چاپ این خبر
کد خبر : 81016
۱۱:۴۵ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۶/۰۸/۳۰
گونه های حیات وحش خوانسار؛

شکارگاه ها و زیستگاه های حیات وحشِ قدیم خوانسار

تا نیم قرن پیش حضور پلنگ در کوهستان های صعب العبور خوانسار و مشرف به فریدن در منطقۀ درّۀ غار مشاهده شده بود، یوزپلنگ هم دیگر گربه سان بزرگیست که در خوانسار وجود داشته است.

به گزارش پایگاه خبری چشمه سار، خوانسار در گذشته با داشتن گروه ها و گونه های متعدّد و متنوّع زیستی و جانوری، یکی از غنی ترین مناطق و زیستگاه های طبیعی حیات وحش در کشور محسوب می شد؛ لیکن عواملی چون شکار یا صید بی رویۀ حیوانات؛ آثار و پیامدهای منفیِ ناشی از فعالیّت ها و دخالت های انسانی در تصرفات بی حدّ و مرز از طبیعت جهت بهره برادری در توسعۀ شهر و در نتیجه از بین رفتن و تخریب قلمرو و زیستگاه جانوران، و همچنین افزایش استفاده از مراتع برای چرای دام یا جهت کشاورزی، که نابودی گونه های گیاهی به عنوان اصلی ترین منبع غذایی حیواناتی چون آهو، کل، بز کوهی و غیره را در پی داشت، باعث بر هم زده شدن تعادل محیط زیست طبیعی در این منطقه شده و آن را با تهدید جدی روبرو کرده است، تا جایی که از برخی گونه های جانوری منحصر بفردِ خود جز نامی باقی نمانده است.

 

عکسی از دو شاخ متعلق به دو زیرگونۀ بز کوهی. شاخ بزرگتر و تیره تر از آنِ یک پازن و مربوط به حدود ۱۵۰ سال پیش است، و شاخ کوچک تر هم متعلق به یک قوچ کوهی است.
هر دو حیوان در منطقۀ جغرافیایی خوانسار شکار شده اند. ارسالی از اقای سعید توکلیان.

در این بین، شکار بی رویۀ حیوانات را شاید بتوان مهمترین و اصلی ترین عامل تهدید و نابودی حیات وحش در خوانسار برشمرد و شاید دخالت ها و تخریب های گستردۀ انسانی (مثل فعالیّت های عمرانی یا کشاورزی) که منجر به کاهش زیستگاه یا از بین رفتن مراتع و قلمرو زندگی موجودات شد را عامل دومی دانست که مقدّمات تدریجی کوچ و گاه کاهش جمعیّت حیات وحش و به دنبال آن، انقراض و نابودی نسل ها و گروه های جانوری در این منطقه را فراهم کرده است.

شاید جانورانی مثل کَل و بز کوهی و غیره از آن دسته از جانورانی باشند که یا مجبور به ترک زیستگاه خود شدند و یا به خاطر شکار بی رویه – در بخشی از منطقۀ جغرافیایی خوانسار یا در آن نقطه از محیط زیست طبیعی خود – از بین رفته اند.

مثلاً گلستانکوه منطقه ای بود که بیشترین گونه های جانوری در آن وجود داشت و اکثر شکارها هم در آن انجام می گرفت؛ به طوری که گفته شده برخی اهالی قدیم که ذوق شکار داشتند، در آن حوالی به شکار کبک و آهو و خرگوش و گراز می پرداختند و مدّتی را بدین وسیله به تفریح می گذراندند[۱]، و شاید این عامل، زمینه ای شد برای محو یا کوچ تدریجی حیوانات از آن منطقه.

در این پژوهش، با استناد به منابع و شواهد تاریخی و روایی، مختصراً به چند دسته از حیواناتی که قبلاً در محدودۀ جغرافیاییِ فعلی خوانسار وجود داشتند، می پردازیم.

یکی از معروف ترین گونه‌های جانوری در این شهر که از روزگاران گذشته به بعد با فرهنگ و نام خوانسار عجین شده، خرس است! این حیوان مهمترین شاخصۀ حیات وحش در خوانسار قدیم به شمار می رفت. اگرچه از نیم قرن اخیر تا به امروز خرسی دیده نشده و حتی گزارشی از حضور آن حیوان در مناطق کوهستانی خوانسار به دست نیامده است، اما به قطع می توان گفت که این حیوان در کوهستان های خوانسار (کوههای سمت قلۀ سول) وجود داشته و گویا در قدیم تعدادشان هم زیاد بوده است[۲]. سیّاحان و گزارشگران عصر قاجار و بعد از آن، که از خوانسار گذر یا عبور کرده اند از چنین حیوانی اسم برده و محل زندگی آن را هم ارتفاعات منطقه یا کوهستان های صعب العبور اطراف خوانسار ذکر کرده اند[۳]. این افراد انگار یا آن حیوان را به چشم خود دیده اند و یا از زبان دیگران شنیده و آن را در خاطراتشان ثبت کرده اند.

در حال حاضر در میان تودۀ مردم خوانسار اینگونه تصوّر می شود که شاید این جانور سا لها قبل منقرض یا از بین رفته باشد؛ اما به نظر می رسد هنوز هم تعدادی از این گونۀ خرس های خوانسار البته در مناطقی دیگر وجود داشته باشند که بنا به دلایل متعدّدی از جمله ناامنی محیط زیست آنان، به سمت غرب (شاید کوهستان های فریدن) و دیگر نواحی زاگرس مرکزی کوچ کرده اند[۴].

جدا از خرس، درندگان دیگری هم وجود داشتند که کم و بیش از آن اسمی به میان آمده اما امروزه در محدودۀ زیستی قبلی اشان دیده نمی شوند. یکی از این حیوانات پلنگ می باشد. آنطور که از نقل قول های شفاهی شکارچیان و راویان محلی قدیم خوانسار بر می آید، تا نیم قرن پیش حضور پلنگ در کوهستان های صعب العبور خوانسار و مشرف به فریدن در منطقۀ درّۀ غار مشاهده شده بود. یوزپلنگ هم دیگر گربه سان بزرگیست که در خوانسار وجود داشته و برخلاف یوزپلنگ های سایر نقاط ایران که در دشت ها و بیابان ها پرسه می زنند، در خوانسار اما این گربه سان زیبا جدا از بیابان های اطراف آن، در کوهستان های سمت قلۀ سول نیز زندگی و شکار می کرده است. به نظر می رسد هر دو گربه سان یا به کلّی منقرض شده باشند و یا با ترک زیستگاه قبلی، مجبور به کوچ یا مهاجرت به دیگر مناطق شده اند و البته گفته می شود در این یک مورد انسان دخالت چندانی در محو یا بهتر بگوییم کوچ آنها نداشته است؛ چرا که خسارات قابل ملاحضه ای از سوی این گربه سانان بزرگ به دامداران و رمه داران وارد نمی شده و بنابراین خطری هم از سوی چوپانان محلی متوجه آنها نمی شده است.

شاید بتوان چنین فرض کرد که کمبود منابع غذایی، سیلاب و رانش زمین، وضعیّت اقلیمی یا تغییرات آب و هوایی، و غیره، باعث نابودی یا شاید ترک زیستگاه قبلی از سوی این دسته از جانوران درنده و کوچ آنها به دیگر نواحی شده است، نه دخالت های انسان[۵]؛ مگر آنکه این دخالت او را به شکل غیر مستقیم در نظر بگیریم؛ یعنی شکار و در معرض انقراض قرار دادن حیوانات گیاه خوار به عنوان منبع اصلی غذایی آن موجودات گوشتخوار به وسیلۀ انسان، به نوعی باعث برهم زده شدن تعادل زیستی و زنجیرۀ غذایی این گربه سانان و در نتیجه محو و یا کوچ آنها شده است.

حیوانات شکارچی دیگری هم که در قدیم وجود داشته و هنوز هم به حیات خود ادامه می دهند شامل شغال (در بیشترین و انبوه ترین حیوانات وحشی)، گرگ، روباه، و تعداد کمی کفتار و گربۀ وحشی (در تعداد بسیار کم) هستند[۶].

احتمالاً کفتارها و گربه های وحشی در حوالی صفادشت تا رحمت آباد (کوه های چاقْ واغ، وَزْمِسّون و سُوْزِندون “یا سُوْزِندان” در ناحیۀ عربستان) فراوان بودند[۷].

اما حیوانات گیاه خوار نیز در منطقۀ جغرافیایی خوانسار بسیار بودند و گله های پر جمعیّت آنها در مناطق مختلف خوانسار از دشت و بیابان ها گرفته تا دامنۀ کوهستان ها دیده می شدند. آهو یا غزال یکی از آنها بود. زیستگاه این حیوانات چابک را اغلب در امتداد خوانسار به وانشان[۸] و نیز روستای سنگ سفید به درّه بید فریدن[۹] گفته اند و تا قبل از نیم قرن اخیر به وفور وجود داشت.

متأسفانه آنطور که از متن گزارشگران عصر قاجار بر می آید، شکار آهو بسیار متداول بود[۱۰] و شکار آن به همراه بز کوهی، کل، قوچ و پازن (نوعی بز کوهی) یکی از بهترین اسباب تفرّج و سپری کردن اوقات برای بعضی اهالی به شمار می رفته است[۱۱].

حیوانات فوق نیز (بز کوهی، کل، قوچ و پازن) در گله های پُرشمار در کوهستان های صعب العبور خوانسار زیاد بودند و اگرچه شکارچیان اصلی آنها پلنگ و یوزپلنگ و گرگ و شغال و… بوده، اما هیچ یک از این درندگان در حالت طبیعی تأثیری بر جمعیّت این گونه ها نداشته اند و در حقیقت این انسان بوده که باعث نابودی آنها و حتی زیستگاهشان شده است. البته این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که ورود گونه‌های غیر بومی مهاجم همراه انسان، مثل سگها نیز، تا حدودی تأثیرات منفی خود را بر کاهش جمعیّت گله های گیاهخواران میگذاشت.

عکسی از شکار یک قوچ کوهی در حوالی گلستانکوه خوانسار؛ نیمۀ دوم دهۀ پنجاه خورشیدی.
آلبوم شخصی جناب آقای غلامرضا لکی.

حیوان دیگری هم که به وفور در طبیعت خوانسار یافت می شد گراز بود که اغلب به صورت گله های متعدد در مراتع و گاهی در میان باغات و مزارع پرسه می زدند و در مواقعی هم با هجوم به مراتع و مزارع، باعث آسیب آنها و خسارات بسیار به کشاورزان می شدند[۱۲]. امروزه این حیوانات وحشی کمابیش در اطراف خوانسار خصوصاً نواحی مشرف به گردنۀ بویین و میاندشت دیده میشوند و در مواقعی هم زیان های بسیاری به محصولات کشاورزان می زنند.

همچنین خرگوش نیز در اطراف و حتی در داخل باغات و مزارع شهر به وفور یافت می شد و این حیوانات نیز صدمات جبران ناپذیری به درختان میوه و محصولات کشاورزی اهالی وارد می آوردند. این جوندگان در زمستان ها و زمانی که بارش برف دسترسی به غذا را برای آنها سخت و محدود میکرد، با هجوم به باغات و کندن پوست درختان، باعث خشکاندن هزاران درخت و نهال می شدند.

جالب آنکه چون خوردن گوشت خرگوش شرعاً کراهت دارد، لذا چندان تمایلی به شکارشان نبود و به همین دلیل همواره بر تعداد آنها و خسارات به وجود آمده افزوده می گشت[۱۳]. امروزه تعدادشان در مزارع کاهش یافته، اما در دشت های اطراف خوانسار کمابیش از این حیوان دیده می شود. به نظر توسعۀ شهر و خانه سازی و موارد دیگر، باعث کاهش جمعیّت این حیوانات در شهر و در نتیجه کم شدن خسارت های آنها شده است.

افزون بر اینها، در حال حاضر گونه های دیگر جانوری از راستۀ جوندگان چو سنجاب زمینی، جوجه تیغی، خارپشت و غیره نیز هستند که احتمال می رود دشتها و بیابان ها و نیز ارتفاعات و کوهستان های خوانسار محیط زندگی این جانوران بوده باشد.

اما در میان طیور هم می توان از کبک نام برد. کوه های خوانسار[۱۴] و همچنین مناطق سنگ سفید و لایجند تا صفادشت (گنداب سابق) یا به عبارتی حوالی سنگ سفید تا صفادشت[۱۵]، از اصلی ترین شکارگاه های کبک در فصل زمستان به شمار میرفتند؛ با این حال شکار کبک از امتداد روستای سنگ سفید به درّه بید یا به سمت دامنه، به واسطۀ کم آبی در آن محدوده کمتر بود[۱۶]. کبک در گلستانکوه نیز دیده می شد[۱۷] و این منطقه مرکز اصلی تجمع این پرندگان بود.

افزون بر کبک که هنوز هم کمابیش گله های آنها در اطراف خوانسار مشاهده می شود، طیوری چون دُرّاج[۱۸] و تیهو[۱۹] نیز در خوانسار وجود داشت که درّاج در ارتفاعات و دامنۀ کوههای آن[۲۰] و تیهو هم در حوالی صفادشت فراوان بودند[۲۱]. کرکس و عقاب نیز از پرندگانی هستند که در قدیم به وفور دیده می شدند، اما اکنون بسیار نادرند.

در حال حاضر هم می توان از گنجشک، زاغ و کلاغ (در جمعیّت بسیار زیاد که در مواقعی باعث زیان و آسیب بسیار به محصولات کشاورزی می شوند) و نیز دارکوب، هدهد، طُرقِه[۲۲] (در گروه های بسیار کمتر) و غیره نام برد که همچنان وجود دارند. قوش، قرقی، کبوتر صحرایی و جغد نیز در شهر و ارتفاعات آن مشاهده می شوند.

اما با تمام این توضیحاتی که داده شد، می توان این نتیجه را گرفت که اگر این گروه ها و گونه های متنوّع جانوری همچنان وجود داشته و به حیات خود ادامه می دادند، خوانسار علاوه بر آنکه می توانست یکی از فوق العاده ترین و غنی ترین مناطق و زیستگاه های طبیعی حیات وحش ایران یا به بیان ساده تر، قطب گردشگری حیات وحش در کشور محسوب شود، تجربۀ رویارویی بازدیدکنندگان و علاقمندان را هم با حیوانات وحشی فراهم می آورد (البته به صورت اصولی و در چارچوب قوانین و با نظارت کامل سازمان محیط زیست کشور)[۲۳]؛ لیکن اقدامات تأسف بار و مخرّبی که در دهه های گذشته در منطقۀ جغرافیایی خوانسار انجام گرفت، مثل شکارهای بی رویه و فعالیّت های غیر اصولی عمرانی و امثال آن، باعث نابودی قسمت عمده ای از حیات وحش این شهر و به دنبال آن از بین رفتن یکی از سرمایه های ملی و نیز یکی از فرصتهای مناسب جهت توسعه و رشد صنعت توریسم به عنوان یکی از منابع عمده و مهم درآمدزایی در این شهرستان شده است. امری که می توانست اقتصاد خوانسار را دوچندان بهبود بخشد[۲۴].

پی نوشت:
۱- تسبیحی، محمدحسین؛ خوانسارنامه، روالپندی (پاکستان): نبیله شاهد، ۱۳۷۶، ص۳۷٫
اگرچه شکار آزاد بود اما به صورت محدود و طبق مجوز دولت میبایست انجام میگرفت و شکارچیان هم فقط میتوانستند از اول آبان ماه تا ۱۵ روز مانده به ماه فروردین شکار کنند و بقیۀ ماهها ممنوع بود و نیز گفته شده اغلب حیوانات پیر و فرتوت هدف شکار بودند (گفتگوی شخصی با آقای غلامرضا لکی و سایر اهالی قدیم شهر).
۲- نک: سلطان محمد میرزا قاجار (سیف الدوله سلطان محمد)؛ سفرنامه سیف الدوله (سفرنامۀ مکه)، به تصحیح و تحشیۀ علی اکبر خداپرست، تهران: نشر نی، ۱۳۶۴، ص۳۷۹٫
طبق نوشتۀ سلطان محمدمیرزا از نوادگان فتحعلیشاه قاجار، خرس در کوهستانهای خوانسار فراوان بود.
۳- نک: سلطان محمد میرزا قاجار، سفرنامه سیف الدوله، همانجا. تحویلدار اصفهانی، میرزا حسین خان؛ جغرافیای اصفهان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۲، ص۶۲٫ هنرفر، لطف الله؛ اصفهان، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶، ص۴۹٫
۴- برای آگاهی بیشتر نک: حمیدرضا میرمحمدی؛ جغرافیای خوانسار، ج۱و۲، قم: دبیرخانه کنگره آقاحسین خوانساری، ۱۳۷۸، ص۵۹٫
۵- گفتگو با آقایان غلامرضا لکی، عزّت الله امیری و سایر اهالی قدیم شهر.
۶- نک: میرمحمدی، جغرافیای خوانسار، ص۶۰٫
۷- گفتگوی شخصی با آقای غلامرضا لکی.
۸- بروگش، هینریش؛ سفری به دربار سلطان صاحبقران (۱۸۶۱-۱۸۵۹)، ترجمۀ مهندس کردبچه، [تهران]: اطلاعات، ۱۳۶۷، ج۲، ص۳۴۹٫
۹- [محمد حسن میرزا مهندس قاجار و علی خان مهندس]‏؛ دو سفرنامه از جنوب ایران‏، به کوشش سیدعلى آل داوود، تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۸، ص۱۳۶٫
۱۰- دو سفرنامه از جنوب ایران‏، همانجا.
۱۱- زهرائی، فضل الله؛ دورنمای خوانسار، با مقدمۀ حسین واعظ زاده، تهران: نشر مؤلف، چاپ رنگین، ۱۳۴۱، ص۶۹٫ نیز: تسبیحی، خوانسارنامه، ص۳۷٫
۱۲- میرمحمدی، جغرافیای خوانسار، ص۵۹٫
۱۳- نک: زهرائی، دورنمای خوانسار، ص۹۴٫ نیز گفتگو با ساکنین قدیمی شهر.
۱۴- سلطان محمد میرزا قاجار، سفرنامه سیف الدوله، همانجا.
۱۵- زهرائی، دورنمای خوانسار، ص۷۳٫
۱۶- دو سفرنامه از جنوب ایران‏، به کوشش سیدعلى آل داوود، همانجا.
۱۷- صدر، حسین؛ شصت سال زندگی من – ما و آنها، خوانسار: نشر مؤلف، چاپخانۀ شبنم، ۱۳۵۸، ص۴۷٫ تسبیحی، خوانسارنامه، همانجا.
۱۸- درّاج پرنده ایست شبیه کبک از راستۀ ماکیان و از تیرۀ قرقاولان (دانشنامۀ آزاد ویکی پدیای فارسی).
۱۹- تیهو نوعی کبک از تیرۀ قرقاولان است (دانشنامۀ آزاد ویکی پدیای فارسی).
۲۰- هنرفر، اصفهان، ص۴۹٫
۲۱- زهرائی، دورنمای خوانسار، همانجا.
۲۲- طُرقِه پرنده‌ایست از راستۀ گنجشک‌سانان و از تیرۀ چکاوکیان (دانشنامۀ آزاد ویکی پدیای فارسی).
۲۳- درست همانند کشورهای شرق و جنوب قارۀ آفریقا که از این راه (گردشگری حیات وحش) کسب درآمد میکنند و دولت و سازمانهای محیط زیست آنها نیز بر محیط زیست طبیعی اشان و نیز رفتار گردشگران حیات وحش نظارت کامل دارند. گردشگری حیات وحش در برخی از کشورهای آفریقایی مثل کنیا و تانزانیا و آفریقای جنوبی و بوتسوانا و…، به صورت کاملاً اصولی و در چارچوب قوانین مراقبت و محافظت از حیوانات وحشی انجام میگیرد و نیز یکی از اصلیترین و عمده ترین منابع درآمدزایی و البته سودآور آن کشورها در اقتصاد ملی اشان به شمار میرود.
۲۴- با سپاس فراوان از آقایان غلامرضا لکی، عزّت الله امیری و سایر اهالی محترم خوانسار، که حقیر را در تدوین این پژوهش یاری رسانده اند.

 

نویسنده:  محسن محرابی                                            

برگرفته از وبلاگ تاریخ مردم خوانسار

اضافه کردن دیدگاه جدید

جدیدترین ها