاسم‌ جعفر، معروف به میرکبیر و مدفون در قودجان از توابع خوانسار است که او هم از شاگردان علاّمۀ‌‌ مجلسی و نیز از علمای بزرگ عصر خود محسوب می شود.

مؤلف در ادامۀ نوشته هایش در همین بخش، به انگیزۀ میرمحمّدصادق از ساخت عمارتی درخور شئون خود می پردازد و بیان می دارد که وی اندکی پپش از درگذشت پدر و البته با مشورت حاکم قجر، معماران و استادکاران اصفهانی را، که خود یا پدرانشان در ساخت و گسترش مسجد چهارراه خوانسار (بخشی از مسجد جامع بعدی) در سال ۱۱۳۴ه.ق دخیل بوده اند، به کار می گیرد. این استادکاران درمی یابند که با معماران محلی و خصوصاً مصالح بومی نمی توانند کاری از پیش ببرند. لذا در آغاز در جستجوی زمینی برآمدند که از گزند سیل مصون بماند و نیز جهت قبله (به سبک عمارت ها و مساجد صفوی) رعایت شود.

در صفحات بعدی، نویسنده سپس به توصیف و تشریح دایره وار بناها و مراحل ساخت و ساز عمارت می پردازد. اشارۀ او به دایرۀ دوم مشتمل بر چندین بناست که به ترتیب شامل بناهای جنوبی، غربی، شمالی، شمال شرقی، جنوب شرقی و شرقی می باشند.

وی از سبک استفاده از باغ های ایرانی در این معماری می گوید تا حمام های اختصاصی، تاق ها و رواق های چشم نواز و نورگیرهایی با اشکال منتظم، سنگ فرش های مجلّل، ستون های سنگیِ یکپارچۀ عظیم به شکل شش وجهی های منتظمِ صیقل داده شده و خوش تراش، اصطبل، اتاق هایی با پلکان ها و طاقچه های متعدّد همراه با نقّاشی های دل انگیز و خوشنویسی های فراوان آیات قرآنی و اشعاری در وصف بنا در کنار گل و مرغ های منقوش بر روی تیرهای سقف و چشم اندازی بر باغچه های درختکاری شده؛ که همگی آنها در بخش دایرۀ دوم و بناهای جنوبی و غربی واقع شده اند.

در ادامۀ همین قسمت دایرۀ دوم، به توصیف مسجد (مسجد رئیسان) در بخش شمالیِ عمارت و نیز معماری و چگونگی توسعۀ آن می پردازد. مسجدی که از گلدسته و گنبد در آن هیچ نشانی وجود ندارد و معماریش نیز ساده و بی پیرایه است و سابقاً در آن، به رسم معهود در دهۀ اول محرّم، مجالس روضه خوانی در عزای حسین(ع) برپا می شد.

آن گاه به شرح قسمت بنای شمال شرقی از همین دایرۀ دوم پرداخته و از بنایی بسیار ساده اسم می برد که بدان بیرونی می گفتند و اختصاص به ملاقات با میهمانانی داشت که ممکن بود دقایقی یا ساعتی با اهل عمارت کاری داشته باشند، بی آنکه اجازه یابند به خود عمارت وارد شوند یا از محلّ آن تصوّری داشته باشند.

این بنا را می توان به اتاق انتظاری تشبیه کرد، که میهمانان برای ملاقات یا دیدار موقّت با اهل خانه در آنجا منتظر می ماندند. همین اصل در سایر بناهای دایرۀ دوم نیز جاری است.

در ادامۀ توضیحاتش، به بنای جنوب شرقی می رسد، که آن هم بسیار ساده با حیاط کوچکِ دارای حوضی در وسط آن است. ساختمان مزبور دارای سقف هایی پوشیده شده با تیرهای چوبی زمخت و تختۀ بدون رنگ آمیزی، گچ بُری ابتدایی، سقف آراسته به برخی سوره های کوتاهِ قرآن کریم، و نیز اتاق هایی بسیار ساده و فاقد هرگونه تزیینی است.

تنها اتاقی که پنجره‌‌‌ ای رو به عمارت دارد، تیرها و قاب های رنگ آمیزی و نقّاشی شده دارد که البته نه زراندود و نه در طراز عمارت است و در سال ۱۲۷۸ه.ق بنای آن به اتمام رسیده است. در قسمت شرقی هم، از بنایی نام می برد که متشکّل از دو اتاق بزرگ و یک گوشواره است که پنجره هایش مشرف به عمارت است و حیاطی هم برای آن تدارک دیده شده که در جنوب آن در و پلّکانی قرار دارد که به بنای جنوب شرقی می رسد.

از نظر نویسنده، این اصل در همۀ بناهای دایرۀ دوم با وسواس خاصّی رعایت شده تا میزبان بتواند بدون بازگشت به عمارت، میهمانانی را که در هر یک از بناهای دایرۀ دوم در انتظار او هستند ملاقات کند، بی آنکه ناگزیر به بازگشت به خانۀ خود باشد.

نگارنده در بخش بعدی به توصیف و تشریح بناهای دایرۀ سوم و محیط و مناظر اطراف آن می پردازد. از نظر او، این بناها منحصراً به خدمه ای (به جز خدمۀ زن و اصطبل بان ها) اختصاص دارد که به زندگی در کنارعمارت ناگزیرند، امّا هرگز عمارت اصلی را به چشم خود ندیده اند.

این مردم همگی به گویش خوانساری حرف می زنند و زندگی بسیار ساده ای دارند. از صنف بنّا، آشپز و کارگر‌ند و قلباً نیز ارادت خاصّی به ساکنین عمارت دارند و به کار برای آنها افتخار می ورزند. در این دایره، سرایی، بازاری و کاروانسرایی قرار دارد که فاصله اش با عمارت چند ده متری بیشتر نیست. هدف از ساخت کاروانسرا هم، تدارک جایی برای رعایا و پیله ورانی بود که محموله های خود را که به عنوان مال الاجاره به عمارت بدهکارند، بتوانند تحویل دهند و یا به فروش برسانند.

این بنا کسانی (همچون مسافران و بازرگانان و تجار غیر بومی) را هم در خود جای می داد که مجبور بودند شبی را در خوانسار سپری کنند.

در ادامۀ مطالعۀ صفحات کتاب، به بخش عمارت میرمحمّدصادق یا به عبارتی باغ ارمی می رسیم، که از اهمیّت بیشتری نسبت به دیگر بناها برخوردار است. از نگاه مؤلف، این عمارت را شاید بتوان همسنگ و همتراز عمارت های صفوی مانند عالی قاپو یا چهل ستون دانست که دیوارهایی بلند، با رخ هایی کنگره دار بر بلندای آن، و درهای متعدّد و بی شباهت به یکدیگر دورتادور آن را فراگرفته است. درهای دورتادور گاهی نشان از مطبخی، انباری، اصطبلی، شبستانی، یا دربِ ورودی به بناهای دایرۀ دوم دارند، که ضخیم و از چوب گردو هستند.

طاقنمای رنگین؛ آجرهای لعاب دار سبزرنگ در زیر طاقنما در چندین ردیف که از ضلع شمال شرقی تا شمال غربی امتداد دارد؛ قاب های رنگ آمیزی و خطّاطی شدۀ زراندود مزیّن به نقوش گل و مرغ و اشعار و آیه های قرآنی در سقف اتاق ها؛ درب و پنجره هایی مشبّک از جنس چوب و زینت شده به نقش هایی زیبا و دل انگیز و پوشیده با شیشه های رنگین؛ حیاطی با کف سنگ فرش و دو اصطبل وسیع؛ اتاق هایی وسیع و رنگ آمیزی شده با گچ بری های ساده و حتّی پیچیده و زیبا به همراه سربخاری های گچ بری و آینه کاری شده؛ بخشی از ویژگی های این بنای معروف و تاریخیِ زیبا می باشند. اشعار نوشته شده بر چوب سقف ها بیان می دارند که این ساختمان در سال ۱۲۵۴ه.ق (= باغ ارمی = ۱۲۱۷ه.ش) به اتمام رسیده است.

از دیگر خصوصیّات منحصر به فرد معماری این عمارت، تعبیه برف اندازهایی مستطیل شکل و نیز اتاقی موسوم به کیبون (در اصطلاح اهالی محلی) در ساختمان بوده است. از کیبون برای نگهداری میوه و محصولاتی که باید در معرض هوای خنک قرار بگیرند استفاده م یشد. اتاق هایی تودرتو و بسیار زیبا، وجود شاه نشین در قسمت ارسی و سایر موارد، از دیگر ویژگی های بارز عمارت میرمحمّدصادق به شمار می روند.

به گفتۀ مؤلف، با پایان عمارت مزبور به سال ۱۲۵۴ه.ق، میرمحمّدصادق در جستجوی نامی درخور شأن و مناسب برای آن برمی آید، و بدین ترتیب نام محلّۀ رئیسان را برای کوی خود برمی‌گزیند، از آن جهت که گروه کثیری از رؤسای علمای خوانسار که همه از احفاد میرکبیر بودند، در این محّل سکونت داشتند.

در بخش پایانی کتاب و در ذکر محلّۀ رئیسان و تطاول زمان هم، نگارنده اشاره ای به سیر و تحوّل محلّه و عمارت نوبنیان رئیسان و نیز اوضاع و حوادث ایجاد شده پس از درگذشت میرمحمّدصادق می کند. آنگاه به تشریح و بررسی علل و عوامل نابودی و فراموشی آثار و ابنیۀ فاخر اجدادش می پردازد و موارد متعدّدی را از دلایل مهم از دست رفتن اهمیّت کوی رئیسان و تخریب بخش هایی از بناهای آن منطقه ذکر می کند.

در تحلیل عواملی که نویسنده برمی شمرد، می توان اینگونه دریافت، از زمان میرمحمّدصادق تا سال ۱۲۹۷ه.ش، اقدامات عمرانی فراوانی در شهر صورت گرفت، و تأسیس و شکوفایی محلّۀ رئیسان یکی از این اقدامات عمرانی محسوب می شود؛ اما با حوادث رخ داده در همان سال، و پس از آن، از حوالی سال ۱۳۰۰ه.ش به بعد، در حقیقت اهمیّت آن کاهش یافته و به تدریج رو به ویرانی م یرود. آنچه میرمحمّدصادق و نسل های بعدی اش به آن ارج می نهادند، صد سال بعد دیگر اهمیّت خود را به کلّی از دست داد.

نویسنده:  محسن محرابی برگرفته از وبلاگ تاریخ مردم خوانسار

پی نوشت:

۱- کشیش و نویسندۀ کاتولیک سوئیسی.

۲- اسلام شناس آلمانی و استاد بازنشستۀ دانشگاه توبینگنِ (Tübingen) آلمان.

۳- نک:

http://www.najafizadeh.ir/?page_id=4498 http://www.najafizadeh.ir/?page_id=4227

نیز بنگرید: نجفی زاده، حسین؛ مطالعاتی دربارۀ خوانسار: عمارت میرمحمّدصادق (ساخته شده در سال ۱۲۵۴ قمری، ۱۲۱۷ خورشیدی)، سان فرانسیسکو (ایالات متحده): نشر آمازون، ۲۰۱۷٫

۴- https://www.researchgate.net/profile/Hossein_Najafizadeh

۵- نحوۀ توزیع این کتاب در سایت آمازون قرار داده شده است:

https://www.amazon.com/Imarat-i-Mir-Muhammad-Sadiq-Najafizadeh-org/dp/1548471267

۶- از آن جمله است:

– «خوانسار: بازاربالا»؛

– «خوانسار: سیّد حسین ابن ابوالقاسم جعفر»؛

– و «خوانسار: ابوالقاسم بن الحسین الحسینی الموسوی»؛

۷- در تداول عامّ، مسامحتاً آن را «منزل یا خانۀ ابهری» مینامند.

۸- «گوشواره» آن است که بر دو جانب درِ ورودیهای ساختمان، دو ستون بنا کرده و نیم آجر عقبتر سازند (فرهنگ فارسی معین).

۹- همان، صص ۳-۱۱٫

۱۰- همان، صص ۱۲-۱۷٫

۱۱- «اُرُسی» نوعی در یا پنجرۀ مشبّک است که رو به حیاط باز میشود (فرهنگ فارسی معین).

۱۲- همان، صص ۱۷-۲۹٫

۱۳- ص ۲۹ کتاب، به نقل از سیّد محمّدحسن نجفی زاده.

۱۴- نک: همان، صص ۲۹-۳۲٫

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها